یک شکست، یک زندگی
بعضی مسابقههای فوتبال فقط 90 دقیقه طول میکشند، اما برای یک آدم ممکن است تمام زندگی را زیرورو کنند. «تیرکها چهارگوش بودند» نوشته لوران سیه، با ترجمه ابوالفضلاللهدادی، رمانی کوتاه و پرکشش است که فوتبال را به بهانهای برای روایت تنهایی، خشم، دلتنگی و بلوغ یک نوجوان تبدیل میکند.
دوازدهمماه مه ۱۹۷۶، نیکولا، نوجوان 13 ساله، مقابل تلویزیون نشسته تا فینال جام باشگاههای اروپا میان سناتین و بایرن مونیخ را تماشا کند. برای دیگران، مسابقهای مهم و تاریخی است؛ برای نیکولا اما چیزی فراتر از فوتبال. از وقتی مادرش خانه را ترک کرده و پدرش زندگی دیگری دارد، تیم سناتین به خانواده واقعی او تبدیل شده است؛ پناهگاهی برای پسری که احساس میکند در خانه و مدرسه جایی ندارد.
سیر داستان زندگی نیکولا را همزمان با جریان همان مسابقه پیش میبرد. هر دقیقه بازی، زخمی از گذشته را آشکار میکند و هر حمله و هر موقعیت، با امیدها و ترسهای نوجوان گره میخورد. به این ترتیب، خواننده کمکم درمییابد که موضوع اصلی کتاب فوتبال نیست؛ مسئله، کودکی است که ناچار شده خلأ عاطفی خانوادهاش را با شور و هیجان یک تیم ورزشی پر کند.
نقطه قوت رمان، همین پیوند هوشمندانه میان یک مسابقه واقعی و بحران درونی قهرمان است. نویسنده با زبانی ساده، صمیمی و گاه طنزآمیز، فضای نوجوانی و دهه 70 میلادی فرانسه را زنده میکند و در عین حال از رابطه پدر و پسر، طلاق، تنهایی و نیاز به تعلق میگوید.
«تیرکها چهارگوش بودند» نخستین رمان لوران سیه است و با وجود حجم اندک، احساسی ماندگار برجا میگذارد؛ کتابی برای علاقهمندان فوتبال و بیش از آن، برای هرکس که طعم تنهایی دوران نوجوانی را میشناسد؛ روایت لحظهای که نوجوان ناچار به بزرگشدن میشود. نشر افق این کتاب 144صفحهای را به تازگی با بهای 425هزار تومان منتشر کرده است.