• سه شنبه 1 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 4 صفر 1442
  • 2020 Sep 22
سه شنبه 12 تیر 1397
کد مطلب : 21921
+
-

فرهنگ بر و بچه‌های ترون

برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی


 حاجی لک‌لک: لک‌لک، پرنده‌ای که بیشتر روی گلدسته‌ها و مساجد و امامزاده لانه می‌گذارد. وقتی هوا سرد می‌شود به قشلاق می‌رود و پس از پایان سرما بر می‌گردد.

 حال‌گیری: سنگ روی یخ کردن، سبک کردن، خیط کردن، تو ذوق زدن، خراب کردن.

 حتمنی: حتماً، مسلماً، بدون شک و تردید، بدون بر و برگرد، قطعی.

 حرف پیشکی: پیش‌بینی، آینده‌گویی(«حرف پیشکی مایه شیشکی»).

 حرفش باد هواست: کسی چیزی ازش سر در نمی‌آورد، نامفهوم است، بی‌محتواست.

 حساب حساب است: چه راضی باشیم و چه راضی نباشیم کاری است که باید انجام دهیم/ حسابی است که باید صاف کنیم (حساب حساب است، کاکا برادر).

 حق به حق‌دار رسیدن: به حقش رسیدن، به چیزی که استحقاقش را داشت دست پیدا کردن.

 حیوونکی: کلمه‌ای است برای دلسوزی و در عین حال محبت که به آدم ساده و بی‌دست و پا گفته می‌شود.

 خاتون پنجره: نوعی شیرینی قدیمی.

 خالکوبی: نقش و نگار و سوزن‌کوبی روی پوست سینه و دست.

 خدا به دور: دعایی است به این معنی که خدا هر بلایی را دور کند.

 خرّاج: پول خرج کن، دست و دل‌باز، گشاده دست.

 خِرکش: چیزی را به زحمت روی زمین کشیدن و کشان کشان بردن.

 داریه: یکی از سازهای پوستی و کوبه‌ای ایرانی.

 دَدَر دودور: غوغا، جنجال، سروصدا، هیاهو.

 درجه: پایه، مرتبه، رتبه، پله.

 دست کسی پیش نرفتن: از روی خساست کاری برای کسی انجام ندادن، خیرش به کسی نمی‌رسد، ناخن خشک است، آب از دستش نمی‌چکد.

 دَفتَر دستک: قلم نی و قلمدان، قدزن و دفتر جلد چرمی؛ دفتر حساب و کتاب، دفتر خرج و مخارج، دفتر اموال و اثاثیه.

 ذی‌قیمت: ارزشمند، گران‌بها، قیمتی، پربها.
 

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :