سروش جنابی؛ روزنامهنگار
اندوخته خانوادههای طهران قدیم مثل امروز دلار و ارز و سکه و خودرو نبود، بلکه ظروف مسی و قالی از کالاهای سرمایهای محسوب و خرید این اقلام از سوی بزرگترها به جوانان توصیه میشد.
جعفر شهری، نویسنده کتاب «طهران قدیم» بر همین موضوع تأکید میکند و مینویسد: «یکی از پساندازهای هر خانهدار خریدن ظرف و ظروف میبود؛ اگر چه به آن حاجت نداشته باشد؛ چه میگفتند هروقت باشد پول است و چون زیاد میشد و حاجتی به پول پدید میآمد فروخته، کارراهاندازی میکردند.»
البته او درباره این سرمایه ارزشمند اضافه میکند که این ظروف «اعتبار و آبروی هر دختر بهشمار میآمد که چون به خانه داماد میرود چند طبق مس اسباب آشپزخانه داشته باشد.» بر همین اساس چنانچه جهیزیه هر دختر تهرانی ظرف و ظروف مسی بیشتر و پروپیمانتری داشت، اقبال بیشتری برای ورود به خانه بخت پیدا میکرد.
نویسنده میافزاید که همین ظروف مسی همچنین وقف و نذر میشد. دراینصورت کنارهها و لبههای آنها به نام واقف و موقف یا با کلمه «وقف» کنده میشد و در اختیار نذریپزان قرار میگرفت یا نذر امامزادهها میشد و به انبارهای آنها میرفت که به مصرف مخارج و تعمیراتشان میآمد.
شهری تأکید میکند که قالی نیز پسانداز دیگر تهرانیها و برایشان هم فرش و هم آبروی صاحبخانه بود که هم «از آن استفاده کرده، لذت میبردند و هم وقت حاجت میتوانستند فروخته، رفع احتیاج بکنند.»
البته ناگفته نماند که طلا نزد زنان در تهران قدیم مثل امروز ارج و قرب و محبوبیت داشت. طلا برای زنان، به نوشته جعفر شهری، نهتنها زینت و تجمل بهحساب میآمد، بلکه تأمین آتیه و پسانداز محسوب میشد. «آنان از هرجا و هر گوشهکنار خرج و باج و خوردوخوراک زده، قناعت کرده، گرسنگی خورده، طلا میخریدند. اندازه و سنگینی طلا بهویژه تعداد النگوهای دست یک زن مایه مباهات و صدای جیرینگ جیرینگ آنها دلخوشی و فخرفروشی در جمع بانوان بود.» این نویسنده علاقهمندی بانوان و حتی مردان را غیر از نگاه سرمایهای و کارراهانداز روزهای تنگدستی، به توصیههای طب سنتی و کتابهای خواص اشیا نامربوط نمیداند که همراهداشتن و نگریستن طلا را موجب قوت قلب و نور چشم میدانستند.
پسانداز خانوارها در طهران قدیم دلار و ارز نبود
در همینه زمینه :