• پنج شنبه 5 شهریور 1405
  • ١٤ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 27
پنج شنبه 5 شهریور 1405
کد مطلب : 280815
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/APWn1
+
-

ارتش مردمی برای ایران قوی

مجتبی زارعی؛ نماینده مجلس

اگر جنگ آینده را صرفا در میدان نظامی جست‌وجو کنیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیده‌ایم. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که مواجهه دشمن با جمهوری اسلامی ایران، ترکیبی از فشار امنیتی، جنگ نظامی، عملیات روانی، بی‌ثبات‌سازی اجتماعی و تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت است. از همین رو، راهبرد مواجهه با چنین وضعیتی نیز نمی‌تواند صرفا نظامی باشد، بلکه به یک سازمان‌یافتگی ملی و مردم‌پایه نیاز دارد.
با توجه به سیاست‌ها و فرمان‌های اخیر رهبر انقلاب، می‌توان از یک راهبرد دوپایه سخن گفت؛ نخست، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی که در مقابل آن، پاسخ‌های پرشدت و بازدارنده در برابر تجاوز خارجی از سوی فرمانده کل قوا امر به ابلاغ شده است و دوم، امنیت ملی- داخلی و شکوفایی مشارکت‌های مردم در قالب بسیج‌های مردمی، ساختارهای محله‌ای، شبکه‌ای و تمدنی برای تقویت امنیت و تاب‌آوری داخلی که از سوی معظم‌له هدفگذاری و ابلاغ شده است. این دو پایه از یکدیگر جدا نیستند. قدرت دفاعی کشور زمانی به یک قدرت راهبردی تبدیل می‌شود که پشتوانه آن، جامعه‌ای امیدوار، مشارکت‌جو و سازمان‌یافته باشد.
از همین منظر، سخنان اخیر سردار طائب درباره آینده بسیج، واجد یک اهمیت راهبردی است. اگر قدرت اجتماعی از «تکثر نیروها» ساخته می‌شود، بسیج آینده نیز نباید خود را صرفا یک تشکل با اعضای مشخص و قالب‌های محدود تعریف کند. جوانان و پیشکسوتان، مسجدیان و استادان دانشگاه، کارآفرینان و جهادگران، هنرمند و کاسب، پزشک و معلم و فعالان فضای مجازی، همگی می‌توانند بخشی از امکانات امنیت ملی و امنیت داخلی برای عبور از بحران‌ها باشند.
بسیج قرار نیست مردم را برای بزرگ‌تر‌شدن خودش جمع کند؛ بسیج باید خودش را برای حل مسائل مردم بزرگ کند.
این خبر و اعلام این تغییر در زاویه‌بندی نگاه، بسیار مهم است. حرکت می‌تواند از مسجد آغاز شود‌ اما در مسجد متوقف نمی‌شود؛ به محله، مدرسه، دانشگاه، بازار، محیط کار و فضای مجازی امتداد پیدا می‌کند. امروز ما به بسیج‌ها و اقشار انضمامی و شبکه‌ای نیازمندیم. در چنین تلقی‌ای، معیار موفقیت بسیج دیگر صرفا تعداد کارت‌های عضویت نیست، بلکه میزان امیدی است که در جامعه ایجاد کرده و به تعداد انسان‌هایی است که برای حل مسائل واقعی کشور به میدان می‌آورد. این وضعیت، وضعیتی سازمانی نیست‌.
به گمان من، این همان نقطه‌ای است که می‌توان از ورود بسیج به مرحله انضمامی‌تر و تمدنی سخن گفت؛ نیرویی که متعلق به همه ایران و بلکه مسئول انتقال تجربیاتش به دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها‌ست‌؛ یعنی علاوه بر اینکه می‌کوشد ظرفیت‌های متنوع جامعه ایرانی را حول یک امر مشترک، یعنی «ایران قوی»، گرد آورد‌ و شکوفا کند باید از محیط ملی به محیط منطقه و بین‌الملل اسلامی و بین‌الملل آزادی‌بخش نقل مکان کند.
این نگاه البته به‌معنای نادیده‌گرفتن الزامات امنیتی نیست. اتفاقا در شرایط جنگ ترکیبی، هرچه شبکه اجتماعی گسترده‌تر و منعطف‌تر شود، ضرورت مراقبت امنیتی نیز بیشتر می‌شود. یکی از مخاطرات این مسیر، تلاش دشمن برای نفوذ در همین شبکه‌های اجتماعی متکثر است، بنابراین‌ توسعه مشارکت مردمی باید همزمان با هوشمندی اطلاعاتی و امنیتی پیش برود و به قوام امنیت داخلی کمک کند‌. به ‌دیگر سخن، بسیج در آینده هم باید خود را پیشرفته و متکامل کند و هم سر ریزش به پیشرانی و مقوم تمدنی ایران کمک کند. 
این مسیر پیشرفته البته دشمنانی دارد که مهم‌ترین آن تنگ‌نظری و فقدان وسعت تفکر خواهد بود. از الزامات ورود به این مرحله در نیروی مقاومت ملی _ منطقه‌ای کنار‌گذاشتن شناخت‌های انحصارگرایانه در فهم این نوع بسیج است‌؛ اگر بسیج قرار است به یک ظرفیت ملی و تمدنی تبدیل شود، نباید از گسترش خود در میان اقشار و سلیقه‌های گوناگون جامعه هراس داشته باشد. بسیج ایران قوی، به‌معنای یکسان‌سازی مردم نیست، بلکه به‌معنای هم‌افزایی توان‌های متفاوت آنان برای یک هدف مشترک است. در اینجا می‌توان‌ از تجربه ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی آن نظامی حکیم، حاج قاسم، توجهی شگرف و عمیق داشت؛ او که امام شهید سازمان متبوعش را سپاه انسانی قدس نامید نه سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در این عنوان از حیث معرفتی و زیسته و تجربه، مباحثی عمیق از فلسفه و اخلاق و مدارا و کرامت انسانی و... قابل اکتشاف است. 
اتفاقا تفاوت تفکر بسیجی با یک تشکل معمولی همین‌جاست: تشکل معمولی ممکن است بخواهد جامعه را حول ساختار خود سازمان دهد اما بسیج تمدنی باید خود را حول مسائل انسان اسلامی و حتی انسان فرافرقه‌ای و انسان جویای کرامت و جامعه‌ معطوف به آن سازمان دهد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید