مدرسه حتی برای یک نفر
بیش از 350مدرسه تکدانشآموزه در ایران فعال هستند
محمد سرابی | روزنامهنگار
مدرسه همیشه با همهمه و شادی بچهها شناخته میشود. سروصدای300- 200بچه و تذکرهایی که از بلندگو شنیده میشود از دیوارها بیرون میزند و تا خیابانها و خانههای اطراف میرسد. اولیا و مدیران همیشه درگیر کلاسهای پرجمعیت و حیاطهای شلوغ هستند. بخش زیادی از اوقات بچهها در ارتباطگرفتن با همکلاسیهایشان میگذرد. رویکرد آموزش و پرورش در شهرهای بزرگ ساخت مدارس بزرگ با ظرفیت زیاد است تا بتوان پاسخگوی تعداد دانشآموزان بیشتری بود اما همزمان 11هزار مدرسه با کمتر از 10دانشآموز در ایران فعال هستند که 354واحد از آنها فقط یک دانشآموز و یک معلم دارند. تعداد زیادی از این مدارس در نقاط روستایی و عشایری کشور در حال کار هستند و گاهی تصاویری از این مدارس استثنایی در رسانهها منتشر میشود. تصویر مدرسه یکنفره برای کسانی که همه اوقات تحصیل خود را در کلاسهای پرجمعیت گذراندهاند ناآشنا بهنظر میآید.
کلاس 6-5نفره
سمانه خادمی شهمیری 4سال است در مناطق روستایی مازندران تدریس میکند. او به همشهری میگوید: «مدارس روستایی که قبلا در آنها درس میدادم چند پایه بودند. مثلا 10دانشآموز در 3پایه مختلف در کنار هم درس میخواندند. سال اول برای خودم هم سخت بود ولی بعد توانستم با تقسیمبندی ساعت کلاس، تدریس را انجام دهم. مثلا به بچههای یک پایه ریاضی درس میدادم. وقتی که آنها در حال حلکردن مسئلهها بودند به بچههای پایه دیگر نگارش درس میدادم. وقتی آن گروه در حال نوشتن تمرینهای نگارش بودند، من هم مسئلههای ریاضی گروه قبلی را میدیدم و تصحیح میکردم.»
او بیان میکند: «همکاران دیگر ما که در مدرسههای چندپایه درس میدهند هم میدانند که فقط با برنامهریزی دقیق میشود این کار را انجام داد. باید ساعت کلاس را به قسمتهای کوچک 20دقیقهای طوری تقسیم کرد که بچهها بیکار نمانند و بهترتیب تکالیف و تمرینهایشان را انجام دهند. ابتدا برای بچهها عجیب است؛ مخصوصا بچههای کلاس اول که درسهای سالبالا را میشنوند و کنجکاوی میکنند. ولی بعدا همه بچهها عادت میکنند که کنار هم درس بخوانند و هرکدام بر درسهای خودشان تمرکز داشته باشند.» دانشآموزان خادمی تا پایه ششم در همان مدرسهها ماندند و بعد به نزدیکترین روستا یا شهری رفتند که مقطع متوسطه داشت.
فقط یک دانشآموز
مدرسه روستای ازنی در بخش چهاردانگه شهرستان ساری قبلا چند دانشآموز داشت اما تعداد بچهها کم و مدرسه برای چند سال کاملا تعطیل شد. بعد از آن طلا اسدی، به سن مدرسه رسید و چراغ کلاس درس دوباره روشن شد. طلا با ۹ سال سن تنها دانشآموز روستاست که در کلاس سوم دبستان درس میخواند. خادمی که حالا مدیر و تنها معلم مدرسه شهید سلیمانی روستای ازنی است، میگوید: «اینکه مدرسه فقط یک دانشآموز دارد باعث نمیشود که برنامه درسی ما با مدارس شهرهای بزرگ تفاوت پیدا کند. ما طبق ساعت، زمان کلاس و زنگ تفریح را رعایت میکنیم زیرا دانشآموز سالهای بعد در مدارس بزرگ به تحصیل ادامه میدهد و باید با این نظم آشنا باشد.» امسال سومین سال است که طلا در این مدرسه بهتنهایی درس میخواند. جمعیت روستا کم نیست اما جز طلا بچه دیگری نیست که در سن مدرسه باشد. بعضی از خانوادهها بچه کوچک ندارند و بعضیها هم فقط 3ماه تابستان به روستا میآیند و در سال تحصیلی با فرزندان خود به شهر میروند. خادمی میگوید: «وقتی فاصله محل زندگی معلم تا روستا خیلی زیاد باشد بعضی از همکاران ما در روستای محل تدریس خانه اجاره میکنند. همیشه اولیای دانشآموزان و اهالی روستاها از معلمان استقبال میکنند و آنها را بهخوبی در میان خود میپذیرند زیرا میبینند که معلمان برای آموزش فرزندان آنها تلاش میکنند.»
کارانه مناطق سختگذر
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش میگوید: «در سال تحصیلی1406- 1405 تعداد مدارس کمتر از 10دانشآموز ما به 11هزار مدرسه میرسد و 354مدرسه فقط یک دانشآموز دارند. بیشتر آنها در استانهایی قرار دارند که دارای مساحت بیشتر و جمعیت پراکنده روستایی هستند.» حکیمزاده تأکید میکند: «خوشبختانه دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهور توجه ویژهای به موضوع آموزش و پرورش دارند و امسال قرار شده است برای معلمانی که در مناطق دورافتاده روستایی و عشایری خدمت میکنند کارانه مشخصی درنظر گرفته و پرداخت شود تا قدردانی کوچکی از زحمات این آموزگاران باشد.»