روضه حضرت رقیه س ؛ یادگاری که پس از شهادت ادامه یافت
زندگی ناواستواردوم شهید امیررضا قدرتی فقط به خدمت و فعالیتهای نظامی محدود نبود. او به هیئتها و مجالس عزاداری نیز علاقهمند بود. همراه دوستانش هیئتی از نوجوانان تشکیل داده بودند و در ایام محرم مراسم عزاداری برگزار میکردند. در میان برنامههای این هیئت، روضه حضرت رقیه(س) برای او جایگاه ویژه داشت. نرگس قدرتی، خواهر شهید، درباره این علاقه برادرش روایت میکند: «دوستانش میگفتند امیررضا دلداده روضه حضرت رقیه(س) بود و همیشه اصرار میکرد حتما در هیئت، روضه حضرت رقیه(س) خوانده شود. پس از شهادت امیررضا نیز دوستانش هر زمان دلتنگ او میشوند، به خانه مادرم میآیند، هیئت برگزار میکنند و همان روضه را میخوانند. برای همین عشق و ارادت هم بود که یکی از آرزوهای امیررضا این بود که به عنوان مدافع حرم خدمت کند؛ اما در آن زمان به دلیل سن کم، خانواده با رفتنش مخالفت کردند.»
آنچه بیش از هر چیز در خاطرات خانواده از امیررضا باقی مانده، روحیه حمایتگر اوست. او فرزند آخر خانواده بود، اما در بسیاری از موقعیتها همچون تکیهگاهی برای اعضای خانواده رفتار میکرد و مسئولیتهای آنان را نیز دغدغه خود میدانست. خواهر شهید درباره ویژگیهایی که اعضای خانواده او را با آن میشناختند، میگوید: «همه برادرم را به لبخند همیشگی و مهربانیاش میشناسند. همیشه میگویم آنقدر دوستداشتنی بود که اگر ترازویی قرار دهند، امیررضا در یک کفه و همه خانواده در کفه دیگر قرار میگیرند.» خواهر شهید از بخش دیگری از خاطرات زندگی برادرش چنین یاد میکند: «پدرم ازکارافتاده است و امیررضا بار مسئولیت خانه ما را به دوش میکشید. همیشه به او میگفتم تو سی روز کار میکنی، سختی میکشی و در گرما مشغول خدمت هستی تا حقوق بگیری؛ آیا هیچ چیزی نیست که بخواهی برای خودت تهیه کنی؟ میگفت شاید برای پدر و مادرم سخت باشد که از من پول بگیرند، بنابراین بهتر است کارت بانکی من در اختیار آنها باشد. بعد به شوخی چشمکی میزد و میگفت من از خواهرم میگیرم! همیشه با هم صمیمی بودیم و شوخی و درددلهای دوطرفه خودمان را داشتیم. جای او واقعا خالی است.»