پلیس آگاهی پایتخت در 2عملیات جداگانه پروندههای قدیمی را به سرانجام رساند
پایان سالها زندگی مخفیانه 2قاتل
الهه فراهانی | روزنامهنگار
فرار طولانی 2متهم به قتل که سالها در 2پرونده جنایی جداگانه تحت تعقیب بودند، با عملیات کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران پایان یافت. یکی از متهمان پس از ۱۹ سال زندگی مخفیانه در روستایی دورافتاده و دیگری پس از 9سال زندگی در خارج از کشور، به دام پلیس افتادند.
به گزارش همشهری، نخستین پرونده جنایی به اوایل فروردینماه سال ۱۳۸۶ بازمیگردد. در آن زمان، جنایت مسلحانهای در زمینهای کشاورزی بخش فشافویه استان تهران رخ داد که در جریان آن چوپان جوانی به ضرب گلوله به قتل رسید. کارآگاهان در همان دقایق نخست تحقیقات، صاحب زمین کشاورزی را بهعنوان مظنون اصلی بازداشت کردند. او در بازجوییها گفت: چوپان گوسفندانش را برای چرا وارد زمین من کرده بود و وقتی اعتراض کردم، میان ما درگیری لفظی رخ داد. از شدت عصبانیت اسلحه کلاشینکفی را که برای محافظت از خودم در برابر دزدان تهیه کرده بودم، برداشتم و تیراندازی کردم، اما تیرم خطا رفت و به او نخورد. در همان لحظه کارگرم به نام رسول با سلاح شکاری به سمت چوپان شلیک کرد و همین باعث مرگ وی شد.
اگرچه در ابتدا فرضیه صحنهسازی و دروغپردازی از سوی صاحب زمین قوت گرفت، اما با حضور کارشناسان سلاح و بررسی بقایای گلوله در جسد، مشخص شد مرگ چوپان نه با تیر کلاشینکف، بلکه بر اثر اصابت ساچمههای سلاح شکاری رخ داده است. به این ترتیب، عامل اصلی جنایت به نام رسول تحت تعقیب قرار گرفت.
پایان فرار 19ساله با یک استوری
درحالیکه تحقیقات ادامه داشت، چند روز قبل، سرنخ غیرمنتظرهای بهدست آمد. متهم فراری که تصور میکرد پس از گذشت حدود 2دهه، دیگر خطری او را تهدید نمیکند، در شبکه اجتماعی اینستاگرام یک استوری منتشر کرد.
کارشناسان زبده پلیس آگاهی با انجام اقدامات فنی و سایبری موفق شدند موقعیت مکانی متهم را در یکی از روستاهای دورافتاده شمال شرق کشور شناسایی کنند. تیمی از کارآگاهان با اخذ نیابت قضایی عازم محل مخفیگاه متهم که یک خانه روستایی بود، شدند و او را پس از ۱۹ سال زندگی مخفیانه در عملیاتی غافلگیرانه به دام انداختند.
متهم پس از انتقال به تهران گفت: آن روز وقتی دیدم چوپان با صاحبکارم درگیر شده، کنترلم را از دست دادم. اسلحه شکاری را برداشتم و شلیک کردم. قصدم کشتن او نبود و فقط میخواستم او را بترسانم. در این سالها در روستا با عذاب وجدان زندگی میکردم تا اینکه دستگیر شدم.
فرار به اربیل بعد از قتل تاجر
دومین پرونده به ناپدید شدن مرموز یک تاجر سرشناس فرش در 9سال پیش مربوط میشود. کارآگاهان جنایی در گام نخست پی بردند که مرد مفقودشده آخرین بار در محله قیطریه تهران با یکی از شرکای کاریاش به نام فرهاد قرار ملاقات داشته است. بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته محل قرار، سرنخ مهمی در اختیار پلیس قرار داد؛ تصاویر نشان میداد 2مرد ناشناس به تاجر فرش نزدیک شده و او را سوار بر یک خودرو کرده و به سرعت متواری شدهاند.
با ردزنیهای اطلاعاتی، آن دو متهم شناسایی و بازداشت شدند. آنها اعتراف کردند که ما از سوی فرهاد اجیر شده بودیم. فرهاد با مقتول اختلافات مالی داشت و به ما پول داد تا او را سوار خودرو کنیم؛ ما او را تحویل فرهاد دادیم و آنها راهی یکی از شهرهای مرزی در غرب کشور شدند.با مشخص شدن این موضوع، کارآگاهان برای دستگیری فرهاد وارد عمل و متوجه شدند او بهصورت قاچاقی از کشور گریخته و به شهر اربیل فرار کرده است. با صدور اعلان قرمز، پلیس بینالملل نیز در جریان ماجرا قرار گرفت.
9سال از این واقعه گذشت و هیچ اثری از تاجر ناپدیدشده و شریک فراریاش بهدست نیامد، تا اینکه چند روز پیش گزارشی به پلیس آگاهی رسید که نشان میداد متهم پس از سالها زندگی مخفیانه در اربیل عراق، بهطور مخفیانه وارد خاک ایران شده است.کارآگاهان اداره دهم، فورا محل حضور متهم را شناسایی کردند و در عملیاتی ضربتی او را به دام انداختند. متهم در بازجوییها سعی کرد مسیر پرونده را منحرف کند و با سناریوسازی مدعی شد، من و شریکم با هم به اربیل رفتیم تا فرش معامله کنیم. یک روز برای تفریح به حاشیه شهر و کنار یک رودخانه رفتیم. او برای شنا داخل آب رفت که متأسفانه غرق شد و جان باخت و من از ترس اینکه پایم گیر بیفتد به کسی نگفتم.این ادعای عجیب در حالی مطرح شد که اسناد مالی نشان میدهد تاجر گمشده در زمان مفقودی مبالغ هنگفتی دلار به همراه داشته و در نقطه مقابل، فرهاد در آن برهه ورشکست شده و بدهی سنگینی داشته است. مدارک و شواهد بهدستآمده حکایت از آن دارد که متهم برای بالا کشیدن اموال شریک خود، او را به قتل رسانده و جسدش را سر به نیست کرده است.با دستور قضایی، هر دو متهم برای تکمیل تحقیقات و روشن شدن تمامی ابعاد پروندهها در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار دارند.