دختر ۳سالهای که در محله افسریه ربوده شده بود پس از ۴روز تلاش شبانهروزی پلیس به آغوش خانوادهاش بازگشت
نجات آمنه از خانه زن معتاد
الهه فراهانی | روزنامهنگار
دختر ۳سالهای که در محله افسریه تهران ربوده شده بود پس از ۴روز تلاش شبانهروزی پلیس، در مخفیگاه زنی معتاد در جنوب پایتخت پیدا شد و به آغوش خانوادهاش بازگشت.
به گزارش همشهری، چهارشنبه ۲۲مهرماه، پلیس پایتخت در جریان گم شدن مرموز دختربچهای 3ساله به نام آمنه قرار گرفت و تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی مأمور رسیدگی به این پرونده شدند.
آمنه چطور گم شد؟
در تحقیقات اولیه، مشخص شد که دختربچه 3ساله افغانستانی بعدازظهر چهارشنبه گذشته زمانی که به همراه خواهرانش در حیاط خانهشان سرگرم بازی بود، تصمیم گرفت لحظاتی به کوچه برود. در خانه باز بود و آمنه وارد کوچه شد، اما کمتر از 5دقیقه بعد، وقتی خواهرانش به کوچه رفتند، ردی از او نبود. آمنه حوالی ساعت 6بعدازظهر چهارشنبه ناپدید شد و خانوادهاش پس از چند ساعت جستوجو، وقتی از پیدا کردن او ناامید شدند، ماجرا را به پلیس اطلاع دادند.
شروع تحقیقات
کارآگاهان در نخستین گام به بررسی دوربینهای مداربسته پرداختند. بررسیها حکایت از این داشت که زنی میانسال اقدام به ربودن دختربچه کرده است. آنطور که دوربینها نشان میداد، زن میانسال پس از صحبت با دختربچه، وی را با خود برده بود. با این سرنخ، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران تلاشهای شبانهروزی خود را برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز کردند.
خانهای در جنوب تهران
کارآگاهان با سرنخهای بهدستآمده موفق شدند زن کودکربا را شناسایی کنند و سرانجام ساعت۲۰:۳۰ یکشنبه ۲۶مهرماه، این زن در مخفیگاه خود واقع در منطقه مولوی شناسایی و دستگیر شد. در جریان این عملیات، آمنه نیز سالم پیدا و به خانوادهاش تحویل دادهشد.
اعترافات عجیب
متهم که زنی 52ساله است، در بازجوییها ادعای عجیبی مطرح کرد و گفت: روز حادثه در حال عبور از کوچهای در افسریه بودم که چشمم افتاد به آمنه. او گریه میکرد و به نظر میرسید گم شده است. هرچه به او گفتم پدر و مادرت کجا هستند چیزی نگفت. فقط میگفت «من پفک میخوام، چیپس میخوام.» من هم رفتم برایش پفک و چیپس خریدم و خیلی آرام شد. بعد هر قدر دنبال خانوادهاش گشتم، پیدایشان نکردم. با خودم گفتم او را به خانهام میبرم تا چند روز پیش من باشد. بعد به سراغ خانوادهاش خواهم رفت تا آنها را پیدا کنم.
وی ادامه داد: چون معتاد به موادمخدر هستم، میترسیدم به پلیس مراجعه کنم. برای همین آمنه را نزد خودم نگه داشتم. این زن درباره زندگی خودش نیز گفت: سالها قبل شوهرم فوت شد و من درحالیکه 3فرزند داشتم، معتاد به موادمخدر شدم. پسرم بزرگ شد و ازدواج کرد، اما بعد با زنش اختلاف پیدا کرد و خودکشی کرد. از آن به بعد، اعتیادم شدیدتر شد و بچههای دیگرم هم رفتند دنبال زندگیشان و دیگر به من سر نزدند. بهشدت احساس تنهایی میکردم. شاید به همین دلیل بود که دلم میخواست آمنه را بیشتر پیش خودم نگه دارم.
با ادعاهای عجیب متهم، وی بازداشت شد و تحقیقات زیرنظر قاضی عظیم سهرابی، بازپرس دادسرای جنایی تهران ادامه دارد.
مکث
ربودن آمنه برای گدایی
ادعاهای متهم درحالی مطرح میشود که پدر آمنه میگوید زن کودکربا از دخترش برای گدایی استفاده میکرد. او در گفتوگو با همشهری توضیح میدهد: از وقتی آمنه گم شد، همهجا را بهدنبالش گشتیم. من و همسرم به همراه پسرم و رفقایش در این روزها به هر جایی که تصورش را میکردیم ممکن است اثری از آمنه پیدا کنیم سر زدیم؛ از بیمارستانها و اورژانس گرفته تا ادارات بهزیستی. ما درحالیکه عکس آمنه را به همراه داشتیم، در کوچهها و خیابانهای اطراف از مردم پرسوجو میکردیم و پابهپای پلیس در تلاش بودیم که ردی از دخترم پیدا کنیم.
او ادامه میدهد: هرچند مقابل خانه ما دوربین مداربستهای وجود ندارد، اما دوربینهای ابتدا و انتهای کوچه لحظهای را که متهم در حال ربودن دخترم بود ثبت کرده بودند. تصاویر نشان میداد که او به بهانهای دخترم را فریب داده و بعد دستش را گرفته و با خودش برده. بعد هم که از کوچه خارج میشوند، دیگر تصویری از او دیده نمیشود. خوشبختانه مأموران آگاهی با استفاده از همین تصاویر موفق شدند هویت این زن و مخفیگاهش را شناسایی کنند.
پدر آمنه میگوید: یکشنبهشب، وقتی پس از چند دور جستوجو تازه به خانه برگشته بودیم، از اداره آگاهی با ما تماس گرفتند و گفتند که آمنه را پیدا کردهاند. از خوشحالی سر از پا نمیشناختیم. با همسرم سراسیمه خودمان را به اداره آگاهی رساندیم. وقتی آمنه را صحیح و سالم دیدیم، فقط اشک شوق میریختیم. باورمان نمیشد که مأموران پلیس با این سرعت موفق به پیدا کردن دخترمان شوند. ما مطمئن هستیم که اگر مأموران دیرتر به کمک ما میآمدند، شاید دخترم تا الان به قاچاقچیان انسان فروخته شده بود. پدر آمنه با تشکر از مأموران آگاهی تهران ادامه میدهد: آنطور که ما متوجه شدیم، متهم دخترم را برای گدایی ربوده بود و در این چند روز همراه خودش به خیابان میبرده و گدایی میکرده است. آمنه از نظر جسمی آسیب ندیده، اما خیلی ترسیده و میگوید که آن زن هر وقت گریه میکرد، کتکش میزد. امیدواریم هرچه زودتر این کابوس را فراموش کند.