بریدن مو برای ایران سکوت برای فرانسه!
پاییز ۱۴۰۱، همزمان با ناآرامیهای ایران پس از مرگ مهسا امینی، دوربینهای رسانههای جهان روی چند چهره مشهور فرانسوی زوم کردند؛ ژولیت بینوش، ماریون کوتیار، ایزابل آجانی، ایزابل هوپر و شارلوت گنزبورگ. آنها بخشی از موهای خود را بریدند؛ حرکتی نمادین که به یکی از تصاویر شاخص کارزار «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد و خبرگزاری رویترز نیز در ۶ اکتبر ۲۰۲۲ آن را بازتاب داد.
پرسش این است که همان حساسیت حقوق بشری، وقتی پای دانشآموزان و دانشجویان کشور خودشان به میان میآید، کجا میرود؟
در فرانسه نیز اعتراضات دانشآموزی و دانشجویی و برخورد پلیس با معترضان، موضوع بحث است اما دستکم چهرههایی که در سال ۱۴۰۱ با بریدن موهایشان خبرساز شدند، تاکنون موضع مشابهی نگرفتهاند.
اگر حقوق بشر جهانشمول است، قاعدتا نباید با تغییر جغرافیا و موقعیت سیاسی، حساسیتها هم تغییر کند.
ماجرا اما این است که وقتی منافع غرب تأمین نشود، یکی از ابزارهای هوچیگری جهانی علیه ایران، میشود حقوق بشر ساخته و پرداخته غرب، وگرنه کشتار 296دانشآموز میناب جا داشت تا کل غرب را عزادار کند اما وقتی کارفرما آمریکاست، سلبریتیهای غربی هم باید سکوت کنند.
اگر آمریکا زیرساختهای ایران را بزند، چه میشود؟
اگر آمریکا و اسرائیل زیرساختهای ایران را بزنند، ایران چهکار میکند؟
گفتند که چند بار؛ همان کاری که در جنگ ۴۰روزه کردند. زیرساختهای منطقه را میزنند.
خب، نتیجهاش چه میشود؟
قیمت نفت و سوخت در دنیا سر به فلک میکشد؛ یعنی فشار اقتصادی روی آمریکا و اروپا چند برابر میشود.
تا چه زمانی این وضعیت ادامه پیدا میکند؟
تا بازسازی دوباره انجام شود؛ حالا حالاها درگیرند.
اگر خود سوخت گران شود، چه میشود؟
گرانی طولانیمدت یعنی نارضایتی مردم و فروپاشی دولتهایشان. اسرائیل هم بیصاحب میشود؛ اینجا دیگر هر کسی از راه برسد، ضربهای به آن میزند.
حالا زیرساختهای کدام طرف آسیبپذیرتر است؟
زیرساختهای آنها.
چرا؟
زیرساختهای ما پراکنده است؛ زیرساختهای آنها متمرکز.
کدام طرف زودتر میتواند بازسازی کند؟
اسرائیل هنوز نتوانسته زیرساختهای آسیبدیده در جنگ ۱۲روزه را درست کند. ما زیرساختهای آسیبدیده در جنگ ۴۰روزه را هم تا حد زیادی بازسازی کردهایم.
چرا؟
برای اینکه تأسیسات ما از مواداولیه و فناوری گرفته تا مهندسان، همگی بومیاند.
پس اصل ماجرا چیست؟
اینکه جنگ فقط مسابقه تخریب نیست؛ مسابقه تحمل خسارت و بازسازی است.
جزئیات جدید از دیدار رئیس قوه قضاییه با رهبر انقلاب
حجتالاسلاموالمسلمین غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضاییه از دیدار اخیر خود با رهبر معظم انقلاب گفت؛ دیداری که بهگفته او، استواری، شجاعت و صلابت رهبر انقلاب را بهروشنی نمایان کرده است. او تأکید کرد همان شجاعت و استواری و تزلزلناپذیری که در امام شهید متجلی بود، در رهبر معظم انقلاب نیز آشکار است؛ با ایمانی بلند، توکلی بالا، توانمندی برجسته و انرژی فزاینده. اژهای هیبت و قاطعیت رهبر انقلاب در برابر دشمن و خیرخواهی ایشان برای عموم مردم را شگرف خواند و گفت: ایشان با اشراف کامل به مسائل داخلی و خارجی، از مجاری مختلف اطلاعات دریافت میکنند.
رئیس دستگاه قضا همچنین از ارائه گزارشی درباره مسائل روز کشور و قوه قضاییه و گفتوگو درباره هماهنگی میان 3قوه و دستگاه قضا با نیروهای مسلح خبر داد و بر بهرهمندی از رهنمودهای رهبری تأکید کرد.
در صدر این رهنمودها، از دست ندادن حتی یک لحظه فرصت و غنیمتشمردن فرصتهای خدمت به مردم قرار داشت؛ خدمتی صادقانه، گرهگشایی از مشکلات، توجه به اقشار مختلف، شنیدن دغدغههای مردم و تسریع و اتقان در امور کشور، بهویژه مسائل مرتبط با مردم که سرمایه اجتماعی نظام را تقویت میکند. اژهای مبارزه قاطع، سریع، دقیق، قانونی، عادلانه و بدون تبعیض با فساد و مظاهر آن را از مطالبات رهبر انقلاب و مردم دانست؛ بهویژه درباره کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه با اقدامات اقتصادی یا امنیتی، فشار مضاعفی بر جامعه وارد میکنند.
ترامپ در حیاطخلوت هم شکست خورد
ترامپ در برزیل شکست خورد؛ بیآنکه حتی نامش روی برگههای رأی باشد!
ماجرا چیست؟ پیروزی لولا داسیلوا؛ مردی که اکنون به کابوس سیاستهای ترامپ در آمریکای لاتین تبدیل شده است!
اما چرا پیروزی داسیلوا، شکست ترامپ محسوب میشود؟
نخست اینکه ترامپ روی رقیب داسیلوا، متحد سیاسی خود در برزیل، حساب باز کرده بود؛ اما این جریان نتوانست در انتخابات پیروز شود.
دوم اینکه داسیلوا بارها در برابر فشارهای آمریکا ایستاده و تأکید کرده است که برزیل حیاطخلوت واشنگتن نیست!
سوم اینکه داسیلوا بهجای دنبالهروی از آمریکا، در پی تقویت روابط با چین و قدرتهای رقیب واشنگتن است.
چهارم اینکه با تداوم قدرت داسیلوا، سیاست فشار اقتصادی و تجاری ترامپ با مقاومت بیشتری روبهرو خواهد شد.
اکنون شکست ترامپ به یک انتخابات محدود نمیشود!
پیام این پیروزی روشن است؛ ترامپ که سودای کنترل جهان را در سر دارد، حتی در حیاطخلوت آمریکا نیز نمیتواند حرف خود را به کرسی بنشاند!
155برابر هزینه بیشتر از درآمد؛ پشت پرده مالی ایراناینترنشنال کیست؟
یک شبکه تلویزیونی که درآمدش در برابر هزینههایش ناچیز است، چگونه سالها به فعالیت گسترده ادامه میدهد؟ پرونده مالی شرکت ولانت مدیا، شرکت مادر ایراناینترنشنال، اعداد قابلتوجهی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ اعدادی که پاسخ درباره منابع تأمین مالی این رسانه را به موضوعی جدی تبدیل کردهاند.
با استناد بهصورتهای مالی شرکت، هزینههای ولانت مدیا از حدود ۲۶میلیون پوند در سال ۲۰۱۷ به بیش از ۱۱۱میلیون پوند در سال ۲۰۲۳ رسید؛ درحالیکه درآمد عملیاتی آن در سال ۲۰۲۲ تنها ۴۷۴هزار پوند و در سال ۲۰۲۳ فقط ۷هزار پوند ثبت شده بود. گزارش یادشده هزینههای سال ۲۰۲۴ را نیز با برآوردی نزدیک به ۱۸۵میلیون دلار محاسبه کرد و مجموع هزینههای سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ را حدود ۷۴۷میلیون دلار برآورد کرد. این ارقام نشان میدهند فاصله میان درآمد تجاری و هزینههای این مجموعه چقدر قابلتوجه بوده است.
اما ماجرا به این ارقام محدود نمیشود. روزنامه گاردین در سال ۲۰۱۸ از گزارشی درباره تأمین ۲۵۰میلیون دلار برای راهاندازی این شبکه از سوی یک کشور عربی خبر داد؛ رقمی که بهگفته منبع آن گزارش، میتوانست معادل حدود ۵۰میلیون دلار در سال طی یک دوره ۵ساله باشد. این گزارش همچنین هزینه ۲۶میلیون پوندی ولانت مدیا در سال ۲۰۱۷ را یادآوری کرد.
در تازهترین تحول، فایننشالتایمز گزارش داد که ولانت مدیا در دسامبر ۲۰۲۵ از طریق تبدیل بدهی به سهام، حدود ۶۴۸میلیون پوند بدهی را تسویه کرد. اسناد شرکت همچنین از زیان انباشته بیش از ۴۱۰میلیون پوندی طی ۵سال و بدهی حدود ۴۸۲میلیون پوندی به اشخاص و شرکتهای مرتبط تا پایان سال ۲۰۲۴ حکایت دارند. در همان دسامبر، ۶۴۸میلیون سهم جدید نیز ثبت شد.
چهکسی پشت تأمین مالی این شبکه است؟ پاسخ اما چندان دشوار نیست. سال گذشته یک گروه هکری پس از هک ایمیلهای شبکه ایراناینترنشنال به لوح تقدیر رسمی از دفتر نتانیاهو برای این شبکه دستیافت. حالا دوباره تبلیغات و اخبار تروریستی این شبکه را در طول این سالها مرور کنید.
روایت خبر
در همینه زمینه :