• سه شنبه 6 آبان 1399
  • الثُّلاثَاء 10 ربیع الاول 1442
  • 2020 Oct 27
چهار شنبه 1 مرداد 1399
کد مطلب : 105603
+
-

محمودآقا ظهیرالدینی و کمدی اخوان

بیماری سل هم نتوانست عشق جنون‎آمیز او را خاموش کند و با سینه مجروح روی صحنه رفت

محمودآقا ظهیرالدینی و کمدی اخوان

  مهرداد رهسپار   

محمودآقا ظهیرالدینی نیز مانند حسن مقدم عمر کوتاهی دارد و در سال 1314درحالی‌که تنها 36سال داشت، با بیماری سل از دنیا رفت. اما کار مهم او در تاریخ تئاتر ایران تاسیس گروه «کمدی اخوان» است. او با میرزاده عشقی نیز که در سال 1303ترور شد، دوست و در اجرای اپرت‎ها در کار صحنه‎پردازی همکاری کرده بود. عبدالحسین نوشین در زندگینامه‎ای که برای او در مجله «تئاتر»- ارگان اتحادیه هنرپیشگان ایران- در 27آذر 1331نوشته، درباره این همکاری آورده است: «مرحوم میرزاده عشقی تهیه دکوراسیونی را از خرابه‌های مدائن توسط مرحوم کمال‌الملک به مدرسه صنایع مستظرفه سفارش داد، از میان هنرمندانی که متصدی ساخت این دکور بودند یکی محمودآقا بود که در جریان ساخت این دکور در نتیجه حادثه‌ای دو دندان خود را از دست داد». 
ظهیرالدینی مدتی با شرکت کمدی ایران همکاری می‎کرد، اما بعد خود دست به‌کار شد و کمدی اخوان را تاسیس کرد. ظهیرالدینی در کمدی اخوان، 2الگو داشت، یکی اجراهای نمایش‎های مولیر آنطور که در فرانسه معمول بود و دیگری اجراهایی که پیش از تاسیس کمدی اخوان از ترجمه فارسی نمایشنامه‎های مولیر وجود داشت. عبدالحسین نوشین در توصیف ظرایف شخصیت و کار او می‎نویسد: «آنچه که محمودآقا را به صحنه تئاتر کشیده بود دلبستگی او به کمدی ایران نبود، انگیزه او در انتخاب کار تئاتر علاقه و عشق مفرط او به‌کار هنری بود، چنان‌که بعد از طردشدن از کمدی ایران با کوشش خستگی‎ناپذیر خود در سال 1303مؤسسه تئاترال کمدی اخوان را بنا نهاد.محمودآقا تنها به اجرای نمایش در تهران قناعت نکرد و با عده‌ای از رفقای خود به رشت رفت و پیس‌های متعددی را که خود نوشته بود نمایش داد. در تمام این نمایش‌ها ضمن ایفای رل‎های اول، رل‎های دیگری را هم که به‌علت نبودن هنرپیشه مستعد خالی می‎ماند خود به‌عهده می‎گرفت و سرانجام در نتیجه فعالیت مداوم و فوق‎العاده برای ایفای رل‎های متفاوت و در اثر ضعف جسمانی و به‌دنبال یک سرماخوردگی به بیماری سل مبتلا شد. اما این بیماری نتوانست عشق جنون‎آمیز او را خاموش کند و محمود با سینه مجروح هم در تئاتر مرکزی که توسط ارباب افلاطون شاهرخ تاسیس و به مدیریت خیرخواه اداره می‌شد شروع به‌کار کرد و چند سال پس از این ماجرا درحالی‌که شعله‎های جدیدی از ذوق سرشار او در حال زبانه کشیدن بود خود به کام مرگ فرو افتاد».
 

این خبر را به اشتراک بگذارید