آمریکا پول عراق را چطور میپردازد؟
سال2003 وقتی رژیم صدام سقوط کرد، برخلاف انتظارات و امیدهای طبیعی، همچنان مردم عراق در استفاده آزادانه و کامل از ثروت ملی خودشان، یعنی درآمدهای نفتی محروم باقی ماندند.
نهاد موقت ائتلاف (CPA) به رهبری آمریکا که جایگزین حکومت مرکزی شده بود، صندوق توسعه عراق (DFI) را در بانک فدرال رزرو نیویورک تأسیس کرد.
هدف از ایجاد این صندوق دریافت درآمدهای نفتی عراق و استفاده از آن برای بازسازی و توسعه این کشور و البته استفاده از منابع آن برای دعاوی قضایی و مطالبات مرتبط با دوران حکومت صدام حسین بود. تأسیس این صندوق طی فرمانی توسط رئیسجمهور وقت آمریکا، جورج بوش انجام گرفت و در دوران رؤسای جمهوری بعدی تمدید شد؛ هرچند درنهایت این صندوق به مالکیت حسابی متعلق به بانک مرکزی عراق درآمد، اما همچنان این حساب در بانک فدرال رزرو نیویورک قرار دارد؛ شرایطی که هرچند مالکیت درآمدهای نفتی را به عراق برمیگرداند، اما زیرساخت مالی و نحوه دسترسی به آن همچنان تحت نظارت، نفوذ و محلی برای اهرم فشار آمریکا بر عراق است. نمونهاش فشارهای آمریکا با تهدید عراق به محدودیت در دسترسی به دلارهایش در سال2020 برای جلوگیری از اصرار بغداد به واشنگتن در خروج نیروهای نظامی آمریکا از کشورش و همچنین فشار جدید دولت ترامپ برای جلوگیری از انتقال دلارهای عراق به کشورهای ثالث(بهویژه ایران). چنین وضعیتی موجب شکلگیری یک بازار موازی و غیررسمی دلار و در نتیجه، ایجاد اختلاف قیمت میان نرخ رسمی ارز بانک مرکزی و بازار سیاه شده است. در این شرایط، بازرگانان عراقی که همیشه و راحت به دلار دولتی دسترسی ندارند، همواره با پذیرش نوعی ریسک، معاملات خارجی خود را انجام میدهند.
مالهکشی صهیونیستهای فارسیزبان برای موسیو مکرون
گاهی برای سنجش صداقت یک رسانه لازم نیست سراغ آرشیوهای دور برویم؛ کافی است 2اتفاق مشابه را کنار هم بگذاریم و ببینیم یک رسانه با هر کدام چگونه برخورد میکند. مقایسه نحوه پوشش اعتراضات دانشآموزی اخیر در فرانسه با کودتای دیماه ۱۴۰۴ در ایران که دست دهها سرویس جاسوسی غربی و در رأسشان موساد در کار بود، نمونهای قابل تأمل از همین دوگانگی است. در پوشش رسانههایی مانند اینترنشنال، بخش قابلتوجهی از روایت به مطالبات آموزشی، کمبود معلم و مشکلات مدارس اختصاص یافته و حتی در مواردی که از خشونت و خسارت سخن گفته شده، ماجرا در چارچوب یک اعتراض اجتماعی در یک کشور دمکراتیک روایت شده است. اینترنشنال در گزارشهای اخیر خود از تعطیلی بیش از ۴۰۰مرکز آموزشی و بازداشت بیش از ۱۹۰۰نفر خبر داده، اما همزمان اعتراضات را در چارچوب مطالبات دانشآموزان درباره وضعیت آموزش و مدارس توضیح داده است.
اما کافی است همین معیار را به کودتای دیماه ۱۴۰۴ در ایران منتقل کنیم. در اینجا دیگر با یک «اعتراض اجتماعی» مواجه نیستیم؛ ادبیات رسانهای بهسرعت به سمت بحران، سرکوب، انقلاب و فروپاشی تغییر میکند و کوچکترین تصاویر و روایتهای مربوط به اعتراضات با حداکثر ظرفیت خبری و سیاسی بازتاب مییابد. حتی در موضوع تخریب اموال عمومی نیز همین دوگانگی قابل مشاهده است. اینترنشنال در گزارش مربوط به اعتراضات فرانسه درباره خسارتهای واردشده و مسئولیت جبران آن توسط خانواده دانشآموزان صحبت میکند؛ موضوعی که البته در فرانسه نیز از سوی مقامهای دولتی مطرح شده است. دولت فرانسه اعلام کرده درصورت خسارتآفرینی نوجوانان، مسئولیت مدنی والدین میتواند مطرح شود و در برخی مناطق نیز خسارتهای سنگینی گزارش شده است.
اما همین مسئله را با موضعگیریهای گذشته برخی افراد در شبهرسانههایی چون تلویزیون فقید «منوتو» درباره تخریب اموال عمومی در اعتراضات ایران مقایسه کنید؛ جایی که در یکی از اظهارنظرهای مشهور، مجری با این استدلال که «مگر این اموال مال مردم نیست؟» تخریب اموال عمومی را با این منطق توجیه کرد که این اموال متعلق به مردم است و میتوان بعدا آنها را بهتر ساخت.
رئیسجمهوری که جنون «اعدام» دارد
ترامپ طرفدار پروپاقرص اجرای اعدام است و اگر جا داشته باشد، دوست دارد این اتفاق با روشهای قدیمی و منسوخی مثل تیرباران محکومان انجام شود، مانند اجرای حکم اعدام نضال حسن، روانپزشک و افسر سابق ارتش آمریکا که در 2009بهدلیل کشتن 13نفر از همکارانش با تفنگ در سال2005 محکوم به اعدام شد، اما حالا به پیشنهاد پیت هگست و تأیید رئیسش، دونالد ترامپ قرار است در مقابل جوخه آتش از پا دربیاید. در آمریکا بهطور کلی 5روش اعدام ازجمله «تزریق کشنده»، «صندلی برقی»، «اتاق گاز»، «دار زدن» و «جوخه آتش» مجاز است. «تزریق کشنده» روش مسلط در اعدام است و نزدیک 90درصد اعدامها در آمریکا با این روش انجام شده و سایر روشها مانند جوخه آتش تنها در 5ایالت، آن هم تنها بهعنوان روشی ثانویه در نظر گرفته میشود. بهطور کلی روش اعدام با جوخه آتش از زمان از سرگیری اعدامها در 1977 تنها 6مورد ثبتشده دارد. همچنین این روش جنجالی و غیرمعمول ترامپ و هگست برای نظامیان محکوم تنها تا دوره جنگ جهانی دوم و در شرایط جنگی استفاده میشد.
جنون ترامپ در اعدام وقتی روشنتر میشود که بدانیم در زمان بایدن برای مدتی مجوز اجرای دهها پرونده اعدام که در دست بررسی بود، لغو شد و نهایتا در دسامبر2024 بایدن حکم اعدام فدرال 37مرد را به حبس تبدیل کرد و تنها 3زندانی در صف اعدام فدرال ماندند. اما با بازگشت مجدد ترامپ در 2025 که علاقه زیادی به اعدام دارد، دستکم 34پرونده علیه 42متهم فدرال برای درخواست مجازات اعدام اقدام شده است. در دور اول هم ترامپ درخواست مجازات اعدام برای حدود 38متهم را صادر کرده بود که منجر به اعدام 13نفر آنان شد.
ساقدوشی جنایتکار میدان علیخانی
«مهشاد و علیرضای عزیز، پیوندتان مبارک.» حامد بهداد این جمله را منتشر کرد و بهدنبال آن، شماری از چهرههای هنری با انتشار پیامهای احساسی عملا در نقش ساقدوشهای مجازی این ماجرا ظاهر شدند، اما در این میان، چیزی که کمتر دیده شد خود پرونده علیرضا سپاهی بود.
در جنایت میدان علیخانی اصفهان، سپاهی از عوامل اصلی حمله به یک مأمور امنیتی بود؛ مأموری که ابتدا از موتورسیکلت پیاده و با چاقو مجروح شد و سپس روی زمین کشیده شد. سپاهی روی مأمور مجروح بنزین ریخت و او را زندهزنده به آتش کشید.
ماجرا اما به همینجا ختم نشد. همسر باردار این مأمور با تلفن همراه او تماس گرفت. سپاهی پاسخ داد و به زن گفت که دارند همسرش را سلاخی میکنند. زن باردار پس از شنیدن این جملات دچار درد زایمان شد و همان شب زودتر از موعد فرزندش را به دنیا آورد. پس از این شوک، مدتی قدرت تکلم خود را نیز از دست داد. حالا در چنین پروندهای، ناگهان خبری درباره ازدواج سپاهی و مهشاد کشانی منتشر شده و برخی سلبریتیها بدون اشاره به این سابقه و بدون بررسی صحت خبر، با ادبیات احساسی وارد ماجرا شدهاند. گویی داستانی عاشقانه در میان است، نه پروندهای جنایی با اتهاماتی سنگین. اما نکته مهم این است که به گزارش خبرگزاری قوه قضاییه، علیرضا سپاهی هیچ رابطه ازدواجیای با مهشاد کشانی نداشته است. ماجرا از یک شایعه شروع شد، به موجی از احساسات در شبکههای اجتماعی رسید و سلبریتیهایی را با خود همراه کرد که ظاهرا پیش از بازنشر آن در خوشبینانهترین حالت، نه سراغ اصل خبر رفتند و نه پروندهای را که نام سپاهی در آن مطرح شده بود مرور کردند.
اختلاف عمیق اعراب و اسرائیل
یک جمله از بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی رژیم صهیونیستی کافی بود تا اختلاف قدیمی مصر و اسرائیل دوباره به صدر اخبار بازگردد: «اگر مصر به ما حمله کند، دیگر سینایی وجود نخواهد داشت.» اسموتریچ این تهدید را در آستانه سالگرد جنگ اکتبر ۱۹۷۳ مطرح کرد؛ جنگی که در نهایت به بازگشت سینا به مصر انجامید. قاهره هنوز آن جنگ را نماد بازپسگیری سرزمین خود میداند و حالا اظهارات اسموتریچ با واکنش تند چهرههای رسانهای و سیاسی مصر روبهرو شده است.
احمد موسی در واکنش گفت اگر اسرائیل دست به چنین حماقتی بزند، «دیگر اسرائیلی وجود نخواهد داشت» و تأکید کرد سینا خط قرمز مصر است. مصطفی بکری، نماینده پارلمان مصر نیز گفت ارتش مصر آماده مقابله با هر تهدیدی علیه امنیت ملی این کشور است. عبدالفتاح السیسی هم بر آمادگی نیروهای مسلح مصر برای دفاع از کشور تأکید کرد. این در حالی است که مصر و اسرائیل در سال۱۹۷۹ پیمان صلح امضا کردند و اسرائیل در چارچوب آن از سینا خارج شد، اما این صلح اختلافات دوطرف را برای همیشه از بین نبرده است. فقط مصر با اسرائیل درگیری ندارد. در سالهای اخیر، چند کشور عربی دیگر نیز در برابر سیاستهای اسرائیل موضع گرفتهاند، از جمله:
امارات: مخالفت با گسترش شهرکسازی و طرحهای اسرائیل برای اشغال یا الحاق بخشهایی از سرزمین فلسطین
عربستان و قطر: اعتراض مشترک به شهرکسازی و تلاش اسرائیل برای تغییر وضعیت حقوقی کرانه باختری
اردن: اعتراض به ورود شهرکنشینان و وزیران اسرائیلی به مسجدالاقصی و تغییر وضعیت تاریخی این مکان
کشورهای عربی: مخالفت با عملیات نظامی اسرائیل در غزه و هرگونه جابهجایی اجباری فلسطینیان
به این ترتیب، باید گفت عسلاندود کردن زخم عمیق اعراب با مزخرفاتی همچون پیمان ابراهیم حکم مسکن را دارد و اختلافات این کشورها با صهیونیستها تنها با ریشهکن کردن همیشگی اشغالگری حل خواهد شد.
خارجیها هم روایت اخراج دیپلماتهای ایرانی را باور نکردند
ادعای مقامهای آمریکایی درباره «اخراج» اعضای هیأت ایرانی از خاک آمریکا به یکی از سوژههای بحثبرانگیز در شبکه اجتماعی ایکس تبدیل شده است؛ روایتی که تهران آن را رد کرده و شماری از کاربران خارجی نیز با تردید و لحنی تند به آن واکنش نشان دادهاند. ماجرا ابتدا با گزارش باراک راوید، خبرنگار آکسیوس آغاز شد. براساس این گزارش، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا پس از پایان نشست مجمع عمومی سازمان ملل، از عباس عراقچی و هیأت ایرانی خواسته بود نیویورک را ترک کنند. مقامهای آمریکایی دلیل این تصمیم را توقف مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن و پایان یافتن برنامه رسمی مجمع عمومی عنوان کردند.
اما روایت تهران کاملا متفاوت است. نمایندگی ایران در سازمان ملل اعلام کرد هیأت ایرانی مطابق برنامهای که از قبل تعیین شده بود نیویورک را ترک کرده و زمان بازگشت نیز در ۱۷سپتامبر به وزارت خارجه آمریکا اطلاع داده شده بود. عراقچی نیز روایت «اخراج» را رد کرد.
در ادامه، آکسیوس مدعی شد 2عضو هیأت ایرانی که همچنان در آمریکا حضور داشتند، پس از بیاعتنایی به دستور خروج، از این کشور اخراج شدهاند. همین ادعا موج تازهای از واکنشها را در ایکس به راه انداخت.
بخشی از کاربران خارجی روایت واشنگتن را نشانهای از استیصال سیاسی و تلاش برای بازسازی تصویر قدرت آمریکا دانستند. برخی نیز با اشاره به شکست مذاکرات این پرسش را مطرح کردند که اگر خروج هیأت ایرانی از ابتدا برنامهریزی شده بود، چرا واشنگتن تلاش دارد آن را «اخراج» نشان دهد.
کاربر دیگری نیز تیرخلاص را زد و نوشت: همه دنیا میدانند که هرچه رژیم آمریکا بگوید، عکس آن حقیقت دارد. این اصل آنقدر قابلاعتماد است که میتوان ساعت خود را با آن تنظیم کرد.
سه شنبه 14 مهر 1405
کد مطلب :
282831
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/Xopom
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved