• دو شنبه 27 مهر 1405
  • ٨ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 19
شنبه 24 شهریور 1397
کد مطلب : 30642
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/9XVB
+
-

فرهنگ عاشورا را از گزند «خرافه و گزافه» حفظ کنیم

رضا اسماعیلی| شاعر و پژوهشگر ادبیات آیینی




غالی‌گری و غلو در شعر آیینی و عاشورایی یک مُنکر بزرگ است که باید به‌طور جدی با آن مقابله کرد. طرح مطالب دروغ، خرافه و غیرمستند در شعرها و نوحه‌های آیینی یک آفت و آسیب بزرگ است که باعث تحریف روح قیام حسینی می‌شود. ضمن اینکه دروغ بستن به بزرگان دین نیز منکری بزرگ است. متأسفانه امروز برخی شاعران و مداحان ‌ـ خودآگاه یا ناخودآگاه ‌ـ قیام امام حسین(ع) را تحریف و به خرافات آلوده کرده‌اند، این افراد وقایع غیرمستندی مانند داستان لیلا و علی اکبر، داستان عروسی قاسم، سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س) که دستاویز قمه‌زنی قرار گرفته، عدد مقتولان، و... را در شعر خود بیان می‌کنند تا از مردم اشک بگیرند که این آفت بزرگی برای دین است. چنین مسائلی از پایه و اساس دروغ است و جز توهم و خیال‌پردازی چیز دیگری نیست. بسیاری از عالمان دینی ‌ـ از جمله علامه مجلسی و محدث قمی ‌ـ نیز به طرح چنین مسائلی اعتراض کرده و گفته‌اند این‌ها سند تاریخی ندارد. برای مثال سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س) که دستاویز قمه‌زنی قرار گرفته رو شده است. شیخ عباس قمی دراین باره می‌گوید اسرای کربلا را بر ناقه‌های عریان بی‌جهاز می‌بردند. اصلاً آنجا محملی در کار نبوده که حضرت زینب(س) سرش را بر آن بکوبد. یا ماجرای به غارت بردن انگشتر حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا که با سوز و گداز در نوحه‌ها و مرثیه‌ها گفته می‌شود، از نظر تاریخی کاملاً مردود است.

محمد بن مُسلِم ثَقَفی کوفی که احادیث زیادی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روایت کرده و از احیاگران مکتب حضرت باقرالعلوم(ع) است، می‌گوید از امام صادق از ربودن انگشتر امام حسین(ع) در روز عاشورا سؤال کردم و حضرت ضمن دروغ خواندن این داستان فرمودند: «الان این انگشتر در نزد ماست.» بنابراین مقرون به صواب است که در مورد قیام حسینی و واقعه عاشورا به «صدق واقعه» پایبند باشیم و از طرح چنین مسائلی در شعر آیینی خودداری کنیم. چنان که مقام معظم رهبری نیز با تأکید بر این مهم می‌فرمایند: «در مرثیه‌‌خوانی بایستی به صدق واقعه پایبند بود. درست است که شما می‌خواهید مستمع خودتان را بگریانید، امّا این گریاندن را به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه تأمین کنید، نه در ذکر واقعه‌ای که اصل ندارد. ما در گذشته‌‌ها سراغ داشتیم، ان‌شاءالله حالا آنطور نیست که بعضی‌ها فی‌المجلس یک چیزی را جعل می‌کردند؛ نکته‌ای همانجا به ذهنش می‌آمد، می‌دید خوب است، موقعیت خوب است، همانجا می‌گفت و از مردم اشک می‌گرفت! این درست نیست. اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک ‌آلود که اشک را به چشم می‌‌رساند و چشم را اشکبار می‌کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمایی.» با واکاوی روایات و احادیث اسلامی درمی یابیم که ریشه بسیاری از تحریفات شعر عاشورایی چیزی جز این نیست که ما در منزل «محبت» متوقف مانده‌ایم و گامی در مسیر صعود به ملکوت معرفت و حکمت دینی برنداشته‌ایم. این حرف، حرف نگارنده این سطور نیست که گروهی در مخالفت با آن پای بر زمین بکوبند و با اصرار تمام بگویند: «نه برادر! اشتباه فکر می‌کنی، توقف در منزل محبت آسیب نیست»، این حرف، حرف قرآن و معصومین(ع) است. توقف در منزل محبتِ محض از آن جهت آسیب‌زاست که به «غالی‌گری» و شرک ختم می‌شود، که یک «مُنکر» بزرگ است.

چنان که در آیه (30) سوره توبه می‌خوانیم: 
«و یهود گفتند: عُزَیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست! این سخنی است که تنها بر زبان می‌رانند و با گفتار و کیش کافران مشرک پیشین نزدیکی و مشابهت دارند، خدا آنها را هلاک و نابود کند! آنان را (از حق) به کجا می‌گردانند؟!» امام سجاد(ع) نیز در حدیثی به «ابوخالد کابلی» ‌ـ از رجال شیعی سده اول هجری و معاصر امام سجاد – در تفسیر این آیه می‌فرمایند: «یهود و نصاری، به خاطر حُب مُفرطی که به عزیر و مسیح (ع) داشتند آن دو را فرزندان خدا دانستند. جمعی از شیعیان ما نیز در حدی ما را دوست خواهند داشت که درباره ما چیزی که یهود درباره نصاری و درباره عیسی گفتند، خواهند گفت. نه آنان از مایند و نه ما از آنانیم.» (طوسی، محمدبن‌حسن، الامالی، انتشارات دارالثقافه، قم، 1314 ق / اختیار معرفه الرجال، ج1، ص 336.) با عنایت به آیات و روایاتی که ذکر شد، به خوبی در می‌یابیم که ترکیب محبت با معرفت دینی راهگشا و سازنده است و منجر به پیروی از راه و مرام و روش و‌ منش خاندان رسالت می‌شود. به یاد داشته باشیم که «عاشورا» یک حادثه نیست، یک فرهنگ است. فرهنگی انسان‌ساز که ما را به سرمنزل سعادت و رستگاری و راستی و درستی هدایت می‌کند. پس شایسته است پیش و بیش از هر چیز دیگر «پیام‌های عاشورا» را دریابیم و هوشمندانه از سیمای قیام حسینی که «ظالم ستیزی»، «مظلوم‌نوازی»، مبارزه با بدعت و تحریف و احیای «کرامت‌های انسانی» است پرده‌برداری کنیم. 
عاشورا، ارتفاع یک فرهنگ است
یک حادثه نه، حماسه‌ای خونرنگ است
پیکار علیه بدعت و تحریف است
فریاد علیه سلطه نیرنگ است

این خبر را به اشتراک بگذارید