موراکامی: دشواری نوشتن ادامه دادن آن است
هاروکی موراکامی میگوید نویسندهشدنش نتیجه نقشهای از پیش طراحیشده نبوده؛ اتفاقی ناگهانی بوده که از یک مسابقه بیسبال شروع شده است.
هاروکی موراکامی به تازگی در گفتوگو با روزنامه فرانسوی «لوموند» از مسیری سخن گفته که او را از کتابخوانی و ترجمه به نویسندگی در سطح جهانی رساند؛ مسیری که بهگفته خودش، بیش از آنکه حاصل برنامهریزی باشد، مجموعهای از اتفاقهای غیرمنتظره بود.
موراکامی از کودکی با کتاب بزرگ شد و در نوجوانی «جنگ و صلح» تولستوی را 3 بار خواند. با این حال، هرگز تصور نمیکرد نویسنده شود. ترجمه آثار انگلیسیزبان، بهویژه از نویسندگانی چون فیتزجرالد و ترومن کاپوتی، بعدها تجربهای آموزشی برای او شد و بهگفته خودش « قدرت نوشتن» را باورکرد.
او پیش از نویسندگی حدود ۱۰سال یک کلوب جاز را در توکیو اداره میکرد اما در آوریل ۱۹۷۸، هنگام تماشای مسابقه بیسبال، ناگهان احساس کرد باید بنویسد: «مثل صاعقهای از آسمان صاف.» موراکامی نخستین رمانش را شبها پس از کار نوشت اما وقتی از نتیجه راضی نشد تصمیم گرفت شیوهای کاملا متفاوت را امتحان کند.
او چند صفحه نخست را به انگلیسی نوشت و سپس به ژاپنی برگرداند. محدودیت زبان انگلیسی او را به استفاده از جملههای کوتاه و واژگان ساده واداشت؛ تجربهای که به شکلگیری سبک شخصیاش انجامید. خودش میگوید اینگونه بود که «آواز باد را بشنو» شکل گرفت.
موراکامی درباره نقش موسیقی در نویسندگیاش نیز میگوید آثارش را مانند موسیقی میسنجد: «آیا ریتم درست است؟ آیا ملودیای دارد که بتواند قلب خواننده را لمس کند؟»
او مخالفت منتقدان ژاپنی با آثارش را نیز بخشی از مسیرش میداند. سالها خارج از ژاپن زندگی کرد تا بدون محدودیت و خودسانسوری بنویسد و سرانجام با بازگشت، خود را نویسندهای مشهور یافت.
موراکامی میگوید دشواری اصلی نه نوشتن یک رمان، بلکه ادامهدادن این کار در بلندمدت است. درباره آینده نیز میگوید: «قدم بعدی را نمیدانم.» و درباره سبک خود، پاسخی کوتاه دارد: «موراکامیسم.»