• دو شنبه 20 مهر 1405
  • ١ جمادى الأولى ١٤٤٨
  • 2026 Oct 12
پنج شنبه 9 مهر 1405
کد مطلب : 282534
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/1rE5V
+
-

آزمون پایانی در روز اول مهر

معلم‌ها سر کلاس خیلی حرف می‌زنند و روزنامه‌نگارها، قلم و حالا ترکیبش، همین می‌شود که می‌خوانید. اینها برگی از یادداشت‌های روزانه یک معلم ساده است و یک روزنامه‌نگار خط‌خطی.

سیدسروش طباطبایی‌پور| روزنامه نگار

مثل همه‌ روزهای اول مهر از ترس ترافیک پاییزی، صبح علی‌الطلوع از خانه زدم بیرون تا دیر به مدرسه نرسم، چون قرار است روز اول مهر نخستین خشت آموختن بنا شود و اگر معمار این بنا دیر به مدرسه برسد و یا بدو بدو کرده و لبخند از لبانش افتاده باشد، این نخستین آجر سال تحصیلی کج بنا می‌شود و خلاصه وامصیبتا!  وقتی وارد کوچه بلندبالای مدرسه شدم یکی از بچه‌ها با لبخند سلامی فرستاد و دستی تکان داد... اکبری را نشناختم، البته بعد از 7‌ماه فاصله‌ای که جنگ و تابستان میان من و شاگردانم انداخته باید به‌خودم حق بدهم، به‌خصوص که اکبری حسابی هم قد کشیده و جنگ او را بلندبالا کرده است. با اکبری بگوبخندکنان تا جلوی در حیاط مدرسه رفتیم. بوی اسپند جلوی در حیاط مدرسه فضایی معنوی به روز اول مهر بخشیده است. طاق‌نصرت سردر حیاط و شکلات‌های رنگارنگ روی میز سمت چپ در مدرسه، دیدنی و ماجرای اول مهر را برای بچه‌ها خاطره‌انگیز کرده بود. اما جلوی در مدرسه از همهمه‌های همیشگی روزهای اول مهر و شور و شوق نوجوانانه بچه‌ها خالی بود. انگار نه انگار بچه‌ها ماه‌هاست همدیگر را ندیده‌اند. 
بچه‌ها بعد از عبور از طاق نصرت، برای لحظاتی به سمت راست در حیاط مدرسه خیره می‌شدند و با بغض و سکوت از آنجا عبور می‌کردند. فکر کردم شاید آقای رکن‌الدینی، ناظم اخموی مدرسه کار خودش را از همین روز اول مدرسه شروع کرده و میخ آهنینش را محکم در زمین کوفته تا نظم در مدرسه تا آخر سال تضمین شود اما از آقای رکن‌الدینی هم خبری نبود. با شگفتی وارد حیاط شدم و از
زیر قرآن عبور کردم. 

در سمت راست، میز کوچکی پر از گل‌های پرپر رز جاخوش‌کرده و در میانه‌اش عکس پر از لبخند شهید عسگری، معلم علوم بچه‌ها تمام‌قد ایستاده بود. برای لحظاتی جا خوردم و خاطره‌های خوب این معلم عاشق جلوی چشمم قطار قطار رژه رفتند؛ معلم شهیدی که در همان روزهای اول جنگ 40روزه و در پی اصابت موشک‌های کور آمریکای جنایتکار به خانه پدرش، او، پدر، مادر و برخی از اعضای خانواده‌اش به فیض شهادت رسیدند. البته بچه‌ها با وجود معلم جدید علوم در فراق معلم شهیدشان غمگین بودند اما شهید عسگری تا آخر عمر آنچه را که باید به بچه‌ها می‌آموخت، آموخته بود و بچه‌های مدرسه، امسال و در همین روز اول مهر می‌توانستند در آزمون پایانی انسانیت و فداکاری شرکت کنند و نمره قبولی بگیرند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید