• دو شنبه 7 بهمن 1398
  • الإثْنَيْن 1 جمادی الثانی 1441
  • 2020 Jan 27
پنج شنبه 6 تیر 1398
کد مطلب : 62400
+
-

در بیمارستان

«این زن به جراحی نیاز دارد. این غده از نوع بسیار نادری است.»
«هیچ‌کس جریان را به او نگفته؟»
«نه، ما منتظر خانواده‌اش هستیم.»
«خانواده‌ای در کار نیست.»
«هر کسی خانواده‌ای دارد.»
«نه او... چقدر شانس زنده ماندن دارد؟»
«نه‌چندان. فقط پنجاه پنجاه.»
«این شرایط برای او خوب است.»
«خوب است؟»
«بله، خوب است.»
«برای چه؟»
«او را به‌خاطر اقدام به خودکشی به بیمارستان آورده‌اند.»
امیلی تیلتون
AT THE HOSPITAL
“She needs surgery. It’s a rare kind of tumor.”
“Has anyone told her?”
“No. We’re waiting for her family.”
“There is no family.”
“Everyone has family.”
“Not her… what are her chances?”
“Not good. Only fifty – fifty.”
“Those are good odds for her.”
“They are?”
“They are.”
“How so?”
“She arrived here an attempted suicide.”
EMILY TILTON
داستان‌های 55کلمه‌ای، استیو ماس، ترجمه: گیتا گرکانی

این خبر را به اشتراک بگذارید