• چهار شنبه 13 آبان 1405
  • ٢٤ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Nov 04
چهار شنبه 13 آبان 1405
کد مطلب : 284224
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/N9W3m
+
-

شگفتانه راهبردی

محمد‌مهدی اسماعیلی؛ ‌استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

یکی از مسائل بنیادین در مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، نظام محاسباتی حاکم بر تصمیم‌گیری در واشنگتن است. تهدیدهای مکرر درباره آغاز یا پایان سریع جنگ این پرسش را ایجاد می‌کند که آمریکا رفتار ایران را با کدام پیش‌فرض‌ها تفسیر می‌کند. 4فرض نیازمند آزمون است: نخست، ایران پیش‌دستی نمی‌کند؛ دوم، واکنش آن با توقف حمله متوقف می‌شود؛ سوم، دامنه پاسخ ایران نسبت به تجربه‌های گذشته قابل پیش‌بینی است؛ چهارم، ایران حتی پس از خسارت‌های شدید، مذاکره را می‌پذیرد. نمونه‌ای روشن، تحلیل بنجامین جنسن در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی است. او در فوریه‌۲۰۲۶، پیش از گسترش جنگ، از احتمال محدودماندن اولیه خشونت و حفظ فضای چانه‌زنی سخن گفت و رفتار ایران را در چارچوب پاسخ محدود و مدیریت تشدید بحران بررسی کرد. چنین خوانشی اگر مبنای تصمیم‌گیری عملیاتی قرار گیرد، می‌تواند تصویری ناقص از آستانه تحمل، توان واکنش و منطق تصمیم ایران به‌دست دهد.
جنگ سوم و تغییر محاسبات 
جنگ سوم آزمونی جدی برای تصویر پیشین از حدود واکنش و ظرفیت تحمل هزینه بود. گسترش دامنه درگیری، تأثیر بر پایگاه‌های نظامی منطقه و اختلال در حمل‌ونقل دریایی و بازار انرژی، پیامدهای بحران را از خسارت نظامی مستقیم فراتر برد. در این وضعیت، طرف مقابل ناچار شد هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده‌تر را نیز در محاسبات خود وارد کند. نقش تنگه هرمز در این تحول مهم است اما باید میان «افزایش اهرم چانه‌زنی» و «پیروزی قطعی» تمایز گذاشت. اختلال در جریان انرژی و کشتیرانی می‌تواند هزینه‌هایی بر رقبا تحمیل کند، ولی همزمان به تجارت و معیشت مردم ایران نیز آسیب می‌زند.
شگفتانه راهبردی چیست؟ : شگفتانه راهبردی در معنای دقیق خود، ظهور واقعیتی است که طرف مقابل آن را در محاسبات خود دست‌کم گرفته یا نادیده‌گرفته است. این واقعیت الزاما عملیات تازه نظامی نیست. فناوری‌های دفاعی نو، تاب‌آوری زیرساخت‌ها، توان حفظ خدمات اساسی در بحران، گسترش تهدید ‌علیه منافع حیاتی و وجودی و مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی و مهم‌تر از همه بازدارندگی هسته‌ای نیز می‌توانند چارچوب محاسبات رقیب را تغییر دهند. تفاوت اساسی بازدارندگی و تشدید بی‌مهار بحران همین‌جاست: نخست معطوف به جلوگیری از آغاز دوباره جنگ است؛ دوم ممکن است وضعیتی پدید آورد که پایان آن در اختیار هیچ‌یک از طرف‌ها نباشد. از این‌رو، معیار موفقیت شگفتانه نه گستردگی تخریب، بلکه کاهش احتمال تجاوز، حفظ جان مردم و تقویت قدرت تصمیم‌گیری مستقل کشور است. شگفتانه‌ای که به انزوای بیشتر، فرسایش اقتصادی یا گشودن جبهه‌های جدید بینجامد، حتی با بازتاب روانی کوتاه‌مدت، در افق راهبردی موفق نیست.
اقتصاد جهانی؛ اهرم فشار یا هزینه مشترک؟ : وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی خلیج‌فارس سبب شده است هر بحران منطقه‌ای بر قیمت نفت، بیمه حمل‌ونقل، تورم و بازارهای مالی اثر بگذارد. چنین متغیرهایی در محاسبه سود و زیان جنگ قابل نادیده‌گرفتن نیست. هزینه اقتصادی می‌تواند فشار برای مذاکره را افزایش دهد، اما ممکن است تصمیم‌های معکوس یا موج تازه‌ای از تنش نیز ایجاد کند. بنابراین ارزش راهبردی هر اهرم تنها با میزان فشاری که ایجاد می‌کند سنجیده نمی‌شود، بلکه به قابلیت تبدیل آن فشار به توافق پایدار و قابل راستی‌آزمایی هم وابسته است. اگر اهرم اقتصادی به ابزار مدیریت بحران و ایجاد انگیزه برای توافق تبدیل نشود، ممکن است به چرخه‌ای از اقدام و واکنش منجر شود که هزینه آن برای همه طرف‌ها افزایش می‌یابد.
نشانه‌های دیپلماتیک و محدودیت تفسیر آنها : در روزهای پایانی اکتبر ۲۰۲۶، گزارش‌هایی درباره نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به محسن رضایی و پیشنهاد ازسرگیری گفت‌وگوها منتشر شد. گزارش آکسیوس تأکید می‌کند که پیام درباره مذاکرات و مسئله هسته‌ای بوده است. همچنین در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، مقامات ایران، عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در تهران درباره امنیت منطقه‌ای گفت‌وگو کردند. بیانیه پس از نشست، از توافق طرف‌ها برای ادامه رایزنی درباره صلح و امنیت منطقه خبر داد. این تحرک نشانه اهمیت دیپلماسی منطقه‌ای است اما نتیجه‌گیری درباره آثار واقعی آن به پیگیری تصمیم‌ها و تحول رفتار بازیگران وابسته است که سابقه کار، نتیجه امیدوارکننده‌ای ایجاد نمی‌کند.
دیپلماسی زمانی به بازدارندگی پایدار کمک می‌کند که با قدرت دفاعی معتبر و اراده سیاسی روشن پشتیبانی شود؛ در غیراین‌صورت، به ابزاری برای مدیریت موقت تنش تبدیل می‌شود.
نتیجه‌گیری: ابتکار عمل برای امنیت پایدار : پرسش محوری برای ایران این است: چگونه می‌توان تصور امکان جنگ کوتاه، کم‌هزینه و کنترل‌پذیر علیه کشور را تضعیف ‌و همزمان از ورود به چرخه‌ای پرهزینه و پایان‌ناپذیر پرهیز کرد؟ پاسخ را باید در مجموعه‌ای از عناصر جست‌وجو کرد: بازدارندگی دفاعی معتبر، نوآوری فناورانه، انسجام اجتماعی، تاب‌آوری اقتصادی، دیپلماسی فعال و سازوکارهای قابل اتکا برای کاهش بحران. از این منظر، «ضرورت شگفتانه‌های راهبردی» در اصل ضرورت بازسازی قدرت ابتکار است. شگفتانه تعیین‌کننده آن است که پیش‌فرض امکان تجاوز آسان را بی‌اعتبار کند و در همان حال به امنیت بیشتر مردم و ثبات پایدار منطقه بینجامد. پیروزی ماندگار صرفا تغییر وضعیت یک نبرد نیست؛ تغییر شرایطی است که تکرار جنگ را ممکن و به‌ظاهر کم‌هزینه می‌سازد. جمهوری اسلامی ‌برابر دشمنی که هیچ مرز اخلاقی را در جنایت رعایت نمی‌کند، 2بار در میانه مذاکرات جنگ را آغاز کرده، بالاترین شخصیت سیاسی و مذهبی ایران و شیعیان را همراه با خانواده به شهادت رسانده و کودکان مظلوم را قطعه‌قطعه کرده است، نیازمند خروج از وضعیت رفتار پیش‌بینی‌شده و چارچوب پازل آمریکایی است؛ همان اتفاقی که با حمله به پایگاه‌های آمریکایی و بستن تنگه هرمز، پایان جنگ قبلی را تغییر داد. شرایط فعلی و تهدیدهای بی‌محابا، بی‌ادبانه و قلدرمابانه و کارنامه فجیع آنان در 2جنگ اخیر، دوره رهبری ولی فقیه جدید و مجموع تغییرات گسترده سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی، افکار عمومی جهان و منطقه را برای شگفتانه‌های جدید آماده کرده است. در ایران نیز این مطالبات از میدان، خیابان، رسانه و دانشگاه فراتر می‌ررود و در خطبه‌های نمازجمعه مطرح می‌شود. اکنون مسئله نه صرفا پاسخ به تهدید، بلکه طراحی مجموعه‌ای از اقدامات نظامی و دفاعی است که محاسبه دشمن را تغییر دهد و در همان حال، مسیر امنیت پایدار و کاهش رنج مردم را باز نگه دارد.



 

این خبر را به اشتراک بگذارید