یکی از شگردهای رسانهای ضدانقلاب در مواجهه با پروندههای کیفری و امنیتی، انتقال کانون توجه از اتهامات و اقدامات منتسب به متهم به جنبههای عاطفی و شخصی زندگی اوست؛ رویکردی که میتواند با برجستهسازی گزینشی برخی ویژگیها، تصویری متفاوت از پرونده در افکار عمومی بسازد.
در این الگو، بهجای تمرکز بر اصل اتهام، مستندات پرونده و مسئولیت احتمالی فرد، ویژگیهایی مانند ورزشکاربودن، هنرمندبودن، فعالیت اجتماعی یا روابط خانوادگی او برجسته میشود. هدف این فضاسازی، تغییر پرسش اصلی مخاطب است؛ بهگونهای که بهجای بررسی شواهد و ابعاد پرونده، احساس همدلی با متهم در مرکز توجه قرار گیرد.
نمونه این رویکرد را میتوان در روایتهای منتشرشده درباره مجازات افرادی مشاهده کرد که بنا بر اتهامات مطرحشده، در اقدامات خشونتآمیز یا حملات علیه امنیت کشور نقش داشتهاند. در این موارد، گاه بلافاصله پس از اجرای حکم، تصویری از فرد بهعنوان جوانی موفق، ورزشکار یا کوهنورد ارائه میشود و ابعاد عاطفی زندگی او بر روایت پرونده غلبه میکند.
مرحله بعد، گسترش این تصویرسازی از طریق شبکههای اجتماعی و چهرههای مشهور است؛ جایی که بازنشر روایتهای احساسی میتواند ادعاهای تأییدنشده را در ذهن مخاطب به واقعیتهایی قطعی تبدیل کند.
در این میان، حتی ممکن است قربانیان اقدامات خشونتآمیز و خانوادههای آنان از کانون توجه خارج شوند.
این روند در برخی موارد تا جایی پیش میرود که افراد محکوم امنیتی، قاتلان یا عناصر مرتبط با اقدامات مسلحانه، در ادبیات ضدانقلاب با عنوانهایی مانند «جاویدنام» معرفی میشوند.
با این حال، داوری درباره مجرمیت یا بیگناهی هر فرد باید بر پایه شواهد و روند قانونی انجام شود، نه ویژگیهای شخصی یا میزان محبوبیت او.
مسئله اصلی، استفاده گزینشی از عواطف برای بهحاشیهراندن واقعیت پرونده و تبدیل متهم به قربانی در روایت رسانهای است که در پس آن سوءاستفاده از احساسات جوانان، عصبانیکردن و تحریک آنها به اعتراض و آشوب است؛ مشابه اتفاقی که در آشوبهای دیماه رخ داد.
دو شنبه 27 مهر 1405
کد مطلب :
283384
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/7LVyB
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved