مشاور عالی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران:
فرهنگ زندگی با بحران را بیاموزیم
حمیدرضا بوجاریان| خبرنگار:
زلزلهای که نه تهران بلکه یکی از شهرهای اطراف آن ر ا لرزاند به خوبی نشان داد اوضاع روانی و تابآوری شهروندان ابرشهری با 14 میلیون جمعیت رو به راه نیست و تهرانیها آماده مقابله با بحران نیستند. درباره نبود این آمادگی و راههای تقویت آن با «عباساستادتقیزاده» مشاور عالی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران همصحبت شدهایم.
تهرانیها تا چه اندازه برای بحرانی مانند زلزله آمادهاند؟
آمادگی در مقابل بلایای طبیعی به 2دسته آمادگی کلی و آمادگی روانی تقسیم میشود. براساس مطالعاتی که انجام شده است، ساکنان پایتخت به شکل کلی تنها 10درصد آمادگی مواجهه با بلایای طبیعی دارند و فقط همین تعداد واکنش درست و منطقی از خود نشان خواهند داد.
استاندارد این آمادگی باید چقدر باشد؟
این رقم در جوامع دیگر 70درصد است. این فاصله زیاد، نشان میدهد که برای افزایش آمادگی کلی مردم باید کار جدی از سوی دستگاههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در مواجهه با بلایای طبیعی انجام شود. اگر از همین امروز سلسله اقداماتی برای ایجاد این آمادگی که شامل آمادگی پیش از وقوع حادثه، عملکرد پس از حادثه و دانش برخورد با بلایای طبیعی در دستور کار قرار گیرد، ممکن است به 10سال زمان برای رسیدن به این استاندارد نیاز باشد.
در حوزه روانی چطور؟ آیا وضع آمادگی تهرانیها بهتر است؟
بدون شک درباره آمادگی روانی، ساکنان پایتخت وضع به مراتب بدتری دارند. رفتار شهروندان تهرانی در مقابل زلزله سال گذشته ملارد که تنها پس لرزههای آن در تهران احساس شد، نشان میدهد که مردم از نظر روانی به هیچ عنوان آماده نیستند. رفتار شهروندان هنگام زلزله ملارد سبب شد که شهر با مشکلات جدی مواجه شود. اگر میزان آمادگی روانی اهالی بالا بود، بهطور حتم نباید با چنین مشکلاتی روبهرو میشدیم.
با این وضع، آیا راهی برای بهبود کیفیت زندگی و افزایش ایمنی مردم شهر وجود دارد؟
باید زندگی با بحران را از جایی شروع کرد. مردم باید احساس کنند که زلزله یا هر بلای طبیعی دیگری قرار نیست 5 یا 10 سال دیگر به سراغ آنها بیاید. باید این احساس تقویت شود که ممکن است تا لحظهای دیگر چنین اتفاقی رخ دهد و در این صورت، شهروندان آمادگی روحی و روانی خود را برای روبهرو شدن با حادثه تقویت میکنند. اگر این فرهنگ که با بحران زندگی کنیم و از آن نترسیم در جامعه نهادینه شود، میتوان امیدوار بود عملکرد بهتری در برابر حوادث داشته باشیم.
بخشی از کار گروههای دوام در محلهها همین بوده است. آیا از نظر شما موفق بودهاند؟
برای ارزیابی عملکرد این گروهها باید چند متغیر را در نظر گرفت. ایجاد انگیزه و حفظ انگیزش افراد در مدت فعالیت، دارای اهمیت زیادی است. متأسفانه به هر اندازه که در ایجاد انگیزه موفق عمل کردیم، در حفظ رویههای انگیزشی و علاقهمند نگه داشتن افراد، موفق نبودیم. این مسئله سبب شده است عدهای را جذب کنیم اما به دلیل نبود برنامه و فعالیتهای انگیزشی، افراد جذب شده را از دست داده و به اهداف خود در ایجاد گروههای آماده نرسیدهایم.