• چهار شنبه 28 اردیبهشت 1401
  • الأرْبِعَاء 16 شوال 1443
  • 2022 May 18
یکشنبه 7 دی 1399
کد مطلب : 119968
+
-

شهیدان اهل قلم


حسین فرهادی‌کوهپایی

شهید حسین فرهادی‌کوهپایی تحصیلات خود را همزمان با خدمت در نیروی هوایی ارتش در رشته ادبیات به پایان رساند. دهم شهریور‎‌‎ماه1359 همکاری خود را با خبرگزاری پارس آغاز کرد و با آغاز جنگ، عازم جبهه کردستان شد. او پس از 2‎‌‎ماه حضور در منطقه، هنگامی که همراه رزمندگان در حال خنثی کردن تله انفجاری دشمن بود، مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسید. در وصیتنامه‎‌‎اش آمده: ‎‌‎«اگر شهید شدم جز برای اسلام و تداوم انقلاب نبوده و به خانواده‎‌‎ام بگویید که شهادت تولد من است و باید خوشحال باشند». 

علی نبی‎‌‎پور‌انگجی

علی نبی‎‌‎پور‌انگجی در 1359حرفه خبرنگاری را در سازمان خبرگزاری پارس آغاز کرد و در انجام این وظیفه خطیر از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد. با آغاز جنگ جزو نخستین داوطلبان برای دفاع از سرزمین قرار گرفت و در مدت فعالیت خود در سازمان به‎‌‎دلیل حضور مستمر در جبهه‎‌‎ بارها از طرف مسئولان تشویق و قدردانی شد. نبی‌پور پیش از شهادت، سرپرستی دفتر ایرنا در یاسوج را برعهده داشت. در هفتم مرداد 1361 در عملیات رمضان در جنوب شلمچه مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. در وصیتنامه این شهید آمده: «پیام خون همه افرادی که در راه شهادت، گام می‎‌‎گذارند اطاعت از امام و گام نهادن در راه مردان خداست که راهی بس دشوار و سخت است». 

سیدمحمد اسحاقی

او نخستین و تنها خبرنگار شهید استان گیلان است که در جنگ نیز از حرفه خود دست برنداشت و دفاع‎‌‎مقدس را وقایع نگاری کرد. او در طول خدمتش به سبب نوع کارش به امور سیاسی و تاریخی علاقه‎‌‎مند شد و در این زمینه مطالعات گسترده‎‌‌‎ای داشت و مترصد فرصت برای تحصیل کلاسیک در رشته تاریخ بود تا اینکه در رشت به همراه شهیدرضا دانا مورد حمله منافقین قرار گرفت و بر اثر شکستگی پا چند ماهی خانه‌نشین شد. او همزمان با تحصیل در دانشگاه، مطالعات وسیعی پیرامون ادبیات غرب و پژوهش در مسائل سیاسی داشت که مقالات او در اطلاعات و کیهان هوایی چاپ شد. او با حضور در عملیات‎‌‎های ‎‌‎رمضان، ‎‌‎والفجر1، 2، 3‎‌‎، 4 و کربلای3 و4 توانست گزارشی خواندنی درخصوص این عملیات بنویسد که در ‎‌‎اطلاعات، ‎‌‎کیهان ‎‌‎و ‎‌‎پاسدار ‎‌‎اسلام ‎‌‎به ‎‌‎چاپ رسید. از ‎‌‎شهید ‎‌‎اسحاقی ‎‌‎کتاب «‎‌‎نبرد الامیه» ‎‌‎ به یادگار مانده است.

داریوش گودرزی‎‌‎کیا

داریوش گودرزی کیا با پایان تحصیلات مقدماتی‎‌‎اش، در مهر1355، در خبرگزاری پارس به‎‌‎عنوان عکاس و تصویربردار مشغول فعالیت شد. با شروع جنگ از نخستین داوطلبان اعزام به جبهه‎‌‎ بود که پس از حضور در خطوط مقدم جبهه به ثبت رویدادهای مهم جنگ پرداخت. گودرزی‎‌‎کیا در عملیات‎‌‎های فتح‌المبین، رمضان، محرم، والفجر و خیبر حضور داشت تا اینکه با شرکت در عملیات عاشورا در منطقه میمک مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و 29مهر1363، پس از سال‎‌‎ها تلاش در عرصه‎‌‎های مختلف خبری و ثبت حماسه‎‌‎های رزمندگان اسلام به شهادت رسید. در وصیتنامه شهید گودرزی‎‌‎کیا آمده: «خدایا اگر به آن مقام که تو می‎‌‎پسندی، لایق نیستم، پس به غلامی غلام شهدا قرارم ده. خدایا تو را قسم به کودکان شهدا از گناهان من بگذر که دیگر طاقتم طاق شده است». 

منصور برخوردار

منصور برخوردار با شروع جنگ به‎‌‎عنوان تصویربردار، مقاومت رزمندگان را به ثبت رساند و سرانجام در 22بهمن1364، در عملیات والفجر8، در شبه‌جزیره فاو به شهادت رسید. در وصیتنامه شهید آمده: «خدایا به مادرم صبری عطا کن تا در شهادتم صبور باشد و زینب‎‌‎وار دیگر برادرانم را مهیای جهاد کند، مادر خوبم خیلی دوستت دارم. خدا می‎‌‎داند تنها ناراحتی‎‌‎ام این است که خدای نکرده بعد از شهادتم خودت را ناراحت کنید. مادر خوبم امشب عملیات ما آغاز خواهد شد و من هم مطمئنا خواهم رفت پیش خدا، پیش کسی که معبود ماست». 

مجید جباری‌شهیر

شهید مجید جباری‌شهیر رهسپار جبهه‎‌‎های جنگ شد و با همراهی2برادرش لباس سبز پاسداری به تن کرد. فعالیت همزمان در صداوسیما و سپاه در کارنامه رسانه‎‌‎ای این شهید دیده می‎‌‎شود. برنامه تلویزیونی «جنگ فجر» و برنامه رادیویی «پاسدار» از مهم‎‌‎ترین رسانه‎‌‎هایی بودند که شهید جباری به‌واسطه آنها فریاد بلند حقانیت رزمندگان اسلام را به گوش ملت ایران و جهانیان می‎‌‎رساند. معروف‎‌‎ترین تولید رسانه‎‌‎ای شهید جباری گفت‎‌‎وگو با شهید مهدی باکری، فرمانده لشگر عاشوراست. وی بهمن1364 در جریان عملیات والفجر8، هنگامی که مشغول تهیه گزارش و مصاحبه با رزمندگان بود، به شهادت رسید. او در شب عملیات و در برگه وصیتنامه‎‌‎اش نوشت: «این دفعه نتوانستم تحمل کنم که رزمندگان با سلاح برای عدالتخواهی به دشمنان هجوم برند و من میکروفن در دست گیرم. سلاحی تهیه کردم که هم نبرد کنم و هم اگر فرصتی یافتم وقایع عملیات را ضبط کنم و می‎‌‎دانم که شهادت، چنین فرصتی به من نمی‎‌‎دهد تا شما را از وقایع این عملیات سرنوشت‌ساز مطلع سازم». 

حسین ثامنی

حسین ثامنی پس از گرفتن دیپلم، در سال‎‌‎های ابتدایی جنگ به اصرار خود می‎‌‎خواست به جبهه برود که با وجود صغر سن نتوانست اعزام شود تا اینکه در سال1363 به‎‌‎عنوان خبرنگار واحد تبلیغات لشگر 27محمد رسول‎‌‎الله(ص) برای نخستین‌بار به جبهه رفت و در همان سال با حضور در عملیات والفجر یک، در اثر استنشاق گازهای شیمیایی و اصابت تیر به ناحیه سر مجروح شد. مادرش می‎‌‎گفت: «من از شیمیایی شدنش بی‎‌‎خبر بودم، بعدها همرزمانش به من گفتند. می‎‌‎گفت مادر تو جبهه را ندیدی، آنجا خیلی خوب است. در آخرین وداعش می‎‌‎خواستم بدرقه‎‌‎اش کنم، اما اجازه نداد، گفت اگر تو بیایی من نمی‎‌‎توانم بروم، من طبقه بالا بودم و از همان بالا نگاهش می‎کردم، رفت که رفت». او در کنار وظایف خود در جبهه خاطرات و زندگینامه شهدا را جمع‎‌‎آوری و ثبت می‎‌‎کرد. او در عملیات کربلای5 به‎‌‎عنوان بیسیم‌چی هم حضور یافت و 22اسفند سال1366 در سن 22سالگی در منطقه شلمچه به شهادت رسید.

فتح‎‌‎الله ژیان‎‌‎پناه 
خبرنگار اعزامی روزنامه جمهوری اسلامی بود که در جبهه جنگ به شهادت رسید.

حسین فرهادی
خبرنگار اعزامی خبرگزاری جمهوری اسلامی بود که در جبهه جنگ به شهادت رسید.

 یوسف نصوحی‎‌‎پور
خبرنگار اعزامی روزنامه کیهان بود که در جبهه جنگ به شهادت رسید.

 ایرج ایزدپناه 
خبرنگار اعزامی روزنامه اطلاعات بود که در جبهه جنگ به شهادت رسید.

حسن مصطفوی
حسن مصطفوی که پیش از انقلاب، سال‎‌‎ها در زندان‎‌‎های رژیم شاه دربند بود، پس از انقلاب و با شروع جنگ عازم جبهه شد. او خبرنگار اعزامی از استان کرمان بود که همراه لشگر41 ثارالله به منطقه رفته بود و به شهادت رسید.

حسن باقری

حسن باقری در قالب خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی به خوزستان رفت، اما به خاطر تخصص ویژه‎‌‎اش در جمع‎‌‎آوری اطلاعات، با درخواست محسن رضایی وارد سپاه شد و در پادگان گلف اهواز، واحد اطلاعات عملیات سپاه را بنیانگذاری کرد. حسن باقری پس از ارائه طرح‎‌‎های موفق غافلگیری در عملیات‎‌‎های ثامن‌الائمه، فتح‌المبین، بیت‌المقدس و... حین شناسایی برای عملیات والفجر یک در منطقه فکه به شهادت رسید.

سیدحسن شاهچراغی

شاهچراغی علاوه بر خبرنگاری جنگ، از آذر1361 سرپرست مؤسسه کیهان هم بود و تجربه نمایندگی مجلس را هم از سر گذراند. در طول مدت مسئولیت او در کیهان 3نشریه جدید کیهان فرهنگی، کیهان ترکی و کیهان اندیشه و همچنین سازمان چاپ و انتشارات کیهان راه‎‌‎اندازی شد. در اول اسفند1364 بر اثر مورد اصابت قرار گرفتن هواپیمایشان توسط جنگنده‎‌‎های بعثی به شهادت رسید.

حسین ضامن

حسین ضامن در سال1363 همکاری با خبرگزاری پارس را آغاز کرد و 2سال از خدمت خود را در مناطق محروم و دورافتاده چابهار گذراند. فروردین1365 به‎‌‎عنوان رزمنده بسیجی عازم جبهه شد و پس از یک‎‌‎ماه حضور در منطقه عملیاتی فاو، از ناحیه سر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و در 25اردیبهشت1365 به شهادت رسید. در فرازی از وصیتنامه شهیدضامن آمده: «امروز که استکبار جهانی با تمام موجودیت در مقابل اسلام و مسلمین صف‌آرایی کرده، به‎‌‎عنوان یک فرد مسلمان و مقلد حضرت امام‌خمینی(ره) نمی‎‌‎توانستم نظاره‌گر شهیدشدن جوانان عزیز میهن اسلامی و تعرضات دشمنان اسلام به جمهوری اسلامی باشم و در خانه بمانم». 

غلامرضا رهبر

غلامرضا رهبر، گزارشگر صداوسیما در جنگ بود و آهنگ خاصی در صدایش داشت که به گزارشش عمق می‎‌‎داد. او نه فقط یک خبرنگار ساده که منبع موثقی برای فرماندهان جنگ محسوب می‎‌‌‎شد. محسن رضایی گفته بود: «تا خبری توسط غلامرضا رهبر مخابره نمی‎‌‌‎شد از صحت آن اطمینان نداشتم. او نقش مهمی در روحیه دادن به رزمندگان اسلام داشت». بیژن نوباوه نیز می‎‌‎گفت: «رهبر در عرصه تبلیغات بسیار توانا و سبک‌آفرین بود. با تسلطی که بر منطقه داشت به فرماندهان جنگ بسیار نزدیک شد و توانست اخبار جنگ را به نحو احسن منتقل کند». غلامرضا رهبر در 21دی1365 در عملیات کربلای5 به شهادت رسید، اما پیکرش هرگز پیدا نشد و جاویدالاثر ماند.

عزیزالله امیریان

عزیزالله امیریان با پیروزی انقلاب اسلامی به‎‌‎صورت نیمه‌وقت در واحد تبلیغات و انتشارات سپاه به خدمت مشغول شد. در پی شهادت برادر بزرگش در سال1360، او بار مسئولیت خانواده را بیش از بیش احساس می‎‌‎کرد. پس از کسب اجازه از پدر، به جبهه رفت و پس از سال‎‌‎ها فعالیت خبرنگاری در جبهه، در 4اسفند1365 در عملیات کربلای5 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به کتف و سینه، به شهادت رسید.

مجید انجام‌شعاع
خبرنگار اعزامی از استان کرمان در جبهه جنگ بود که همراه لشگر41 ثارالله به منطقه رفته بود و به شهادت رسید. پیش از او و برادرش، پدرشان 40‎‌‎ماه در منطقه حضور داشت.

حمیدرضا انجام‌شعاع
خبرنگار اعزامی از استان کرمان در جبهه جنگ بود که همراه لشگر41 ثارالله به منطقه رفته بود و به شهادت رسید. پیش از او و برادرش، پدرشان 40‎‌‎ماه در منطقه حضور داشت.
 
 

این خبر را به اشتراک بگذارید