مرد همسرکش از قصاص گریخت
وقتی پدر قاتل، ولی دم مقتول شد
محمد جعفری | روزنامهنگار
مرد جوان در جریان درگیری با همسرش او را به قتل رساند و برای پنهان کردن جنایت، مرگ او را به سکته نسبت داد، اما پس از اعتراف به قتل، پدرش با بخشیدن او از قصاص نجاتش داد تا 2نوه خردسالش بیش از این قربانی جنایت خانوادگی نشوند.
به گزارش همشهری، شنبه ششم تیرماه، مرد جوانی در تماس با پلیس از مرگ همسرش خبر داد و گفت: ساعتی قبل مهمان داشتیم. بعد از رفتن مهمانها برای کاری از خانه بیرون رفتم. وقتی برگشتم، دیدم همسرم روی زمین افتاده و جانش را از دست داده است. بهدنبال اعلام خبر این مرگ مشکوک گروهی از مأموران پلیس به آنجا که اتاق سرایداری ساختمانی در شمال تهران بود رفتند و تحقیقات در این باره آغاز شد. روی گردن و سر متوفی آثار کبودی به چشم میخورد و بهنظر میرسید او در یک درگیری جانش را از دست داده است. با وجود این ادعای اولیه شوهر متوفی این بود که همسرش براثر سکته جانش را از دست داده است.
قتل در توهم؟
در چنین شرایطی بود که کارآگاهان پلیس به تحقیق از این مرد پرداختند. او همچنان تأکید داشت که علت مرگ همسرش را نمیداند و تأکید میکرد که اختلافی با او نداشته، اما در ادامه به قتل همسرش اعتراف کرد و حرفهای عجیبی درباره انگیزه قتل بیان کرد. متهم گفت: من سرایدار این ساختمان هستم و مدام کار میکنم و مراقب ساختمان هستم و این کار خستهام میکند. امروز یک پیک موتوری که با من دوست است، پیشم آمده بود. برای او از خستگیام گفتم و او یک آبنبات به من داد و گفت که اگر آن را بخورم، انرژی میگیرم و خستگیام رفع میشود. من هم آن را از او گرفتم و خوردم، اما بعد از چند دقیقه حالم دگرگون شد و دچار توهم شدم. در آن وضعیت بود که همسرم را دیدم و با او درگیر شدم و نمیدانم چطور شد که او را به قتل رساندم. متهم در ادامه صحنه قتل همسرش را بازسازی کرد و تحقیقات در این باره ادامه پیدا کرد.
بخشش پسر توسط پدر
این زن و شوهر 2فرزند خردسال دارند. بررسیهای انجامشده درخصوص مقتول نشان میداد پدر و مادر او مدتها قبل فوت شدهاند. در این شرایط اولیای دم مقتول فرزندان خردسالش بودند، اما چون آنها صغیر هستند پدرِ پدرشان که بعد از قتل مادرشان سرپرستیشان را برعهده گرفته، ولی دم قهری آنهاست و میتواند شکایت از قاتل را مطرح و خواستهاش درخصوص قصاص، دریافت دیه یا بخشش را اعلام کند.
مدتی از قتل میگذشت و متهم در زندان بود و روند رسیدگی به پرونده ادامه داشت. در این شرایط پدر متهم که در پرونده ولی دم شده و حق تصمیمگیری از طرف نوههایش را دارد، به دادسرای امور جنایی تهران رفت و اعلام کرد برای تأمین آینده نوههایش که در این حادثه مادرشان را از دست دادهاند، پسرش را میبخشد و حاضر به قصاص شدن او نیست.
اعلام رضایت ولی دم نسبت به پسرش روند رسیدگی به پرونده را تغییر داد و جنبه خصوصی پرونده و قصاص منتفی شد. به این ترتیب پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا متهم از لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود.
گفت و گو
پشیمانم
متهم که 4ماه را در زندان گذرانده، هرچند حالا از بخشیده شدن و نجات از چوبه دار خوشحال است، اما میگوید از قتل همسرش پشیمان است و حالا بیشتر از همهچیز به آینده فرزندانش فکر میکند. او در گفتوگویی به روز حادثه و قتل همسرش پرداخت.
قبل از این حادثه رابطهات با همسرت چطور بود؟
من سرایدار ساختمان بودم و درآمد زیادی نداشتم. اما همسرم توقع مالی زیادی از من داشت. ما 2فرزند داریم و او مدام از من میخواست پول بیشتری دربیاورم و همین موضوع باعث اختلاف بین ما شده بود. طوری که این اواخر اختلافمان بیشتر شد.
از روز حادثه بگو. چطور شد که تصمیم گرفتی همسرت را به قتل برسانی؟
شب قبل از حادثه ما مهمان داشتیم. بعد از رفتن مهمانها همسرم که عصبانی بود، شروع کرد به زخم زبان زدن. میگفت تو پول نداری و آبرویمان جلوی مهمانها رفت، چون نتوانستیم خوب از آنها پذیرایی کنیم. بعد هم کلی بد و بیراه به من گفت و رفت خوابید. من خوابم نمیبرد. چند ساعت بعد که بیدار شد، با او صحبت کردم تا آرام شود، اما باز هم با من دعوا کرد. من هم عصبانی شدم و دستانم را روی دهانش گرفتم و فشار دادم تا اینکه جانش را از دست داد. چند ساعت بعد هم با پلیس تماس گرفتم و ماجرای سکته و بعد هم آبنبات توهمزا را گفتم.
بعد از قتل فکر میکردی که بخشیده شوی؟
راستش را بخواهید، نه. نمیدانستم که پدر خودم از طرف بچههایم ولی دم میشود و میتواند من را ببخشد. بعد از دستگیری به طناب دار فکر میکردم، اما بیشتر فکرم پیش بچههایم بود، چراکه بعد از مادرشان فقط من را دارند و نگران بودم که بعد از مجازات من چه سرنوشتی پیدا میکنند. بهخاطر همین است که بعد از اینکه فهمیدم پدرم من را بخشیده بیشتر برای بچههایم خوشحال شدم. در مدتی که زندان هستم آنها در خانه پدرم هستند و امیدوارم که زودتر آزاد شوم و بتوانم پیش آنها برگردم.