• دو شنبه 8 آذر 1400
  • الإثْنَيْن 23 ربیع الثانی 1443
  • 2021 Nov 29
سه شنبه 6 آذر 1397
کد مطلب : 38937
+
-

از برتولوچی شاعر تا برتولوچی فیلمساز

آرش نهاوندی /روزنامه‌نگار

برناردو برتولوچی قبل از آنکه فیلمساز مشهوری شود، شاعر بود. علاقه برتولوچی به شعر و شاعری و دنیای ادبیات بیشتر به‌دلیل آن بود که او در فضایی ادبی و شاعرانه پرورش یافته بود. پدر برتولوچی و دوست پدرش پیر پائولو پازولینی دیگر کارگردان مشهور ایتالیایی در گرایش برتولوچی به شعر و شاعری مؤثر بودند. این یک علاقه صرف نبود؛ برتولوچی به‌طور جدی شعر می‌سرود. اشعار برناردو در نوجوانی منتشر شد. او در همان سال‌ها نخستین کتاب شعرش را با عنوان در جست‌وجوی رمز و راز نوشت و برای این کتاب جایزه ادبی ملی را از آن خود کرد.
 برتولوچی در این‌باره می‌گوید: «مانند هر پسربچه دیگری از کارهای پدرم تقلید می‌کردم. در 7سالگی به سرودن شعر پرداختم و تا 20سالگی ادامه دادم و کتابی هم به چاپ رساندم اما زمانی که به فیلم رو آوردم، از سرودن شعر دست کشیدم.» پدر برتولوچی، آتیلیو که معلم بود، در زمانی با پیر پائولو پازولینی دیگر کارگردان مشهور ایتالیایی دوست بود که او هم از قضا در ابتدا به ادبیات گرایش داشت. پازولینی رمان می‌نوشت و شعر می‌گفت. دوستی پدر برتولوچی با پازولینی مهم‌ترین شانس او برای حضور در سینما بود. برناردو در سال1961 توسط پازولینی به‌عنوان دستیار کارگردان در فیلم آکاتونه به‌کار دعوت شد. برتولوچی 20ساله با این دستیاری به‌طور جدی وارد دنیای سینما شد.
 پازولینی قصه‌ای کوتاه از نوشته‌های خود را در اختیار برتولوچی قرار داد و وی را تشویق به ساختن فیلمی براساس این قصه کرد. «مظهر مرگ» نخستین ساخته برتولوچی در سال1962 است. برتولوچی به‌عنوان فیلمنامه‌نویس به‌کار خود ادامه داد، او چندین فیلمنامه برای فیلم‌های وسترن اسپاگتی در کارنامه خود دارد. یکی از فیلمنامه‌های بسیار شاخص وی «روزی روزگاری در غرب» است که آن را برای سرجیو لئونه نوشته است.
برتولوچی درباره ارتباط سینما و ادبیات گفته است: «زمانی استفاده از تجربیات شاعرانه در سینما را دوست داشتم اما حالا دیگر نمی‌خواهم از تجربه ادبی‌ام در سینما استفاده کنم. تصور می‌کنم سینما بیش از ادبیات به موسیقی نزدیک‌تر است یا نزدیک‌تر به شعر تا تئاتر.» برتولوچی در جایی دیگر پس از پایان ساخت «فیلم1900» نظر خود را درباره جایگاه هنر، ادبیات و سینما گفته بود: «وقتی نگاهی به هنرهای زمان می‌اندازم، درست مثل نگاه‌کردن به جبهه پس از یک جنگ مغلوب‌شده است. موسیقی در اعماق چاه ویل فرو افتاده که هر از گاهی فریادهایش را می‌شنوید، تابلوها روی پرده‌ها به طرز فجیعی قصابی و مثله می‌شوند و ادبیات در شرف مرگ است. در این مرحله تاریخی فیلمسازان از امتیازاتی برخوردارند. آنها می‌توانند ترکیبی از تمامی هنرهای دیگر را عرضه کنند و ناجی هنر‌ها باشند.»

این خبر را به اشتراک بگذارید