کوچ به سبک سرخپوستها!
حسن روشن از تابستانهای داغ شمیران خاطرههای جالبی تعریف میکند. از روزگاری که تهرانیها برای ییلاق به شمیران میرفتند و شمیرانیها خودشان دنبال جای خنکتر بودند. روزگاری که کولر نبود و اهالی برای فرار از گرما، به سبک سرخپوستها نزدیک استخر قیطریه چادر میزدند:«آخر خرداد که امتحانات تمام میشد، پدرم خانواده را برمیداشت و میرفتیم لب استخر قیطریه چادر میزدیم. مادرها آنجا شستوشو به راه میانداختند و خانهتکانی میکردند. سه ماه آنجا ییلاق میکردیم و نزدیک مهر به خانههایمان برمیگشتیم.»
او با لبخند از طعم شیرهای دبهای آن دوران یاد میکند: «پیرمردی با دو دبه شیر در محله میچرخید و شیر میفروخت. شیری لذیذ و پرچرب که هر ملاقهاش یک لیوان بود و هر خانواده به ازای تعداد نفراتشان از او شیر میخریدند. وقتی گرمش میکردیم، چربیاش به دیواره لیوان میچسبید. نه مثل شیرهای امروز که بیشتر شبیه آبرنگی هستند! البته در مدرسه هم شیر میدادند و این شروع توزیع تعذیه رایگان در مدارس تهران بود. شیرخشک میدادند. آن را گرم میکردند و مجانی میان دانشآموزان پخش میشد. آن دوران لیوانهای تاشوی سه رنگی داشتیم که توی کیفمان جا میشد و خوردن آن شیرخشکها برایمان لذتی عجیب داشت.»
وقتی صحبت از مدارس قدیمی شمیران میشود، نام دبیرستان «شاپور» تجریش و «نیکلا» میدرخشد. بچههای شاپور تجریش شیکپوشترینهای منطقه بودند و به مدرسه خود افتخار میکردند. پاتوقی که هنوز هم بازماندگانش اولین جمعه مهر دور هم جمع میشوند تا یاد آن روزها را زنده نگه دارند. روشن میگوید: «در آن دوران المپیادهای آموزشگاهی رونق زیادی داشت و ورزش بیشتر برای گرفتن امتیاز مدرسه بود و رشتههای مختلف را امتحان میکردیم؛ پینگپنگ، دوومیدانی و حتی کشتی! یادم هست در مسابقات کشتی پنجم شدم، اما دو امتیاز از مدرسه گرفتم.»