رمان در جعبه جادو
سریالهای ایرانی چقدر سراغ ادبیات معاصر رفتهاند؟
شقایق عرفینژاد | روزنامهنگار
نرگس آبیار بهتازگی اعلام کرده علاقه دارد سریالی براساس «کلیدر» رمان مهم محمود دولتآبادی بسازد. او در گفتوگویی با نشریه اندیشه پویا گفته: «بعد از سووشون و بامداد خمار باز هم دوست دارم اقتباس کنم و مثلا «کلیدر» محمود دولتآبادی یا کاری از غلامحسین ساعدی بسازم.» آبیار در حالی این حرف را زده که همین حالا سریال «بامداد خمار» را در حال پخش دارد و پیش از این هم «سووشون» را براساس رمان سیمین دانشور ساخته بود.
هرچند «سووشون» سریالی کاملا شکستخورده شد و «بامداد خمار» هم با دستکاریها و حذف و اضافههای فراوانش، اعتراض تماشاگران را بهدنبال داشته، اما او به هر حال 2 رمان از 2 نویسنده ایرانی را تبدیل به سریال کرده و این در شرایطی است که همواره از جدایی سینمای ایران از ادبیات صحبت میشود و اینکه فیلمسازان ایرانی از ظرفیت بالای ادبیات فارسی استفاده نمیکنند. پیش از این هم البته سریالهایی در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی براساس رمانهای فارسی ساخته شده است. این گزارش نگاهی است به این سریالها.
کوچک جنگلی«مردی از جنگل» احمد احرار
ناصر تقوایی سال 1363ساخت سریال کوچک جنگلی را براساس رمان «مردی از جنگل» نوشته احمد احرار شروع کرد. اما در ادامه به دلایل بسیار و اختلافات گوناگون ناصر تقوایی که تجربه ساخت سریال تاریخی موفق «داییجان ناپلئون» را داشت، از پروژه کنار گذاشته شد و بهروز افخمی که در آن زمان مدیر شبکه2 بود، کار را در دست گرفت. او از فیلمنامه تقوایی رضایت نداشت و درنهایت خودش فیلمنامه را براساس رمان «سردار جنگل» نوشته ابراهیم فخرایی نوشت. این سریال در سالهای اول انقلاب و در اوج دورانی که سریالهای تاریخی مثل «سربداران»، «بوعلی سینا»، «سلطان و شبان» و «گرگها» ساخته و پخش میشدند و البته منبع دیگری برای تماشای سریال وجود نداشت، توانست بینندگان زیادی داشته باشد.
قصههای مجید «قصههای مجید» هوشنگ مرادی کرمانی
اولین جلد از مجموعه 5جلدی قصههای مجید را هوشنگ مرادی کرمانی سال58 و آنطور که خودش گفته است بر مبنای واقعیت زندگی خودش نوشت؛ داستان نوجوانی در کرمان که پدر و مادر خود را از دست داده و با مادربزرگش، بیبی زندگی میکند. در این داستانها مجید نوجوانی است که کتاب زیاد میخواند انشایش خوب است، عاشق فیلم و سینما و بازیگری است و آرزوی نویسندهشدن دارد. سال71 کیومرث پوراحمد سریال «قصههای مجید» را براساس همین رمان ساخت اما داستان را به اصفهان، شهر خودش منتقل کرد. این سریال بعدازظهرهای جمعه پخش میشد و یکی از موفقترین کارهای پوراحمد است.
یاغی«سالتو»مهدی افروزمنش
سریال پربیننده «یاغی» که نیمه اول سال1402 در یکی از پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی منتشر شد، ساخته محمد کارت است و فیلمنامه آن را پدرام پورامیری، حسین امیری دوماری و خود محمد کارت با نگاهی به رمان سالتو نوشتهاند. سریال با بازی پارسا پیروزفر، طناز طباطبایی و علی شادمان داستان یک نوجوان کشتیگیر از قشر پایین جامعه بود که ندانسته درگیر یک معامله موادمخدر میشود. رمان را مهدی افروزشمنش نوشته، هرچند که بعدها گفت من دخلی به سریال «یاغی» ندارم. او از سریال اظهار نارضایتی کرده و گفته بود: «با محمد کارت هیچ صحبتی در مورد کتاب نداشتهایم. فقط اجازه گرفتند. من جز اینکه نویسنده رمان سالتو هستم، هیچ دخلی به سریال ندارم.»
زخم کاری«20زخم کاری» محمود حسینیزاد
یکی دیگر از سریالهایی که در سالهای اخیر براساس یک رمان ساخته شد، «زخم کاری» ساخته محمدحسین مهدویان بود که بسیار هم دیده شد. فصل اول سریال که در مقایسه با 3فصل بعدی بهترین فصل بود، براساس رمان«20زخمکاری» از محمود حسینیزاد کار شده بود، اما 3فصل بعدی کاملا منفک از رمان بود و هر فصل که البته از فصل پیش از خودش ناموفقتر بود، اشارهای به یک نمایشنامه از شکسپیر داشت: هملت، شاهلیر و اتللو. محمود حسینیزاد، نویسنده رمان چنان از نتیجه کار و اعتمادش به مهدویان دلخور بودکهگفته بود اگر به عقب برمیگشتم، اجازه ساخت «زخم کاری» را نمیدادم و اضافه کرده بود شخصیتهایی که ساخته و پرداخته رمان او هستند سرنوشتی پیدا کردهاند که ارتباطی با اثر او ندارند.
سووشون «سووشون»سیمین دانشور
ساخت «سووشون» بهکارگردانی نرگس آبیار براساس رمان سووشون از سیمین دانشور
سال ۱۴۰۱ شروع شد و خرداد 1404نخستین قسمت آن روی پلتفرم قرار گرفت. ساخت سریالی براساس یکی از مهمترین رمانهای فارسی طبیعتا کنجکاویبرانگیز بود و منتظران زیادی داشت که البته بعد از انتشارش به منتقدانش تبدیل شدند. نخستین نکتههایی که نقدها به آن اشاره کردهاند مقایسه سریال با رمان است. بعضی از منتقدان، سریال را اقتباسی کاملا وفادارانه به رمان دانستهاند، بعضی باور دارند همین اقتباس وفادارانه باعث شده سریال ریتم کند غیرلازمی داشته باشد و بعضی هم استفاده از فلاشبک در سریال برخلاف روایت خطی رمان را به ضرر سریال توصیف کردهاند.
بامداد خمار «بامداد خمار» فتانه حاج سیدجوادی
پس از «سووشون»، نرگس آبیار سراغ رمان پرفروش دیگری رفت. آبیار بعد از کارگردانهای مختلفی که میخواستند که این پروژه را بسازند، آن را در دست گرفت و اقتباسی از رمان بامداد خمار فتانه حاجسیدجوادی ساخت که در میانه دهه70 بسیار خوانده شد و طرفداران زیادی داشت. حالا و بیش از ۲۰سال از نخستین انتشار رمان، سریال ساخته شده و بینندگان کمی هم ندارد. اما درنظرات مخاطبان یک نکته عموما تکرار میشود: تفاوتهای سریال با رمان. اینکه سریال با رمان تفاوتهایی داشته باشد، البته برای یک اقتباس تصویری کاملا عادی است اما این تفاوتها در داستان رحیم و محبوبه در رمان و سریال ظاهرا برای مخاطبان جالب نبوده است. به اضافه طولانیبودن بیهوده قسمتها و حواشی از دیگر نکتههای منفی آن است.
صدرعاملی:«فصیح»کلمهای پول میخواست
در دهه60، از اسماعیل فصیح پرخوانندهترین رمانها به بازار نشر میآمد؛ از «داستان جاوید» تا «ثریا در اغما» و «زمستان۶۲» تصویری از فصیح میساختند که عوام دوستش داشتند و خواص به احترامش برمیخاستند. از اواسط دهه60 تا اوایل دهه70، اسماعیل فصیح یکی از نویسندگان مورد توجه کارگردانان سینمای ایران بود، ولی در نهایت هیچکدام از رمانهای محبوب فصیح نه به فیلم برگشت و نه براساسشان سریالی ساخته شد. مسعود کیمیایی در اواخر دهه60، «داستان جاوید» را برای اقتباس مغتنم دانست و در همان سالها رسول صدرعاملی کوشید با فصیح همکاری داشته باشد که در نهایت نشد. صدرعاملی در پاییز۱۳۷۲ ماجرا را در یادداشتی که برای نشریه گردون نوشت چنین روایت کرد: «من تجربهای با آقای اسماعیل فصیح داشتهام. یک روز که قرار شد همکاری را شروع کنیم، ایشان قراردادی برای من فرستادند که در آن ذکر شده بود چون قرار است برای این کار ایشان یک رمان بنویسند، پس کلمهای پول خواهند گرفت. متأسفانه رماننویسهای خوب و معاصر هنوز مقوله فیلم و سینما را نمیشناسند و دچار سوءتفاهم هستند. این سوءتفاهم ناشی از این است که سینما را یک مقوله اقتصادی و تجاری میبینند؛ یعنی سینما را حرفه دوم پولساز میبینند.»