• سه شنبه 13 خرداد 1399
  • الثُّلاثَاء 10 شوال 1441
  • 2020 Jun 02
دو شنبه 13 آبان 1398
کد مطلب : 86924
+
-

مکافات زبان سرخ

توهین و فحاشی چگونه می‌تواند افراد جامعه را از سوی قانون، تحت تعقیب قرار داده و حتی به مجازات برساند؟

گفت‌وگو
مکافات زبان سرخ



در کوچه و خیابان، پشت ترافیک سرسام‌آور اتوبان‌ها و حتی توی صف نانوایی بارها اتفاق افتاده که دو یا چند نفر به‌خاطر یک توهین، یک دشنام و یک هتاکی بی‌مورد، ناگهان به جان هم بیفتند و در یک چشم بر هم زدن صحنه یک جنگ واقعی را مقابل چشمان شاهدان و رهگذران به‌وجود آورند؛ اتفاقی که شاید دلیل اصلی آن، ناآگاهی از حقوق و قوانین است که همین باعث می‌شود افراد عصبانی به تصور اینکه باید از حق خود در برابر توهین و دشنام دفاع کنند، بهترین کار را دست به یقه شدن با طرف مقابل ببینند. در روایات آمده است: «اللسان جِرمه صغیر و جُرمه کبیر». بدان معنی که زبان جرم و وزن کمی دارد، اما ممکن است گناهی بسیار بزرگ مرتکب شود. گاهی این گناه «توهین، افترا، فحاشی یا هتاکی است» که نه‌تنها در آموزه‌های دینی ما نسبت به آن هشدارهای زیادی داده شده است، بلکه در قوانین و حقوق حاکم بر کشورمان نیز این مسئله جرم‌انگاری شده و حتی قانونگذار برای آن مجازاتی تعیین کرده است؛ مجازاتی که ممکن است خیلی‌ها از آن بی‌خبر باشند و همین بی‌خبری باعث شود که در زندگی روزمره و بی‌آنکه بدانند مرتکب این جرم شوند و گاهی خودشان را به دردسر بیندازند. اما جایگاه توهین و هتاکی در قوانین مجازات اسلامی چیست و چطور می‌شود که یک جمله به ظاهر ساده چنان بار حقوقی به‌دنبال داشته باشد که گوینده را محکوم به تحمل مجازات کند. دکتر مونا خلیل‌زاده، حقوقدان و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با همشهری از انواع توهین و هتاکی در قوانین کشورمان می‌گوید و نگاه قانون به این جرم به ظاهر ساده.





به‌طور کلی هتاکی و توهین در قوانین کشورمان چگونه تعریف می‌شود و آیا قانون برای آن مجازاتی درنظر گرفته است؟
توهین در لغت به‌معنای خوار کردن، سبک داشتن، خواری و خفت آمده است. اما از نظر حقوقی جرم توهین دارای اقسام مختلفی است. توهین ساده عبارت است از؛ توهین و اهانتی که به‌رغم دارا بودن وصف مجرمانه از هیچ کیفیت مشدده‌ای برخوردار نیست. این نوع توهین جرمی قابل گذشت است؛ یعنی درصورت گذشت شاکی، متهم دیگر تحت پیگرد قرار نخواهد گرفت. این جرم در ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ پیش‌بینی شده است که مقرر می‌دارد: «توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف نباشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا ۵۰ هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» اما گاهی اوقات، قانون مجازات توهین را به اعتبار شخصیت و مقام طرف اهانت، تشدید کرده و مجازات بیشتری را برای آن مقرر کرده است که در این صورت توهین مشدده خوانده می‌شود. این جرم غیرقابل گذشت است و درصورت گذشت شاکی، جنبه عمومی آن همچنان پابرجاست. ماده 609قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «هرکس با توجه به سمت یکی از روسای 3 قوه یا معاونان رئیس‌جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به 3 تا 6‌ماه حبس و یا تا 74ضربه شلاق و یا 50هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.»
البته باید توجه کرد که برای تحقق جرم موضوع ماده 609، وجود چند شرط ضروری است. 1- مجنی‌علیه بزه اهانت یعنی همان فردی که مورد اهانت قرار گرفته است، باید از اشخاص ذی‌سمت مذکور در ماده 609قانون مجازات اسلامی باشد. 2- اهانت باید یا درحال انجام وظیفه باشد. مثل اینکه به مأمور اجرای حکم حین اجرا توهین شود یا به سبب آن باشد. مثل اینکه به قاضی که سابقا حکم به ضرر شخص داده به‌خاطر آن حکم، توهین شود. 3- مأمور دولت حین انجام وظیفه از حدود وظایف خود خارج نشده باشد. 4- مرتکب جرم، عالم به‌وجود سمت خاص آن باشد. نکته دیگری که در اینجا اهمیت دارد اینکه در توهین به مامورین دولتی، حتی گذشت شاکی هم باعث موقوفی تعقیب نمی‌شود؛ حال آنکه در توهین ساده گذشت شاکی باعث موقوفی تعقیب می‌شود. بنابراین توهین مشدده برخلاف توهین ساده یک جرم قابل گذشت نیست.
امروزه در روابط اجتماعی میان مردم شاهدیم که برخی بدون اینکه از جرم بودن برخی افعال آگاه باشند، آن را انجام می‌دهند و این مسئله می‌تواند برایشان مشکلاتی را به ‌وجود آورد. به‌نظر شما هتاکی و توهین در مراودات روزمره بیشتر درکجاها و چه زمان‌هایی می‌تواند رخ دهد؟
امروزه جرایمی معروف به «جرایم زبان سرخ » که کم هم نیستند در مراجع قضایی بسیار مطرح می‌شوند. انسان‌ها برای‌ شأن و حیثیت معنوی خود احترام زیادی قائل‌اند و حاضرند هرکاری انجام دهند تا آن را از تعرض مصون بدارند. درگذشته وقتی حیثیت یک شخص زیر سؤال می‌رفت از راه‌های مختلفی مثل دوئل یا انتقام‌گیری درصدد احیای آن برمی‌‌آمد؛ اما با پیشرفت فرهنگ و تمدن، دولت وظیفه برخورد با این موضوع را بر عهده گرفت و دوران دادگستری خصوصی به پایان رسید. در شرایط فعلی، آستانه تحمل انسان‌ها پایین آمده و موجب شده است که به‌اصطلاح زود از کوره در بروند، غافل از اینکه کوچک‌ترین کلمه توهین آمیز که در این شرایط از زبان‌شان خارج شود مصداقی از توهین تلقی می‌شود و فرد با ادعای اعاده حیثیت، می‌تواند توهین‌کننده را مورد تعقیب قانونی قرار دهد. همانطور که جرایم علیه وضعیت جسمانی اشخاص، سبب واکنش قانون می‌شود، جرایم علیه حیثیت اشخاص و شرافت افراد هم همینطور است؛ زیرا این جرایم چنان آسیب روحی و روانی‌ای در پی دارد که در بسیاری از موارد مداوا و درمان آن بسیار سخت‌تر و دشوارتر از صدمات و ضررهای مالی و جسمی است.
آیا توهین برای اینکه جرم شناخته شود، باید علنی باشد؟
جز در موارد مصرح در قانون نیاز به علنی بودن توهین نیست و حتی می‌توان تحقق این جرم را در یک مکان خصوصی و بدون شاهد نیز متصور شد. حتی حضور کسی که به او توهین شده در جایی که این جرم اتفاق افتاده هم شرط تحقق نیست؛چرا که ممکن است شخصی به کسی که در میان جمعی حضور ندارد توهین کند. از سوی دیگر باید گفت که جرم توهین مقید به نتیجه (ناراحت شدن فردی که به او توهین شده است) نیست و در واقع یک جرم مطلق است؛ یعنی اگر فردی که به او توهین شده روحیه بالایی هم داشته باشد و حتی عملاً از توهین ناراحت نشود باز هم مجازات فحاشی، به صرف موهن بودن رفتار مرتکب از نظر عرف، محقق شده است.
هتاکی و توهین به چه صورت‌هایی انجام می‌شود؟
علاوه بر آنچه گفته شد، گاهی اوقات رفتار توهین‌آمیز حتی ممکن است به شکل یک فعل باشد و حتما نیاز نیست به‌صورت گفته و جمله بیان شود. مثلا شخصی با ادا درآوردن و نشان دادن رفتارهایی از خود، عملا به شخص دیگری توهین کند. نکته دیگری که در مورد این جرم حائز اهمیت است این است که توهین باید نسبت به افراد حقیقی باشد و توهین به اشخاص حقوقی مثل اداره‌ها قابل تحقق نیست.
البته در این خصوص که آیا ترک احترام نسبت به اشخاصی که در عرف و عادت دارای احترام و آبروی اجتماعی هستند نیز مشمول حکم این ماده قانونی قرار می‌گیرد یا خیر، بین حقوقدانان اختلاف نظر است؛ اما به عقیده برخی حقوقدانان توهین به‌صورت ترک فعل هم قابل تحقق است. مثل اینکه نام شخصی را به قصد اهانت به‌صورت عادی (بدون لقب) به‌کار ببرند یا در مواردی به قصد اهانت از احترام به کسی خودداری کنند.
به غیراز مواردی که اشاره کردید، توهین شکل دیگری هم دارد؟
بله. برخی از جرایم وجود دارد که مجازات آنها به‌طور کامل در دین اسلام تعیین شده است، این مجازات را حدود می‌گویند که «قذف» ازجمله این جرایم است. در قانون مجازات اسلامی قذف «نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هرچند مرده باشد» تعریف شده و در فصل چهارم قانون مجازات به‌طور کامل مورد بررسی قرار گرفته است که این نیز یک نوع از توهین می‌تواند تلقی شود. در ماده ۲۵۰ قانون مجازات اسلامی حد قذف به صراحت بیان و معادل 80 ضربه شلاق اعلام شده است. البته باید توجه داشت که برای اینکه قذف موجب حد شود باید توهین‌کننده، شرایطی داشته باشد، یعنی هنگام توهین، بالغ، عاقل، مسلمان، معین و غیرمتظاهر به زنا یا لواط باشد. اگر توهین‌کننده نابالغ، مجنون، غیرمسلمان یا غیرمعین باشد قانون در مجازات وی تخفیف زیادی می‌دهد و به مجازات درجه ۶ که 31 تا 74ضربه شلاق است، محکوم می‌شود. فصل بیست و هفتم از کتاب پنجم قانون مجازات مواد ۶۹۷ تا ۷۰۰ تکلیف طبقه‌های دیگر توهین و فحاشی را معین کرده است. بر این اساس«هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون، آن امر جرم محسوب می‌شود و اگر نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک‌ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها محکوم خواهد شد.»
گاهی اوقات هتاکی و توهین در فضایی غیراز فضای حقیقی رخ می‌دهد. مثلا در شبکه‌های اجتماعی، پشت تلفن و... . در این صورت قانون چه حقوقی برای فردی که مورد هتاکی قرار گرفته درنظر گرفته و چه مجازاتی برای افرادی که اقدام به هتاکی می‌کنند؟
در فضای مجازی از آنجا که افراد با یکدیگر رو در رو نیستند و تصورشان بر غیرقابل ردیابی بودن‌شان در این فضا در پشت نام‌های کاربری غیرواقعی است، متأسفانه توهین به کرات دیده می‌شود. حال آنکه درصورت اثبات توهین صورت گرفته در دادگاه، فردی که در فضای مجازی اقدام به توهین کرده نیز به همان مجازاتی که برای توهین ساده یا توهین مشدده درنظر گرفته شده، محکوم خواهد شد. متأسفانه برخی از افراد بی‌آنکه از عاقبت کار خود باخبر باشند به راحتی در فضای مجازی اقدام به توهین و هتاکی نسبت به افراد دیگر می‌کنند. حال آنکه باید توجه کرد که علاوه بر قابلیت اثبات توهین به‌صورت لفظی، امکان اثبات این جرم در فضای مجازی از طریق ارائه متن توهین یا پیامک، تماس تلفنی، اسکرین شات و... نیز مقدور است و درصورت شکایت شاکی، فردی که اقدام به توهین در فضای مجازی یا از طریق تلفن کرده تحت تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت.
اگر فردی به‌خاطر توهین مجازات شود، آیا این مجازات برای او سوءسابقه کیفری تلقی خواهد شد؟
جرم توهین ساده، جرمی است قابل گذشت به این معنا که صرفا با شکایت شاکی، تعقیب آغاز می‌شود و توقف و موقوف شدن آن نیز منوط به گذشت شاکی است. این جرم از آنجا که فاقد محکومیت مؤثر کیفری است در سوءپیشینه افراد درج نخواهد شد. بنابراین اگر فردی در گذشته اقدام به فحاشی و توهین کرده باشد و محکوم نیز شده باشد درصورت درخواست گواهی سوءپیشینه این مورد به‌عنوان سوءسابقه کیفری درج نخواهد شد. اما درصورتی که مراجع قضایی درخواست سوءپیشینه کنند، جهت اطلاع این مراجع، محکومیت‌های سابق هر چند که محکومیت مؤثر نبوده باشد از آنجا که در سجل کیفری افراد درج شده است، به مرجع قضایی اعلام خواهد شد.
افراد برای طرح شکایت درباره توهین، فحاشی و هتاکی چه باید بکنند و مراحل رسیدگی به این شکایت چگونه است؟
درصورتی که فردی مورد توهین قرار بگیرد نخستین قدم مراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی است تا فرد بتواند شکواییه‌ای با موضوع توهین را ثبت کند و درصورتی که دارای شاهد یا هر مدرکی که در اثبات جرم کمک کند باشد، می‌تواند مدارک و مستندات خود را ضمیمه شکواییه کند. این شکایت پس از به ثبت رسیدن توسط معاونت ارجاع به یکی از شعبه‌های بازپرسی دادسرا ارسال می‌شود. (دادسرای محل وقوع جرم). دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را برای ملاحظه محتویات آن نزد بازپرس یا دادیار پرونده ارسال می‌کند. او نیز پس از بررسی محتویات پرونده طرح‌ شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می‌‌دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف دعوای کیفری ارسال می‌شود. هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می‌یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می‌کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده یا می‌پذیرد و یا انکار می‌کند که در حالت دوم شاکی باید با مدارک و مستندات وقوع جرم را اثبات کند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید