• یکشنبه 19 مهر 1405
  • ٢٩ ربيع الآخر ١٤٤٨
  • 2026 Oct 11
چهار شنبه 1 مهر 1405
کد مطلب : 282062
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/E91km
+
-

منحصربه‌فرد مثل‌ابراهیم‌زاده

گفت‌وگو با رسول‌نجفیان درباره سیروس ابراهیم‌زاده

گزارش
منحصربه‌فرد مثل‌ابراهیم‌زاده

شقایق عرفی‌نژاد | روزنامه‌نگار 

سیروس ابراهیم‌زاده را با لحن و صدای خاصش به یاد می‌آوریم و جدیتی که در رفتار و حرکتش داشت. او علاوه بر بازیگری سال‌ها در رادیو نقش‌خوانی کرد و علاوه بر آن در نمایشنامه‌نویسی و ترجمه هم دست داشت. در سال‌های پیش از انقلاب برای زندانیان نمایش اجرا می‌کرد و همیشه به مطبوعات توجه خاصی داشت؛ ازجمله مدیر مسئول نشریه آزما از خرید تعداد زیادی از این نشریه و رساندن آن به زندانیان گفته بود. رسول نجفیان معتقد است یکی از ویژگی‌های اصلی سیروس ابراهیم‌زاده اضافه‌کردن نوع خاصی از طنز به نقش بود. او در 3فصل از سریال «کاکتوس» که از میانه دهه‌70 پخش ‌می‌شد، با ابراهیم‌زاده همبازی بود و در این گفت‌وگو از این تجربه مشترک می‌گوید.‌

آشنایی شما با سیروس ابراهیم‌زاده از کی شکل گرفت؟

سیروس ابراهیم‌زاده از دوستان عزیز ما بود. به همراه همسرش، شاعر بزرگوار، ناهید کبیری با خانواده ما رفت‌وآمد داشتند. پیش از آن خاستگاه ما در آموزش بازیگری و کارگردانی تئاتر آناهیتا بود؛ آناهیتایی که مرحوم اسکویی‌ راه انداخت. منتها او چون ۱۶سال از من بزرگ‌تر بود، زودتر فارغ‌التحصیل شد. اما خوشبختانه بعد از انقلاب از طریق خاندان شریف جناب داوود رشیدی و خانم برومند دیدارهای زیادی داشتیم.
شما در 3فصل «کاکتوس» با آقای ابراهیم‌زاده همبازی بودید. کار با او چطور تجربه‌ای بود؟
این کار در چند دوره ضبط شد و یکی‌دو سالی طول کشید و خیلی دیده شد. قبل از اینکه درباره کار با او بگویم دوست دارم به این اشاره کنم که من همیشه وقتی عزیزانی را که ارزش‌های معنوی و هنری دارند از دست می‌دهم، یاد این شعر جناب رودکی می‌افتم که در رثای شهید بلخی می‌گوید: «از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش.» ما جسم سیروس عزیزم را از دست دادیم، ولی واقعا هزاران خرد از بین ما رفته است. او استاد زبان انگلیسی بود و نوشته‌های بسیار و ترجمه‌های ارزشمندی داشت. نمایشنامه‌های کوتاه طنزی نوشته بود که چاپ شده و الان هم در دسترس است.
این نمایشنامه‌ها اجرا هم شدند؟ 
در اروپا و آمریکا اجرا داشتند. اینجا هم فکر کنم یکی‌دو مورد از آنها اجرا شد. سیروس ابراهیم‌زاده همواره فعال بود. این اواخر به من می‌گفت تعدادی طنز کوتاهی دارم می‌نویسم که درباره رفتار آدم‌هاست و می‌خواهم چاپشان کنم. اما در بازیگری هم واقعا خوب بود. همان زمان که با دوست عزیزم، محمدرضا هنرمند کار می‌کردیم، ایده‌های سیروس بسیار مؤثر بود. ما پیش از ضبط اول متن را تحلیل می‌کردیم و او بسیار آگاه و مسلط بود. هم از نظر ظاهر و فن فیلمبرداری و هم در مورد محتواها خیلی راهنمایی می‌کرد. خود آقای هنرمند و خشایار الوند متن‌ها را می‌نوشتند. خیلی با آنها گپ‌وگفت می‌کرد و همیشه مؤثر واقع می‌شد. می‌خواهم بگویم که فقط بازیگر نبود. جدا از نویسندگی و کارگردانی، صاحب فکر و تفکر بود و ایده‌پردازی می‌کرد.
به‌ نظرتان‌ ویژگی‌های بازیگری او چه بود؟ به‌جز صدای خاصش که خیلی برجسته است و در یادمان می‌ماند، شما که با او همبازی بودید، چه ویژگی‌های بازیگری‌ای در او دیدید؟ 
همان‌طور که گفتید، صدا و لحن ویژه‌ای داشت و بارها در نمایش‌های رادیویی دعوت به‌ کار می‌شد و حضور داشت که بعضی‌هایشان نقش‌هایی ساده و گذرا بود و او البته در آنها هم غور می‌کرد. اما این شخصیت یک طنز بسیار گزنده و زیبا داشت. مثل فیلم «چهره» و به‌خصوص تجلی آن در «کاکتوس» خیلی دیده می‌شد. او به‌راحتی از واژه‌ها، دیالوگ‌ها و جمله‌ها نمی‌گذشت و روی آنها به‌شدت کار می‌کرد. مثلا من شاهد این بودم که بارها به جناب هنرمند می‌گفت اگر من این جمله را این‌جوری بگویم، بهتر نیست یا این واژه را اضافه کنم یا این را کم کنم. ویژگی‌اش به‌نظرم همان طنز بسیار گزنده و ارزشمند بود که هم در لحنش تجلی پیدا می‌کرد و هم در پرداخت نقش.
این طنز چیزی بود که خودش به نقش اضافه می‌کرد؟
 بله. سیروس گرامی واقعا خیلی برای نقش کار می‌کرد. ما مثلا حالا می‌خواستیم ناهار یا عصرانه بخوریم و من می‌دیدم او همین‌جوری دیالوگ‌ها را تمرین می‌کرد و با انواع پرداخت‌ها نقش را اجرا می‌کرد تا یکی از آنها راضی‌کننده باشد. این درس‌هایی بود که از این عزیز یاد گرفتیم. بی‌خود هم نبود. برای اینکه ما از شاگردان مکتب مصطفی اسکویی بودیم؛ کسی که علم و تکنیک را وارد عرصه بازیگری کرد.
در «کاکتوس» با فضایی محدود و بازیگرهای محدود مواجهیم. در واقع از نخستین سیتکام‌های ایرانی و همین‌طور نخستین طنزهای سیاسی است. بازیگرهایی کنار هم قرار گرفته‌اند و هر بار یک داستان را پیش می‌برند. چقدر پیشبرد این داستان‌ها از ارتباط نقش‌ها با هم به ‌وجود می‌آمد؟ یعنی چقدر سر صحنه ساخته می‌شد؟
 آقای هنرمند بیشتر متن‌ها را می‌نوشت و کارگردانی هم می‌کرد، جز چند مورد که از نویسندگان مختلف دعوت کرد. دوست عزیز من، فتحعلی اویسی، سیروس نازنینم و خسرو شکیبایی عزیز دور هم جمع می‌شدیم و هرکس آوازی بود در یک سمفونی. ما خیلی ویژه تمرین می‌کردیم و بعد برای ضبط آماده می‌شدیم. سیروس عزیزم تا از چیزی مطمئن نمی‌شد، سر صحنه نمی‌رفت که همین‌طوری دیالوگ‌ها را بگوید و رد شود. این ویژگی کاری‌ بود که من فکر می‌کنم به ارزش‌ها‌ و موفقیت‌های او اضافه کرد.
 در «کاکتوس» گروه‌های سنی مختلفی از بازیگران حضور داشتند: شما، آقای ابراهیم‌زاده، خسرو شکیبایی و جوان‌تر از همه، سروش صحت. ارتباط آقای ابراهیم‌زاده با این بازیگران چطور بود؟
 خیلی عالی بود. طوری که مثلا در تحلیل نقش به آنها کمک می‌کرد. کارگردان این امکان را داده بود که در مورد نقش پیشنهاد می‌دادیم. ما همواره از پیشنهادهایی که سیروس ابراهیم‌زاده می‌داد بهره‌مند می‌شدیم. جدا از جناب هنرمند که نویسنده و کارگردان بود، سیروس خیلی کمک می‌کرد که به این وحدت نقش برسیم.
این اواخر هم با او در ارتباط بودید؟
بله. از برنامه‌هایش می‌گفت. قبل از عید در منزل خانم احترام برومند بودیم و سیروس عزیز نکته‌های طنزی را که نوشته بود خواند. می‌گفت دارم اینها را جمع‌آوری می‌کنم که به چاپ برسانم. آخرین باری که او را دیدم همان شب بود.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید