روایت قانون و رهایی
کتاب «قانون» (Das Gesetz) اثر توماس مان، نویسنده نامدار آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، بازخوانی ادبی یکی از روایتهای بنیادین عهد عتیق است؛ داستان موسی، رهایی بنیاسرائیل از بندگی در مصر و شکلگیری 10 فرمان. این اثر کوتاه که در سال ۱۹۴۳ نوشته شد، فراتر از بازگویی روایتی مذهبی، به مسئله پیدایش قانون، اخلاق و نظم در زندگی جمعی میپردازد.قانون در این جهان داستانی صرفا مجموعهای از فرمانها و ممنوعیتها نیست؛ بلکه تلاشی برای مهار خودکامگی، خشونت و آشفتگی و ایجاد چارچوبی برای همزیستی انسانهاست.در کتاب «خنوخ / قانون»، توماس مان اسطوره را به آینهای برای زمانه خود بدل میکند؛ آینهای که در آن، نسبت میان قدرت و اخلاق، ایمان و خرد و قانون و آزادی به پرسش کشیده میشود. پژوهشهای ادبی درباره این اثر نیز بر لایههای سیاسی و اخلاقی روایت و طنز ظریف مان تأکید کردهاند؛ طنزی که اجازه نمیدهد داستان به تفسیری یکسویه فروکاسته شود.این کتاب با ترجمه محمود حدادی از سوی نشر افق منتشر شده و شامل 2 داستان کوتاه مستقل است که هر دو به جهان روایتهای عهد عتیق بازمیگردند، اما هدفشان بازگویی ساده داستانهای کهن نیست. در «خنوخ»، مان با بهرهگیری از پیوندهای روایی و اسطورهای، گذشته را از منظری تازه بازمیسازد و در «قانون»، داستان موسی و ده فرمان را به تأملی درباره بنیادهای اخلاق و سامان اجتماعی تبدیل میکند.اهمیت این مجموعه در آن است که پرسشهای برخاسته از جهان باستان را به مسائل انسان مدرن پیوند میزند: قانون چگونه شکل میگیرد؟ قدرت چه زمانی از مسیر اخلاق منحرف میشود؟ آیا میتوان در برابر خشونت و خودکامگی، به خرد و مسئولیت انسانی تکیه کرد؟ خوانش سیاسی «قانون» بهویژه با توجه به زمان نگارش آن، در دوران جنگ جهانی دوم و تبعید مان از آلمان نازی، معنایی دوچندان مییابد. برخی منتقدان این داستان را نقدی بر ساختارهای تمامیتخواه و سوءاستفاده از قانون و اسطوره دانستهاند؛ هرچند پیچیدگی و طنز اثر، آن را از هر تفسیر سادهای فراتر میبرد.این کتاب فرصتی است برای مواجهه با توماس مان در مقام نویسندهای که روایتهای دیرینه را نه میراثی منجمد، بلکه زمینهای برای اندیشیدن به اکنون میبیند.