• شنبه 16 خرداد 1405
  • ٢٠ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 06
شنبه 16 خرداد 1405
کد مطلب : 277066
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/L857X
+
-

ساواک به روایت مهدویان

با پخش نخستین قسمت سریال «کلاغ» بیش از هر چیز تفاوت‌هایش با «تاسیان» بحث بر‌انگیز شد

گزارش
ساواک به روایت مهدویان

ناهید پیشور | روزنامه‌نگار 

پخش نخستین قسمت سریال «کلاغ» از روز چهارشنبه ۱۳خرداد مهم‌ترین اتفاق شبکه نمایش خانگی در هفته گذشته بود. در روزهایی که سریال‌های «گل سنگ»، «بیست‌ویک»، «بی‌عاطفه» و «بدنام» در شبکه نمایش خانگی پخش می‌شوند، سریال تازه مهدویان کنداکتور نمایش خانگی را شلوغ‌تر کرده است. 
«کلاغ»، نامی که تداعی‌کننده فیلمی از بهرام بیضایی محصول سال۱۳۵۶ و یکی از آثار مهم هانری ژرژ کلوزو کارگردان شاخص فرانسوی است، حالا عنوان سریال تازه مهدویان شده است؛ سریالی که پخش نخستین قسمتش با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. مهدویان پس از کارگردانی ۳فصل از «زخم کاری» با سریالی به نمایش خانگی بازگشته است که قصه‌اش در دهه50 می‌گذرد. ارتباط جلال (هادی حجازی‌فر)، کارمند ساواک با سایه (نیک‌آفرید سماواتی)، عضو یکی از گروه‌های چپ، خطی عاشقانه، التهاب سیاسی و بازآفرینی گذشته را به‌عنوان عناصر دلخواه فیلمساز در اختیارش گذاشته است.‌
خط داستانی ارتباط عاشقانه مردی میانسال با دختری جوان به‌عنوان یکی از تم‌های تکرار‌شونده سریال‌های نمایش خانگی، در «کلاغ» به‌عنوان شکل‌دهنده درام، قرار است با داستانی معمایی و مضمونی سیاسی، غنا یابد‌. مهم‌ترین دستاورد قسمت اول بازی محسن قصابیان است و باید منتظر قسمت‌های بعدی و راه‌افتادن قصه و شخصیت‌ها ماند‌. جدای از اینها آنچه با پخش قسمت اول سریال بحث بر‌انگیز شد تفاوت رویکردش در پرداختن به کارمند ساواک نسبت به سریال «تاسیان» بود؛ به‌طوری‌که برخی «کلاغ» را آنتی‌تز سریال «تاسیان» دانسته‌اند.‌

عشق در منطقه ممنوعه 
همزمان با اینکه یک فیلم سینمایی روی پرده دارد، جدیدترین سریالش نیز به شبکه نمایش خانگی رسیده. صحبت از محمدحسین مهدویان است؛ فیلمسازی که از همان ابتدای فعالیت حرفه‌ای خود نشان داد علاقه ویژه‌ای به تاریخ معاصر ایران و روایت قصه‌های ناگفته آن دارد. 
مهدویان با «ایستاده در غبار» توانست نگاه‌ها را به‌خود جلب کند و با بهره‌گیری از روایتی مستندگونه و متفاوت به یکی از چهره‌های سینمای ایران تبدیل شود. موفقیت آن فیلم راه را برای ساخت آثاری چون «ماجرای نیمروز» و «رد خون» هموار کرد؛ فیلم‌هایی که بار دیگر او را به سال‌های پرالتهاب تاریخ معاصر بردند و نشان دادند این دوره تاریخی همچنان ظرفیت فراوانی برای روایت‌های پرکشش دارد. همین علاقه به بازخوانی گذشته، حالا در «کلاغ» نیز دیده می‌شود.  این سریال‌ ‌ قصه خود را در بستر سال‌های منتهی به انقلاب روایت می‌کند و به سراغ یکی از بدنام‌ترین نهادهای آن دوران، یعنی ساواک می‌رود. اما آنچه «کلاغ» را از یک روایت صرفا تاریخی متمایز می‌کند وتمرکز آن بر زندگی شخصی یک مأمور امنیتی است؛ شخصیتی که در میانه وظایف سازمانی خود گرفتار رابطه‌ای ممنوعه می‌شود و همین انتخاب مسیر زندگی‌اش را دستخوش تغییر می‌کند.‌ مهدویان در قسمت نخست سریال از همان ابتدا این گره اصلی را پیش روی مخاطب قرار می دهد؛ مأموری که باید میان وظیفه و احساس تعادل برقرار کند اما به‌نظر می‌رسد این مسئله خیلی زود در زندگی او فرو می‌ریزد. نکته مهم اینجاست که سریال رابطه عاشقانه شخصیت اصلی را صرفا یک خرده‌داستان احساسی معرفی نمی‌کند بلکه آن را به موتور محرک روایت تبدیل می‌کند. همان عنصری که در ابتدا به‌عنوان یک رابطه پنهانی معرفی می‌شود و به‌تدریج به مهم‌ترین چالش امنیتی و شخصی قهرمان داستان تبدیل خواهد شد.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید