برگرفته از کتاب فرهنگ بروبچه های ترون
نوشته مرتضی احمدی
گامبو: خیلی چاق، شکم گنده (همچنین: خیکی، بشکه).
گرفتی: فهمیدی، ملتفت شدی، تو کلهات فرو رفت، دوزاریت افتاد.
لانجین: طغار؛ ظرف سفالی بزرگ لبهدار که داخلش لعابی است و در آن خمیر درست می کنند.
لب چشک: چشیدن غذا، به لب بردن و مزه مزه کردن.
ماستها را کیسه کردن: ترسیدن، تو زدن، جا زدن، جا خوردن، غلاف کردن.
مال مردمخور: حرامخوری که عادت دارد مال مردم را با هر ترفندی بگیرد و بالا بکشد.
نامرد: بیغیرت، ناجوانمرد، بیصفت، بیحمیت، نالوطی («بویی از مردی و مردونگی نبرده»).
نَروک: ناخن خشک، خسیس، پولدوست.
وَر افتاده: کهنه شدن، از رده خارج شدن، از سکّه افتادن، منسوخ شدن، دورهاش گذشتن.
ول کردن: از خیرش گذشتن، دست به سر کردن، ردش کردن.
هَردمبیل: آشفتگی، ناامنی، بیسروسامانی، هر کی هر کی، (همچنین: قاراشمیش، بلبشو).
هُرّی: ناگهان، یکدفعه، بیمقدمه، بیخبر، یهو.
فرهنگ بر و بچههای ترون
در همینه زمینه :