پرتغال با او زودتر خداحافظی کرد
۲۴ ساعت نشده، شماره۷ رونالدو را به لیائو دادند، ولی در آرژانتین یک روز برای برگرداندن مسی به تیم ملی کمپین راه انداختند
کریستیانو رونالدو هنوز رسما از تیم ملی پرتغال خداحافظی نکرده، اما اگر روزی قرار باشد پایان داستان او با پیراهن پرتغال در یک قاب خلاصه شود، احتمالا اشاره به همین چند روز کافی است؛ بازیکنی که سالها برای کشورش جنگید، جام آورد، رکورد زد و با ۱۴۶گل بهترین گلزن تاریخ فوتبال ملی شد، ناگهان اردو را ترک کرد و کمتر از ۲۴ساعت بعد، شماره ۷ معروف او به بازیکن دیگری رسید.
کشوری که تا پیش از رونالدو فقط 3دوره جامجهانی و 3یورو را و همه اینها را بدون جام تجربه کرده بود، با رونالدو در 6جامجهانی و 6یورو حاضر
شد و 3جام بهدست آورد.
انگار برای این اتفاق لحظهشماری میکردند
رونالدو پس از اختلاف با ژرژ ژسوس، اردوی تیم را در کپنهاگ ترک کرد، به مادرید رفت و فدراسیون پرتغال هم خروج او را تأیید کرد. هنوز دلیل کامل این تصمیم از زبان خود رونالدو منتشر نشده و او گفته در زمان مناسب حقیقت را خواهد گفت. اما رفتار فوتبال پرتغال با بزرگترین بازیکن تاریخ کشورش، حتی قبل از آنکه رونالدو رسما خداحافظی کند، یک پیام عجیب داشت: «زندگی بدون کریستیانو، خیلی زود شروع شد.»
تصاویر گرمکردن بازیکنان پرتغال پیش از بازی هم عجیب بود. خندههای بلند، شوخیها و شادیهای سرمستانه بازیکنان، در حدی بود که انگار نه انگار چند ساعت قبل، بزرگترین ستاره تاریخ فوتبال کشورشان اردوی تیم را ترک کرده است و بهنظر میرسید از رفتن کریس خوشحال هم هستند. انگار کریستیانو نه از تیم ملیکه از گروه واتساپ تیم خارج شده بود!
مشکلگشایی که خودش مشکل شد
ماجرا از بازی با نروژ شروع شد. ژرژ ژسوس به رونالدو گفته بود قرار است در نیمه دوم وارد زمین شود. رونالدو گرم کرد، اما حتی یک دقیقه هم به او بازی نرسید. او از این اتفاق ناراحت شد و بعد از بازی 2روز جداگانه تمرین کرد. ژسوس هم گفت رونالدو از تصمیمش ناراحت بوده، اما از نظر او ماجرا تمامشده است.
مسئله فقط نیمکتنشینی نبود. وقتی بازیکنی ۴۱ساله است، طبیعی است که مربی درباره دقایق بازی، شرایط بدنی و نقش او تصمیم بگیرد. اما وقتی آن بازیکن کریستیانو رونالدو است؛ کسی که ۲۳۴بازی ملی و ۱۴۶گل دارد و سالها نماد فوتبال کشور بوده، نوع رفتار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ژرژ ژسوس البته حرف خودش را زد: «تیم ملی بالاتر از هر بازیکنی است و من کسی هستم که تصمیم نهایی را میگیرم.» او میخواست به دیگران نشان دهد که مربی بزرگی است؛ البته با تحقیر بزرگترین ستاره تاریخ کشورش و یکی از بزرگترین ستارگان تاریخ فوتبال جهان.
شماره ۷؛ هنوز گرم بود
رونالدو هنوز رسما نگفته بود «خداحافظ»، اما شماره۷ پرتغال خیلی زود صاحب جدید پیدا کرد. پیراهن هنوز گرم بود و بوی کریستیانو را میداد و هنوز یک روز کامل سپری نشده بود که این شماره را به رافائل لیائو دادند. بازنشسته و بایگانی کردن این شماره پیشکش، حتی 24ساعت هم برای واگذاریاش صبر نکردند.
البته قانون یوفا اجازه نمیداد شماره۷ خالی بماند؛ یعنی از نظر اداری چارهای نداشتند. اما شاید میشد آن را به یک بازیکن گمنام داد که فرصت حضور در میدان بهدست نمیآورد. اصلا چه عجلهای بود؟ رونالدو هنوز خداحافظی نکرده بود که!
در مورد لیونل مسی هنوز اعلام نشده که آیا پیراهن شماره10او بایگانی میشود یا نه. این پیراهن پیش از مسی بر تن بزرگان دیگری چون مارادونا هم بوده. گفته میشد پس از او شماره10آرژانتین به نیکو پاس واگذار میشود اما نه تا وقتی که مسی بازی بزرگداشت و خداحافظیاش را ،که روز 17مهر مقابل بنین برگزار میشود، انجام نداده. انگار نه انگار صاحب قبلی این شماره، یک جوان پرتغالی بوده که از ۱۸ سالگی برای این پیراهن جنگیده و در ۴۱ سالگی با ۱۴۶ گل، رکورددار تاریخ فوتبال ملی جهان شد.
پرتغال فراموش کرد چهکسی بود
پنجشنبهشب درحالیکه پرتغالیها یادشان رفته بود اصلا کریستیانویی وجود داشته، 2 هوادار آرژانتینی اسم رونالدو را روی پرچم کشور آرژانتین نوشته بودند با درج کلمه Goat (بزرگترین ادوار)؛ آن هم در کشوری که بهخاطر رقابت مسی و رونالدو، بیشترین نفرت نسبت به کریستیانو وجود دارد.
البته آرژانتینیها هم همیشه با مسی مهربان نبودهاند. اتفاقا یک دوره چنان به او فشار آوردند که خود مسی بعد از شکست آرژانتین مقابل شیلی در فینال کوپا آمریکا۲۰۱۶ اعلام کرد از تیم ملی خداحافظی میکند. مسی آن زمان ۲۹سال داشت. سالها به او میگفتند چرا برای آرژانتین مثل بارسلونا نیست، چرا جام نمیآورد، چرا در فینالها میبازد و چرا مارادونا نیست؟
وقتی مسی گفت «باشه، پس میروم»، ناگهان آرژانتین فهمید چه چیزی را دارد از دست میدهد. کمپین «لئو نرو» راه افتاد و همه ازاو خواستند برگردد و ناگهان همان کشوری که یک روز او را متهم میکرد که «برای آرژانتین کم میگذارد»، فهمید اگر قرار است فوتبال آرژانتین یک چهره داشته باشد، آن چهره مسی است. آرژانتین یکبار مسی را از خودش راند، اما وقتی فهمید واقعا ممکن است برود، دوید دنبالش. پرتغال هنوز رونالدو را از دست نداده، اما شماره ۷ را تحویل نفر بعدی داده است.
قهر یا پایان؟
هنوز نمیشود گفت رونالدو برای همیشه از پرتغال رفته است. او هنوز رسما خداحافظی نکرده. فدراسیون پرتغال هم جزئیات اختلاف را منتشر نکرده و حتی احتمال محرومیت انضباطی 6ماهه و جریمه مالی برای ترک اردو بدون اجازه مطرح شده است. خود رونالدو هم گفته دلایلش را در زمان مناسب توضیح خواهد داد. اگر این پایان باشد، یک چیز درباره این پایان عجیب خواهد بود؛ کریستیانو رونالدو هنوز خداحافظی نکرده، اما پرتغال انگار از قبل با او خداحافظی کرده است.
خیانت روی سکوها
هواداران نمکنشناس تیم ملی پرتغال، یک تیفوی عجیب با درج حروف روی پیراهنهای خود ساخته بودند با این محتوا: «ما عاشقت هستیم، ژسوس!» البته اینجا یک بازی زبانی بامزه هم وجود دارد؛ چون «ژسوس» هم نام سرمربی جدید پرتغال است و هم در پرتغالی و اسپانیایی همان Jesus، یعنی عیسی مسیح.
ژرژ ژسوس کیست که هواداری داشته باشد و یک عده عاشقش باشند؟ او جز مربیگری در چند تیم، چه کار شاقی کرده؟ این از حب ژسوس نیست از بغض کریستیانو است!
چون دوست دشمن است...
رفتار بعضی رسانههای پرتغالی هم در این ماجرا کم از فدراسیون نداشت. روزنامه «آ بولا» در جریان این جنجال تصویری از رونالدو با کولهپشتی منتشر کرد؛ تصویری که عملا او را به بازیکنی تشبیه میکرد که بارش را بسته و از تیم رفته است تا پیش دوست مجری و خبرنگارش -پیرس مورگان- چغلی کند. این پست بعد از واکنشها حذف شد. آ بولا همیشه با رونالدو دشمنی میکرد.
هنوز جوهر دعوا خشک نشده بود که پرتغال مقابل دانمارک بازی کرد. رونالدو نبود و ناگهان برونو فرناندز یادش افتاد که میشود پاس گل هم داد و 2بار این کار را در یک مسابقه ملی تکرار کرد؛ یکی برای گل گونچالو راموس و دیگری برای گل ویتینیا.
ویتینیا هم که معمولا در ذهن بعضیها متخصص پاسهای کوتاه تکراری و پاسهای رو به عقب است، گل زد، آن هم با ضربه سر. این نخستین گل ملی ویتینیا بود! بعد ژوائو فلیکس گل چهارم را زد و پرتغال 4بر 2 دانمارک را برد و خوراک تیتر آ بولا جور شد: «دیدید؟ بدون رونالدو هم میشود!»
بله، میشود. همانطور که میشود بدون مارادونا بازی کرد، بدون پله بازی کرد، بدون مسی بازی کرد. اما اینکه میشود، با اینکه نباید قدر کسی را دانست، 2چیز متفاوت است.