• پنج شنبه 29 مرداد 1405
  • ٧ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 20
پنج شنبه 29 مرداد 1405
کد مطلب : 280411
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/wmZGM
+
-

زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه

زنان موتورسوار در گفت‌وگو با همشهری از دردسرهای نداشتن گواهینامه و نبود بیمه در صورت وقوع تصادف گفتند

گزارش
زنان موتورسوار در برزخ گواهینامه

 رابعه تیموری | روزنامه‌نگار

چندوقتی است صحبت از قانونی‌شدن موتورسواری بانوان جدی‌تر از گذشته شده و خانم‌هایی را که قصد دارند با موتورسیکلت در شهر تردد کنند، امیدوار کرده است که بلاتکلیفی چندین‌ساله آنها بالاخره به‌پایان برسد. اما این بلاتکلیفی کشدار و زمانبر برای بانوان پیامد‌های جدی و غیرقابل جبرانی به همراه داشته که تلخ‌ترین و خسارت‌بار‌ترینشان جان‌باختن موتورسواران زن و خسارت‌های نقدی سنگین در سوانح و حوادث رانندگی است. آنها در حالی این پیامد‌ها و خسارت‌های غیرقابل‌جبران را تحمل می‌کنند که بستر فرهنگی اجرای این قانون نیز فراهم نشده و زنان موتورسوار در این خلأهای قانونی و فرهنگی ناگزیرند با مشکلات بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کنند.

فرهنگسازی نیاز زنان موتورسوار است 
مشکلات ستایش و «رخش» تیزپایش هر روز پیش از پاگذاشتن به خیابان و در کشمکش با آقایان موتورسواری شروع می‌شود که توانایی زنان در موتورسواری را باور ندارند. او تعریف می‌کند: «همان ذهنیت عمومی منفی که درباره زنان راننده خودرو در بعضی از آقایان وجود دارد، با شدت و غلظت بیشتری در مورد زنان موتورسوار دیده می‌شود و این فرهنگ و دیدگاه آنها رانندگی را برای موتورسواران زن سخت‌تر می‌کند. گاهی آقایانی که در پارکینگ مجتمع محل زندگی ما موتورسیکلت‌هایشان را می‌گذارند، با آنکه مراعات حال یکدیگر را می‌کنند، اما در برخورد با من رفتار دیگری دارند و با پارک نامناسب موتورسیکلت‌هایشان و به‌وجودآوردن موانع مختلف در مسیر، سعی دارند به من القا کنند که در موتورسواری نمی‌توانم دست‌فرمان و مهارت خوبی داشته باشم.» ستایش در خیابان هم از این برخورد‌های نامناسب در امان نیست و برخی از آقایانی که به دست‌فرمانشان غره هستند برای او مزاحمت‌هایی به‌وجود می‌آورند: «ما مجبوریم بدون آموزش‌دیدن رسمی و بدون مربی و آموزشگاه موتورسواری یاد بگیریم، اما بعضی از آقایان بدون در‌نظر‌گرفتن این موضوع با حرف‌ها و رفتار‌های نامناسب‌شان ما را آزار می‌دهند و مزاحمت‌هایی برای زنان موتورسوار به‌وجود می‌آورند.»

سوء‌استفاده از خلأ‌های قانونی
مهسا که ساکن جنوب شهر است و هر روز مسیر منزل تا محل کارش در خیابان کارگر را سوار بر موتور مورد علاقه‌اش طی می‌کند، هنوز نتوانسته حریف ترس و اضطرابش در مواجهه با پلیس شود. مهسا بلاتکلیفی زنان موتورسوار و روشن‌نشدن موضع قانون در مقابل آنها را دلیل این ناامنی روانی خود می‌داند و می‌گوید: «با آنکه هیچ‌وقت پلیس با من برخورد نکرده، اما هنوز وقتی در مسیرم به پلیس برخورد می‌کنم دچار استرس می‌شوم و دست‌و‌پایم را گم می‌کنم. حتی گاهی برای اینکه به پلیس برخورد نکنم، مسیر‌های فرعی را انتخاب می‌کنم که امنیت کمتری دارند و صبح زود یا موقع غروب ممکن است مزاحمت‌هایی داشته باشم.»  نبودن چتر قانون بر سر مهسا و دیگر موتورسواران زن، راه سوء‌استفاده عده‌ای را هم باز کرده است. او می‌گوید: «بار‌ها پیش آمده که در تصادف من مقصر نبوده‌ام، ولی آقایانی که قانون را رعایت نکرده‌اند و باعث تصادف شده‌اند با قلدری من را تهدید کرده‌اند که اگر شکایت کنم خودم به دردسر می‌افتم. من هم ناچار از حق خودم کوتاه آمده‌ام و نتوانسته‌ام خسارت بگیرم. حتی یکی از آنها کار را به اخاذی رساند و با آنکه او مقصر بود، خسارت و هزینه بیمارستانش را پرداخت کردم تا از من شکایت نکند.» 

مجبوریم از خطر فرار کنیم 
2سال است که موتور دخترانه‌اش تبدیل به عصای دستش شده است. نسیم به جای اینکه صبرش را در میان ترافیک خودروها بسنجد، تصمیم گرفت با استفاده از موتور تمام کارها را انجام دهد. هراس از تصادف و نداشتن بیمه موجب شده است که نسیم با مراقبت‌های ویژه در خیابان حرکت کند: «من تا حالا تصادف نکرده‌ام، چون می‌دانم اگر اتفاقی برایم بیفتد، خیلی دردسر می‌شود.» او در مورد ترس‌های مشترک میان زنان موتورسوار می‌گوید: «خب، همه ما از تصادف، از دردسرهای بعد تصادف، از اینکه با وجود کلاه ایمنی ممکن است موتورت توقیف شود، می‌ترسیم.» هرچند این خانم موتوسوار تا حالا دچار حادثه نشده است، اما کم نیستند دوستان موتوسواری که برای او از خاطرات تصادف و واهمه‌های بعد از آن گفته‌اند: «چند وقت پیش یکی از دوستان موتورسوارم با یک ماشین تصادف کرد. خیلی ترسیده بود، چون ما زن‌های موتورسوار بیمه نداریم. خوشبختانه راننده ماشین منصف بود و برای اینکه خانم دچار مشکل بیمه نشود، بدون اینکه مبلغی بگیرد، گذشت کرد، اما همیشه اینطور ختم‌به‌خیر نمی‌شود.»

هوادارها کمتر شدند
روزهای اول که زنان موتورسوار در شهر دیده می‌شدند، همه بیشتر حواس‌شان جمع بود، اما حالا که این حضور به تصویر ثابت شهر تبدیل شده است، شاید بتوان گفت که کمتر خبری از حمایت‌های قبلی است. غزال که تجربه استفاده یک موتور جمع‌وجور را در شهر دارد، در مورد این موضوع می‌گوید: «من بیشتر در مرکز شهر رفت‌وآمد می‌کنم، تقریبا تا یک‌سال پیش آقایانی که پشت موتور و ماشین نشسته بودند، حواس‌شان خیلی به ما بود، اما الان این نگاه کمتر شده.» او در این رابطه توضیح می‌دهد: «مثلا من همین چند وقت پیش رفتم سمت بازار. خیلی شرایط عجیب و سخت بود. اصلا راه نمی‌دادند. در مرکز شهر قبلا خوب بودند اما الان چون شبیه موتورسوارهای دیگر شده‌ایم، خیلی مراعات نمی‌کنند. احتمال تصادف زیاد است. دوستانم که موتور بزرگ دارند، خیلی درگیرند با این مشکلات.»

مکث
زن، موتور و تصادف
سحر جعفریان عصر | روزنامه‌نگار |  علاج ماجرای موتورسواری بانوان در آموزش رسمی و حرفه‌ای، صدور گواهینامه، پوشش‌دهی بیمه‌ای و فرهنگسازی عمومی است. بدون اینها همه، آمار معضلات و تلفات موتورسیکلت بیشتر خواهد شد، آماری که در زیر نمونه‌هایی از آن را مرور می‌کنیم.

شب-خارجی-شوخی یا تصادف
ساعتی از غروب گذشته؛ دختر جوان، راکب موتورسیکلت خوش‌رنگی است که در لاین کندروی بزرگراه شلوغ شهید‌رئیسی در حال راندن است. چند پسر جوان به قصد شوخی با موتورسیکلت‌های سنگین خود به او نزدیک می‌شوند. طولی نمی‌کشد که دختر کنترل موتورسیکلتش را از دست می‌دهد و روی زمین نقش می‌بندد. صدای بوق و فریاد می‌شنود و رفتن بی‌اعتنای پسران موتورسوار را می‌بیند... و بعد، سکوت و سیاهی... چشم که باز می‌کند زنی به‌صورتش آرام سیلی می‌زند: «دخترجون، به هوش هستی؟ خوبی؟ جاییت درد نمی‌کنه؟» زن، او را از محل تصادف به حاشیه بزرگراه می‌کشاند: «شماره خونوادت رو بگو، بهشون خبر بدم». دختر اما چیزی جز «خوبم، مرسی... زیاد از این شوخیا باهام می‌شه؛ عادت دارم» نمی‌گوید. زن یکی از شاهدان عینی تصادف است و برخلاف دختر معتقد است که این کار، شباهتی به شوخی نداشته است.

روز-خارجی-شاکی یا مشتکی‌منه
حوالی بعدازظهری گرم، خیابان سهرودی شمالی خلوت است. یکی، دو خودرو پشت چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی توقف کرده‌اند. اعداد ثانیه‌شمار چراغ راهنمایی برای سبزشدن به 3، 2 و 1 می‌رسد و خودروها یکی‌یکی شروع به حرکت می‌کنند. میانه چهارراه نرسیده‌اند که موتورسیکلتی کوچک با راکب و تَرک‌نشین صورتی‌پوش با سرعتی بسیار از مقابلشان می‌گذرد. صدای ترمز و بوق و بوی لاستیک‌سوختگی بلند می‌شود. اما حادثه، آنجا کمین نکرده... حادثه چند متر دورتر رخ می‌دهد. دختران موتورسوار با عابری پیاده برخورد می‌کنند و خون از سر و صورت هرسه آنها جاری می‌شود. عابر مردی میانسال است که فریاد می‌زند: «...الان شما خسارت منو می‌دید یا قانون؟!»


 

این خبر را به اشتراک بگذارید