
سمیرا باباجانپور| خبرنگار:
حسینیهها، تکایا و هیئتهای عزاداری اباعبداللهالحسین(ع) نقش محوری در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی اهالی محل ایفا میکردهاند. روایت پیرغلامان محلههای قدیمی پهنه غرب پایتخت به ما یادآوری میکند که مجالس عزاداری در رژیم گذشته از بحثهای سیاسی وقت دور نبوده است تا جایی که محلههای کن و باغ فیض بهعنوان روستاهای مذهبی و انقلابی شناخته میشدند.
بسیاری از شخصیتهای سیاسی آن روزها در حسینیهها و مساجد این روستاها به منبر میرفتند و روضهها و سخنرانیها رنگ و بوی سیاسی داشت. سال 1342 اوج فعالیتهای سیاسی هیئتهای عزاداری در روستای کن محسوب میشود. مقطعی که بسیاری از سخنرانیها رنگ و بوی مبارزه با رژیم به خود گرفت و حتی روضهها و نوحهها هم با اشعاری خوانده میشد که گفتمان مبارزه را در بطن خود داشت. مردم کن هنوز سخنرانیهای آتشین مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی، شهیدعبدالکریم هاشمینژاد، مرحوم آیتالله محمدتقی فلسفی و بسیاری از شخصیتهای مبارز را به یاد دارند. پیرمردها روزهایی را به یاد میآورند که حمل نمادهای عزاداری ممنوع شده بود و مردم بدون واهمه دستههای عزاداری را حرکت میدادند و در آن اختناق مراسم تعزیه برپا میکردند.
30 شب تعزیهخوانی در تکیه باغ فیض هم با شعارهای انقلابی شور دیگری میگرفت و پاسبانهای رژیم مجبور میشدند در کوچه و خیابانهای محل دنبال مردم بدوند. وقتی مأموران رژیم به مجالس امامحسین(ع) حملهور میشدند، اهالی، مداحان و سخنرانان را از طریق بام خانهها فراری میدادند. سال 1357 که انقلاب پیروز شد اکثر عزاداریها و دستههایی که در روزهای تاسوعا و عاشورا حرکت میکردند شعرها و شعارهای انقلابی سر میدادند. شخصیتهای سیاسی و مبارزی همچون شهید عباس ناطق نوری سبک جدیدی از عزاداری را در محرم سال 1356 در محلههای کن و باغ فیض و روستاهای سولقان و امامزاده داود(ع) رواج داد. به این منوال که شعارهای انقلابی در قالب نوحه و روضه خوانده میشد. این شعارها برگرفته از روایات و احادیث منقول از امام حسین(ع) در کربلا بودند. آن روزها پشتوانه عزاداریها نگاه آگاهانه مردمی بود که از روزهای محرم تنها سیاهپوشیدن و برسینه کوفتن را یدک نمیکشیدند. نوحهخوانها صرفاً وظیفه به گریه انداختن مردم را نداشتند بلکه سعی میکردند علت قیامسالار شهیدان را بازخوانی کنند و شمر زمانه را به تصویر بکشند. درست برعکس این روزها که رنگ و لعاب هیئتها بیشتر به چشم می آید. متأسفانه در برخی هیئیت ها حواشی از اصل مفهوم عزاداری فاصله گرفته است و دغدغه جوانها و نوجوانهای هیئت را در حد خرید یک سیستم صوتی مدرن، علمهای بزرگ و سنگین، اشک و زاری پای روضه فلان مداح پایین آورده است.
مخاطب منبر وعاظ پیرمردها شده اند و بیرون از هیئت جوانترها زیر سنگینی علمهای فلزی نفس نفس میزنند. هرچند اینها را هم شورحسینی هیئتهای عزاداری میدانند اما وقتی بالاتر از شعور حسینی قرار میگیرد کارکرد فرهنگی و اجتماعی هیئتها را که زمانی پایگاه تربیت سربازان کربلایی بودند کمرنگ میکند.
هیئتهای کن و باغفیض پایگاه سربازان کربلایی
در همینه زمینه :