• سه شنبه 28 آبان 1398
  • الثُّلاثَاء 21 ربیع الاول 1441
  • 2019 Nov 19
سه شنبه 7 اسفند 1397
کد مطلب : 49141
+
-

چشمه زایش

بحر طویل
چشمه زایش


امیر مظلومی/ روزنامه‌نگار
جهانی که در آنیم و در آن به زیر پر سیمرغ حیاتیم، پر از گردش و چرخش، پر از گوهر و خس، بیم و خطر، فقر و غنا، خوف و امید است.

به هر جای که نهی پای، بساط غم و شادی مهیاست. همین است که در دور حیات از همه‌سو جمله اضداد، به‌همراهی هم گرم ستیزند. جهان عرصه نیکی و بدی، داد و ستم، مهر و کین است. کهن قصه تاریخ همین است؛ یکی خوب، یکی بد، یکی رام، یکی دد. یکی شام سیاه است و یکی صبح سپید است. یکی دوره ماتم، یکی هم دم عید است.

و اما در این شادی و اندوه و آمیزه‌ای از نیک و بد و روز و شب و دوستی و قهر، یکی نام بلند است که همواره به نزد همگان عین‌پسند است. نه دیروز و نه امروز، نه آغاز و نه فرجام که تا بام سترگ همه افلاک بلند است، که تا دیو سپیدی به دماوند به بند است. همین واژه شیرین که یکی حبه قند است، به هر سو و مکانی، همه‌جا ورد زبان‌هاست، و آرامش جان‌هاست و مادر، همان نقطه پیوند جهان است. همان چشمه زاینده زایش، همان گوهر تابنده تابش و سبزینه رویش. و رمز همه دوستی و عشق و وفا، لطف و صفا، نیکی و مهر است.

و تا صحنه گیتی همه برپاست و تا صفحه فرهنگ و هنر یکسره برجاست، همین نام‌ قشنگ است که داروی هر آنی است که او را دل‌تنگ است.

و اما سخن و صحبت آخر،
فدای همه غم‌های تو مادر.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید