کریدور مشترک ایران و عمان چگونه عامل پیروزی راهبردی ایران میشود؟
گاهی مهمترین پیروزیها با صدای انفجار شنیده نمیشوند، بلکه در تغییر قواعد بازی خود را نشان میدهند. تفاهم جدید ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز، اگر اجرایی شود، تنها یک توافق دریایی نیست بلکه میتواند نشانه تغییر معماری امنیتی مهمترین گذرگاه انرژی جهان باشد.
اهمیت هرمز روشن است؛ روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰درصد مصرف جهانی نفت و ۳۰درصد نفت حملشده از طریق دریا از این تنگه عبور میکند. همچنین نزدیک به یکسوم تجارت جهانی الانجی و بیش از ۸۰درصد نفت عبوری نیز راهی بازار آسیا میشود.
به همین دلیل، آمریکا دههها با استقرار ناوگان پنجم، ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای حاشیه خلیجفارس و تشکیل ائتلافهایی مانند «سنتینل»، تلاش کرد مدیریت امنیت هرمز را در اختیار داشته باشد.
اما اکنون گزارهای جدید در حال شکلگیری است؛ امنیت هرمز باید توسط 2کشور ساحلی آن، یعنی ایران و عمان، طراحی شود. این تفاهم بهمعنای بازشدن تنگه نیست، بلکه بهمعنای طراحی مدل جدیدی برای مدیریت عبور و مرور کشتیهاست.
در این مدل، مسیرهای موقت فعلی کنار گذاشته میشود و کریدور جدیدی شکل میگیرد که بخش مهمی از آن از آبهای سرزمینی ایران و بخش دیگر از آبهای عمان عبور میکند؛ تغییری که نسبت به ترتیبات برقرار از سال۱۹۶۸، جایگاه حقوقی و عملیاتی ایران را تقویت میکند.
اهمیت این تحول زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم هیچ جایگزین واقعی برای هرمز وجود ندارد. خط لوله شرق به غرب عربستان با ظرفیت ۷میلیون بشکه و خط لوله حبشان–فجیره امارات با ظرفیت ۱.۵میلیون بشکه در روز نیز توان جایگزینی کامل این تنگه را ندارند.
در نتیجه، اگر این تفاهم اجرایی شود، معنایش تنها تغییر یک مسیر دریایی نیست، بلکه انتقال تدریجی مدیریت امنیت هرمز از الگوی متکی بر قدرتهای فرامنطقهای به الگویی است که ایران و عمان در طراحی آن نقش اصلی دارند.