راهی جز همراه شدن با هوشمصنوعی نداریم
هوشمصنوعی بهتدریج در حال تغییر شیوه انتخاب مقصد، معرفی جاذبهها و بازاریابی گردشگری است؛ تغییری که بهگفته مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، ایران نیز راهی جز همراه شدن با آن ندارد. مصطفی فاطمی معتقد است که برای حضور مؤثر در این فضای جدید، علاوه بر آموزش فعالان گردشگری و استفاده صحیح از ابزارهای
هوشمصنوعی، باید ساختار مشخصی برای مدیریت این فناوری در حوزه گردشگری ایجاد شود.

راهی جز همراه شدن نداریم
مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با بیان اینکه هوشمصنوعی در حال حاضر تأثیر قابلتوجهی بر فعالیتهای گردشگری دارد به همشهری میگوید: «هوشمصنوعی یکی از اتفاقات ضروری در فضای اجتماعی و ارتباطات جهان است و ما راهی جز پیوستن به این جریان نداریم. آمادگی برای ورود به این حوزه شاید هنوز بهصورت کامل و عمومی در کشور ایجاد نشده باشد، اما این آمادگی با سرعت در حال شکلگیری است.»
مصطفی فاطمی که از ابتدا موافق بهرهمندی از هوشمصنوعی در فعالیتهای صنعت گردشگری داخلی بوده است، در پاسخ به این پرسش که «در دنیایی که همهچیز به سمت تکنولوژی و
هوشمصنوعی میرود، ایران همچنان برای تبلیغ گردشگری، دفترچه کاغذی ارسال میکند»، میگوید: «شیوههای سنتی همچنان میتوانند در کنار ابزارهای دیجیتال و هوشمصنوعی استفاده شوند. استفاده از ابزارهای دیجیتال و هوشمصنوعی در کنار شیوههای سنتی با یکدیگر منافاتی ندارد؛ مسئله مهم، حرکت به سمت استفاده صحیح از فناوریهای جدید است.»
او با بیان اینکه هوشمصنوعی بر انتخاب مقصد از سوی مسافران و گردشگران تأثیر بسیاری دارد، توضیح میدهد: «هوشمصنوعی بهصورت روزمره در تصمیمگیری مسافران درباره اینکه چه مقصدی را ببینند و با کدام مقاصد آشنا شوند، نقش پیدا میکند. پاسخهایی که امروز هوشمصنوعی به مخاطبان ارائه میدهد، در حال
تبدیلشدن به بخشی از فضای تجاری و بازاریابی است و ما راهی جز استفاده از این ابزارها نداریم.»
چه باید بکنیم؟
مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی، آموزش و ایجاد ارتباط میان فعالان گردشگری و بخش خصوصی را یکی از نیازهای مهم این حوزه عنوان میکند و ادامه میدهد: «تمرکز ما باید بر آموزش و استفاده صحیح از این ابزارها باشد. همچنین نیاز داریم شبکهای میان فعالان این حوزه و بخش خصوصی گردشگری ایجاد و افرادی را که در زمینه هوشمصنوعی فعالیت میکنند شناسایی کنیم و ارتباط میان بخشهای مختلف را شکل دهیم. لازم است در حوزه گردشگری، یک واحد مستقل یا ساختار مشخص برای تمرکز بر موضوع هوشمصنوعی ایجاد شود. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، برای مدیریت هوشمصنوعی ساختار و چارچوب مشخصی در نظر گرفته شده و ما نیز باید چنین ساختاری را در وزارتخانه ایجاد کنیم.»
آینده گردشگری با هوشمصنوعی
فاطمی درباره آینده گردشگری در عصر هوشمصنوعی میگوید: «این فناوری میتواند تصمیمگیریهای دقیقتر و هوشمندانهتری را برای دولتها، کسبوکارها و مسافران فراهم و مهارتهای جدیدی برای نیروی انسانی شاغل در گردشگری ایجاد کند و روشهای نوینی برای کشف و معرفی مقاصد گردشگری بهوجود آورد.»
او ادامه میدهد: « طی سالهای گذشته و حتی تا همین امروز، بسیاری از اطلاعات مربوط به مقاصد گردشگری از طریق اینترنت و فضای مجازی دریافت میشد، اما هوشمصنوعی در حال تطبیق این اطلاعات با ویژگیها و علایق مخاطبان است. هوشمصنوعی میتواند با استفاده از دادههایی که از یک مخاطب در فضای مجازی وجود دارد، مقاصد جدیدی را متناسب با ویژگیهای او برای سفر معرفی کند.»
مدیرکل توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی عنوان میکند: «این موضوع نیازمند آگاهی، هم از سوی مخاطبان و هم از سوی فعالان گردشگری است. در این زمینه مفاهیم جدیدی مانند شیوه استفاده از هوشمصنوعی، امنیت سایبری و نحوه فعالیت کسبوکارها در فضای مجازی اهمیت پیدا میکند.» فاطمی همچنین بر ضرورت آگاهی مخاطبان از نحوه استفاده از دادههای شخصی تأکید میکند و میگوید: «مخاطب باید بداند از دادههایی که در فضای مجازی قرار میدهد چه استفادههایی میشود و چگونه ممکن است این دادهها در تصمیمگیریهای بعدی مرتبط با زندگی و سفر او مورد استفاده قرار گیرد.» او اضافه میکند: «همه این موضوعات نیازمند دانش، آموزش و همافزایی فکری است. بدون شناخت و آموزش نمیتوانیم بهدرستی از ابزارهای
هوشمصنوعی استفاده کنیم و حتی ممکن است استفاده نادرست از این فناوری برای کسبوکارها و گردشگران و مسافران خطراتی به همراه داشته باشد.»