• چهار شنبه 2 مهر 1399
  • الأرْبِعَاء 5 صفر 1442
  • 2020 Sep 23
سه شنبه 7 خرداد 1398
کد مطلب : 57132
+
-

فارسی را پاس ندارید

عبدالرضا رضایی‌نیا/شاعر، مترجم، عضو سابق شورای‌عالی زبان فارسی صدا‌وسیما

این روزها دوباره بحث زبان فارسی و صدا و سیما داغ شده است و کارکرد رسانه در این زمینه، زیر ذره‌بین رفته است. حق آن است که به‌رغم وارد‌ بودن نقدها، نباید از برخی جوانب و علل ساختاری در این میان غافل بود.
محمد سرافراز در ابتدای ریاستش بر صدا و سیما ـ‌در همان یکی، دو هفته نخست ـ  شماری از ساختارهای سازمانی را در حرکتی غافلگیرانه و شتابزده تخریب و تعطیل کرد؛ ساختارهایی که در طول سال‌ها بسته به ضرورت‌ها و نیازهای رسانه شکل گرفته‌ بودند. از این ‌میان، به 2 اداره اشاره می‌کنم که خودم در رابطه با آن نقشی هرچند کوچک داشته‌ام؛ یکی شورای‌عالی زبان فارسی صدا و سیما و دیگری اداره‌ نغمات آیینی.
این حرکت تعطیل و تخریب با توسل به شعاری زیبا صورت گرفت؛ «کاستن از شمار مدیران» و «کوچک‌سازی»، کلِمَه ُحقٍّ یرادُ بِهَا الباطل... اگر بنا بر کاستن از شمار مدیران بود، چرا تمام مدیران برون‌مرزی، یک‌شبه ارتقا یافته و تمام مناصب مهم سازمانی، به‌رغم عدم‌اهلیت تخصصی به آنان سپرده شد و چرا شماری از عناصر غیررسانه‌ای از بیرون صدا و سیما به سازمان فراخوانده و به مدیریت شبکه‌ها و ادارات مهم سازمان گماشته شدند! بگذریم!
اگر از کارشناسان و اهل فرهنگ مشاوره می‌خواستند، می‌شد با برنامه‌ریزی به ساختارهایی کاراتر و مؤثرتر، به‌روزتر و حتی کوچک‌تر و چابک‌تر رسید اما مدیران تازه از دنیای سیاست و برون‌مرزی آمده بودند و شیدای پرس‌تی‌وی و هیسپان‌تی‌وی بودند، ذره‌ای، دغدغه فرهنگ و زبان فارسی نداشتند.
آنان نه مشورت خواستند، نه اندکی به عوارض سوء تخریب‌ها اندیشیدند، نه قدری حوصله کردند، تعطیل و تخریب آسان‌ترین راه ابراز وجود، و پرطنین ‌ساختن «اَنَا رجُل» بود.
«شورای زبان فارسی» 2 سالی بود که با جلساتی پیگیر و منظم در پی تدوین ساختاری فراگیر، قدرتمند و کارآمد برای نظارت بر روند گفتار و نوشتار فارسی در پهنه‌ رسانه بود. پیش از آن، در طول چند دهه، نظارت بر کاربرد زبان فارسی بر عهده  «شورای ویرایش سازمان» بود که تدوین شیوه‌نامه‌هایی کاربردی و برگزاری آزمون‌هایی برای سنجش میزان آشنایی برنامه‌سازان، ازجمله فعالیت‌های آن بود.
بررسی و تحلیل تجربه «شورای ویرایش» ضرورت اعمال نظارتی دقیق‌تر و مؤثرتر را پیش می‌کشید؛ به‌ویژه بر کار مجریان، گویندگان و نویسندگان مطلق‌العنان شبکه‌ها که تخریبگری زبان در کارنامه آنان روندی رو به‌تصاعد را نشان می‌داد.
«شورای زبان فارسی»، پس از جلسات بسیار با حضور کارشناسان فرهنگی و مدیران بخش طرح و تشکیلات، اداره‌ای را طراحی و پیشنهاد کرد که جایگزین شورای ویرایش سازمان می‌شد؛ با گستره‌ای فراگیرتر و کارآمدی بیشتر که از نقش یک شورای مشورتی و صرفا ناظر به اداره‌ای دخیل و مؤثر در امر آموزش گویندگان و ویراستاران ارتقا می‌یافت؛ با تأکید بر دوره‌های آموزشی و تدوین شیوه‌نامه‌ها و تثبیت جایگاه اداری ویراستاران و در یک کلام، پالایش زبانی برنامه‌ها در سراسر گستره رسانه.
این شورا به محض صدارت محمد سرافراز برانداخته شد؛ همچنین «شورای ویرایش سازمان» که در آن جمعی از برجسته‌ترین صاحب‌نظران امر ویرایش و زبان و ادبیات فارسی حضور داشتند و منشأ خدماتی غیرقابل انکار بود؛ بی‌کمترین تقدیری از چند دهه تلاش دبیر دلسوز آن شورا، استاد ادیب و مترجم برجسته، جناب «موسی اسوار» و بی‌کمترین حرمت و اجلال و سپاس نسبت به اعضای فرهیخته آن شورا.
روند تخریب زبان در گستره رسانه همچنان روندی تصاعدی و تأسف‌بار است و بی‌تعارف، حرکت‌های مقطعی و منفعلانه، دردی از رسانه و زبان فارسی دوا نخواهد کرد.

این خبر را به اشتراک بگذارید