• پنج شنبه 7 آبان 1405
  • ١٨ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 29
پنج شنبه 7 آبان 1405
کد مطلب : 283886
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/9QYox
+
-

قاچاقچیان برای جبران خسارت محموله مواد، موبایل‌قاپی می‌کردند

سرقت برای تسویه حساب با پدرخوانده

گزارش
سرقت برای تسویه حساب با پدرخوانده

فروشندگان مواد‌ مخدر وقتی محموله میلیاردی مواد را از دست دادند، برای جبران خسارت پدرخوانده قاچاقچیان، نقشه سرقت کشیدند.

به گزارش همشهری، از چندی قبل، گزارش موبایل‌قاپی‌های سریالی در پارک‌های پایتخت به پلیس اعلام شد. بررسی‌ها حکایت از این داشت که 2مرد در ساعت‌های خلوت، درحالی‌که چاقو و قمه در دست داشتند، به سمت طعمه‌هایشان که برای هواخوری به پارک رفته بودند، هجوم می‌بردند. آنها با تهدید، گوشی موبایل طعمه‌هایشان را به سرقت می‌بردند و فرار می‌کردند.

تصادف
درحالی‌که سرقت‌های این دو سارق افزایش چشمگیری یافته بود، تحقیقات برای دستگیری آنها آغاز شد، اما سارقان تلاش کرده بودند با استفاده از ماسک و کلاه هیچ تصویری از خود به جا نگذارند. تحقیقات برای دستگیری دزدان ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل وارد یکی از پارک‌های غرب تهران شدند و با تهدید چاقو، گوشی 5نفر از نوجوانان را به سرقت بردند و فرار کردند. در این شرایط شاهدان با داد و فریاد نگهبانان پارک را خبر کردند. 2سارق که دستپاچه شده بودند، به‌سرعت از پارک خارج شدند و سوار موتورسیکلت خود شدند، اما همزمان گشت پلیس که در آن حوالی بود، در جریان قرار گرفت و تعقیب دزدان شروع شد. هرچند آنها سعی داشتند راهی برای فرار پیدا کنند، اما با چند خودرو برخورد کردند و تعادلشان را از دست دادند. همین موجب شد تا یکی از سارقان دستگیر شود، اما دیگری موفق به فرار از دست مأموران شد.
سارق دستگیرشده در بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی اعتراف کرد و با اطلاعاتی که در اختیار پلیس قرار داد ساعتی بعد همدستش نیز دستگیر شد. تحقیقات در این پرونده زیر نظر قاضی امیرحسین شریفی‌وند، بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.

گفت و گو
از موادفروشی تا سرقت

طراح نقشه سرقت می‌گوید که او و همدستش فروشنده مواد ‌مخدر بودند، اما دچار حادثه‌ای شدند که پایشان را به دنیای سرقت باز کرد.


چه شد که از خرید و فروش مواد‌ مخدر به سرقت‌های خشن و زورگیری رسیدید؟
بدشانسی آوردیم. خودمان طعمه خفت‌گیران مسلح شدیم و ناچار راه سرقت را انتخاب کردیم، چون پای یک قاچاقچی بزرگ به زندگی‌مان باز شد و به او بدهکار شدیم.
تعریف کن چه اتفافی افتاد.
ما سال‌هاست که مواد می‌فروشیم. مشتریان خودمان را داریم. معمولا از قاچاقچیان بزرگ مواد می‌گیریم و به‌دست مشتریانمان می‌رسانیم. اصلا کار ما سرقت نبود. ماجرا برمی‌گردد به‌ ماه قبل. از یک قاچاقچی بزرگ، یک محموله شیشه و تریاک به ارزش 10میلیارد تومان گرفتیم. قرارمان این بود که بعد از فروختن مواد ‌مخدر، پول او را برگردانیم، اما انگار این خبر به گوش تبهکاران رسید یا کسی ما را لو داد، چون چند نفر ریختند سرمان و محموله مواد را سرقت کردند.
با چه شگردی محموله را از شما سرقت کردند؟
رفته بودیم سمت دره فرحزاد و مشغول مصرف مواد ‌مخدر بودیم. ناگهان چند نفر که نقاب داشتند، به سمت ما حمله کردند. آنقدر کتکمان زدند که نیمه‌جان شدیم. تمام محموله‌ها را برداشتند و با خودشان بردند.
خب بعد چه شد؟
رفتیم پیش سلطان و ماجرا را تعریف کردیم. اصلا باور نکرد. تصورش این بود که ما مواد را سرقت کرده‌ایم و قصد داریم سرش کلاه بگذاریم.
و همین باعث شد که وارد دنیای سارقان شوید.
آن روز سلطان ما را تهدید کرد که اگر با او تسویه نکنیم و پولش را برنگردانیم، هردوی ما را به قتل می‌رساند و اجسادمان را در بیابان می‌سوزاند.
به هر دری زدیم، به هر آشنایی که می‌شناختیم رو زدیم، اما نتوانستیم آن حجم از مواد را پیدا کنیم، چون کسانی که حمله کرده بودند نقاب داشتند و ما اصلا نمی‌دانستیم چه کسانی بودند. از طرف دیگر، نمی‌توانستیم شکایت کنیم و ماجرای این سرقت را اطلاع بدهیم. راهی برایمان نمانده بود. تنها فکری که به ذهنمان رسید این بود که دست به سرقت بزنیم تا پول آن قاچاقچی را جور کنیم.
و با چه شگردی سرقت می‌کردید؟
موبایل‌قاپی می‌کردیم. در پارک‌های تهران پرسه می‌زدیم و بعد از آنکه طعمه‌ای را شناسایی می‌کردیم به سمتش می‌رفتیم و گوشی را با تهدید از او می‌گرفتیم.
چرا حالا موبایل‌قاپی را انتخاب کردید؟
 چون راه دیگری بلد نبودیم. از دیوار مردم که نمی‌توانستیم بالا برویم؛ ‌تخصص می‌خواست. از طرف دیگر، مالخری پیدا کردیم که حاضر بود موبایل سرقتی از ما بخرد. ما هم کار را شروع کردیم تا با قاچاقچی بزرگ تسویه کنیم و خیالمان راحت شود، اما در نهایت گیر افتادیم.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید