• چهار شنبه 22 آبان 1398
  • الأرْبِعَاء 15 ربیع الاول 1441
  • 2019 Nov 13
یکشنبه 17 تیر 1397
کد مطلب : 22417
+
-

تصدی‌گری دولت در سینما؛ کابوس 120ساله

تشخیص از مدیران؛ پول از جیب مردم

سینما
تشخیص از مدیران؛ پول از جیب مردم


مسعود میر
خبرنگار


حرف همان حرف همیشگی است؛ حرفی که انگار در این حدود 120سالی که از عمر سینمای ایران می‌گذرد، کلیاتش را حفظ کرده و فقط جزئیات لحن و ادبیات تحمیلی‌اش تغییر کرده است. حرف از تصدی‌گری دولت در حوزه‌های مختلف هنری و خاصه سینماست و اینکه اساسا چرا سینما در این ملک از آغوش مهربان و البته اجباری دولتی‌ها خلاصی ندارد.

همین موضوع را بهانه کرده‌ایم که تا صفر ‌شدن روزشمار معکوس رسیدن به روز ملی سینما، هر از گاهی سراغ اهالی سینما و مدیران سینمایی برویم و از آنها بپرسیم چرا سینما دولتی است؟

در گام اول سراغ مدیرکل سابق دفتر ریاست و مدیر روابط عمومی سازمان سینمایی رفتیم؛ یک روزنامه‌نگار قدیمی و یک مدیر سینمایی که در میان اهالی مطبوعاتی و سینمایی‌ها نامی شناخته‌شده است. او از سال گذشته گرفتاری‌های دولتی‌اش را پشت در گذاشت و خودش را درگیر فیلمسازی کرد.

جلیل اکبری‌صحت در گفت‌وگویی مفصل درباره موضوع تصدی‌گری دولت در سینما، چرایی آن و راه‌های کاهش‌اش چراغ اول برای نگارش این سلسله مطالب را روشن کرده‌است. گزارش این گفت‌وگو پیش چشم شماست.

  مشکل را بشناسید 

«قبل از اینکه وارد بحث میزان تصدی‌گری دولت و راه‌های کاهش آن در سینما بشویم، باید موضوع اصلی را خیلی دقیق مشخص کنیم. مسئله مهم این است که اصلا چرا دولت در سینما تصدی‌گری می‌کند و وام می‌دهد؟ جواب این پرسش این است که دولت به این دلیل در سینما تصدی‌گری دارد و معمولا نقش حمایتی ایفا می‌کند که می‌خواهد سانسور را اعمال کند.»

 اکبری‌صحت در آغاز صحبت‌هایش این موضع را شفاف اعلام می‌کند تا بحث به بیراهه نرود. او همچنین برای شفاف‌شدن بحث می‌گوید: «من به‌عنوان دولت تشخیص می‌دهم که لازم نیست درباره فلان موضوع فیلمی ساخته شود و از جیب ملت، پول این تشخیص خودم را می‌پردازم. بر این اساس که نهاد دولتی سینما به فیلمساز می‌گوید این فیلم را با این سوژه نساز و این فیلم با این سوژه را بساز و من هم به تو به‌صورت مالی کمک می‌کنم.»

به گفته مدیر اسبق روابط عمومی سازمان سینمایی کشور، این نگاه هم بعد از مدتی جا می‌افتد و به این صورت دستخوش تغییر می‌شود که به فیلمساز می‌گویند این فیلم را نساز و حتی دنبال سوژه نزدیک به آن سوژه هم نرو و دیگر از پول و حمایت هم خبری نیست.

مشغولیات بی‌جهت

«من روزی در یکی از همین جلسات دولتی به مدیران گفتم ما همه حواسمان به این است که پناهی‌ها و مهرجویی‌ها و بیضایی‌ها فیلم نسازند. با این وضعیت باید منتظر روزی باشیم که خالتورسازها و شانه‌تخم‌مرغی‌سازها تبدیل به فیلمسازان معیار ما شوند و ظاهرا حرف آن جلسه الان به واقعیت بدل شده است.» 

مدیر مسئول و سردبیر هفته‌نامه بازمانده از انتشار «سینمای نو» اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «سینما محور اندیشه نیست ولی می‌تواند حاوی اندیشه باشد درحالی‌که دولتی‌ها عموما از نگریستن به سینما از این منظر ابا دارند و بیشتر درگیر چرخه مالی و مخاطب‌محوری و مسائل اینچنینی هستند. مثلا در دوره مرحوم محمدحسن پزشک، ایشان تأکید بسیاری بر داشتن سینمایی‌هایی با صندلی‌های استاندارد داشتند و ما به شوخی می‌گفتیم این دیگر مخاطب‌محوری نیست بلکه صندلی‌محوری است. مقصودم از بیان این خاطره این بود که بگویم مخاطب‌محوری یعنی اینکه بخشی از وجود ما در سینما دیده شود و در سینما اندکی فکر باشد؛ موضوعی که گویی رو به فراموشی سپرده شده و در این شرایط است که اندیشمندترین فیلمساز ما می‌شود حاتمی‌کیا که‌ ای کاش او هم همان حاتمی‌کیای آژانس شیشه‌ای بود. الان خالتورسازها برای سینمای رنجور و فهیم گردن کشی هم می‌کنند و مدام می‌گویند ما سینماگرها فلان، ما سینماگرها بیسار، درحالی‌که زمانی همین آدم‌ها خجالت می‌کشیدند بگویند فیلم می‌سازند.»

صدرحمت به دولت

اکبری صحت حرف از این به میان می‌آورد که اکنون به‌خاطر تکلیف قانونی در کاهش تصدی‌گری دولت، بعضی امور به یک شبه‌دولت واگذار شده که متأسفانه گلو را تنگ‌تر می‌فشارد و باید گفت صدرحمت به دولت. او همچنین درباره کمک‌های مالی بنیاد سینمایی فارابی و مؤسسه رسانه‌های تصویری به فیلمسازها می‌گوید: «این کمک‌ها همان پولی است که به کتابفروش‌ها دادند و به مدیران نشریات دادند و در واقع این کمک‌ها بخشی از همان تکالیف بودجه‌ای برای گسترش فرهنگ عمومی هستند که به‌صورت قانونی باید توزیع می‌شده است. مشکل اما اینجاست که این پول‌ها گاهی به کسانی داده شده که اصلا فیلمی نساخته‌اند. من نه به‌عنوان یک مدیر دولتی و نه یک منتقد بلکه به‌عنوان یک فیلمساز می‌گویم که 700میلیون تومان پول به فردی داده شده که فیلمش واقعا یک مزخرف است.» 

 او همچنین در پایان حرف‌هایش با اشاره به سه‌گانه محتوا، صنف و دولت در حوزه سینما تأکید می‌کند: «محتوا مانند کارگر است که تکلیفش مشخص است، صنف شامل سرمایه‌گذار و امور صنفی می‌شود که وجوه پنهان کمتری دارد. می‌ماند دولت که می‌تواند دو ضلع دیگر را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهد و دانستن این موضوع می‌تواند گام اولی باشد برای کاهش این قدرت.»




 

این خبر را به اشتراک بگذارید