• پنج شنبه 23 مهر 1405
  • ٤ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 15
پنج شنبه 23 مهر 1405
کد مطلب : 283166
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/L8W5p
+
-

از قرار عروسی تا خبر شهادت

خاطراتی از نوجوانی تا شهادت ناواستواردوم حسین جهانشاهی‌نسب

گزارش
از قرار عروسی تا خبر شهادت

سیده کلثوم موسوی | خبرنگار 

حسین جهانشاهی‌نسب، ناواستوار‌دوم ناو دنا، متولد‌۳ دی ۱۳۷۸ در بندرعباس، فرزند خانواده‌ای نظامی بود که راه پدر را به همراه برادر دوقلویش انتخاب کرد. او 4‌ماه پیش از شهادت عقد کرده بود و قرار بود جشن عروسی‌اش قبل از ‌ماه محرم برگزار شود اما در بازگشت از مأموریت ناودنا، در آب‌های سریلانکا به شهادت رسید. محمود جهانشاهی‌نسب، پدر شهید، ۳۰ سال از عمر خود را در نیروی دریایی ارتش خدمت کرده است و همین گرایش نظامی باعث شد 2پسر دوقلویش، حسن و حسین، از کودکی با فضای نیروهای مسلح آشنا باشند و در نهایت تصمیم بگیرند وارد نیروی دریایی شوند؛ تصمیمی که برایشان ادامه راه پدر بود.

از خود‌گذشتگی 
محبت حسین منحصر به خانواده و دوستانش نبود. پدرش می‌گوید: «اگر کسی به کمک احتیاج داشت به سراغش می‌رفت، اگر نیازمندی سر راهش قرار می‌گرفت، هرچند پول ناچیزی در جیبش بود، دریغ نمی‌کرد. دیده بودم که از خورد و خوراک خودش می‌زد و به نیازمند کمک می‌کرد. سالمندان را احترام می‌کرد؛ اگر خرید روزانه داشتند تا در منزل برایشان می‌برد یا موقع عبور از خیابان حتماً آنها را همراهی می‌کرد. محبت حسین به کودکان نیز زبانزد خانواده بود. او عاشق بچه‌ها بود، با آنها بازی می‌کرد و همیشه از آرزوی پدرشدن می‌گفت؛ آرزویی که دوست داشت با داشتن یک دختر به آن برسد.» پدر شهید با بغض ادامه می‌دهد: «من و همسرم از داشتن 5فرزند صالح، راضی و خشنود هستیم و همیشه خدا را شکر می‌کنیم. ما خیلی از حسین راضی بودیم؛ الان می‌فهمم که حیف بود حسین با مرگ عادی از دنیا برود. واقعاً حیف بود چنین فرزندی جز شهادت طور دیگری از این دنیا برود. وقتی خبر شهادت حسین را به من دادند نمی‌دانستم چطور به مادرش بگویم؛ هیچ راهی به ذهنم نرسید و مجبور شدم سکوت کنم تا زمانی که پیکر حسین را آوردند. فقط خدا می‌داند این مادر چه حالی داشت و من چه حالی داشتم که مهر سکوت تا آن لحظه بر لب زده بودم.» 

هوادار استقلال و فرهاد مجیدی
محمود جهانشاهی‌نسب، به‌دلیل شغل نظامی، سال‌ها در بندرعباس خدمت کرد و حسین نیز در همین شهر به دنیا آمد. پس از انتقال محل خدمت پدر به بندرانزلی، خانواده نیز مدتی در آنجا زندگی کردند. حسین که از نوجوانی علاقه زیادی به فوتبال داشت، این ورزش را در تیم گمرک انزلی آغاز کرد. استعدادش باعث شد بعد از چند سال به‌صورت حرفه‌ای این رشته را دنبال کند و حتی در مسابقات منتخب انزلی نیز حضور داشته باشد؛ مسابقاتی که تیم منتخب انزلی در استان گیلان به مقام چهارم رسید. پدر شهید درباره مسیر زندگی خانواده و علاقه پسرش به فوتبال می‌گوید: «بعد از بازنشستگی بنده، خانواده به زادگاه پدری‌ام، بردسیر کرمان، بازگشتیم و آنجا سکونت گزیدیم. علاقه حسین به فوتبال تا سال‌های بعد نیز ادامه داشت. او طرفدار تیم استقلال بود و علاقه ویژه‌ای به فرهاد مجیدی داشت؛ علاقه‌ای که در کنار زندگی نظامی و روحیه مذهبی‌اش، بخش دیگری از شخصیت او را شکل می‌داد.»

مثل یک پر
جهانشاهی‌نسب اضافه می‌کند: «حسین و حسن همان اوایل که برای نیروی دریایی ثبت‌نام کردند، تصمیم گرفتند اسمشان را در قرعه‌کشی کاروان کربلا هم بنویسند؛ از قضا اسم هر دونفرشان درآمد و هردو با هم در اربعین همان سال به کربلا رفتند. حسین همانجا در خلوت خود زیارت عاشورا می‌خواند و به برادرش حسن می‌گوید آنقدر سبک شده‌ام، انگار یک پر هستم که در آسمان غوطه می‌خورم. سال‌های بعد هم همیشه به یاد می‌آورد و می‌گفت در آن زیارت عاشورا راحتی و آرامشی نصیبم شد که فکر می‌کنم آن را فقط در شهادت می‌توانم دوباره تجربه کنم. وقتی حسن و حسین را در کنار هم می‌دیدم برای داشتن آنها ذوق می‌کردم. حسین شب عقدش حین مراسم آمد سمت من، دستم را بوسید و گفت دعا کن خوشبخت شویم. همان شب برای ادب و احترام به پابوس مادرش هم رفت؛ از او خواست حلالش کند. شهادت حسین برای ما یک شوک بود. حمله به ناو دنا زخمی شد بر دل ایران. خانواده‌های زیادی داغدار شدند.» 


 

این خبر را به اشتراک بگذارید