پایان قصه رامین
رضاییان تصمیم گرفت در فولاد به فوتبالش ادامه دهد و جواب قدرشناسی اهوازیها را بدهد
فوتبال گاهی درسهای سخت اما ارزشمندی برای بزرگترین ستارههایش دارد. نقلوانتقالات تابستانی امسال برای رامین رضاییان شبیه به یک سفر پرپیچوخم بود؛ سریالی از ارقام نجومی، ادعاهای بزرگ و مذاکرات فرسایشی که درنهایت به یک حقیقت ساده ختم شد؛ هیچجا آغوش امن خانه نمیشود!
وقتی رامین با کارنامهای درخشان از جامجهانی و ثبت 2گل و یک پاسگل برگشت و پای میز مذاکره نشست، تصور میکرد غولهای لیگ برای ثبت گرانترین قرارداد فصل برای او صف خواهند کشید. استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور؛ همگی نامهایی بودند که دور میز چانهزنی با نمایندگان او نشستند، اما ارقام سنگین و غیرمنطقی درخواستی او، ترمز همه را کشید. مدیران لیگ، حتی در متمولترین باشگاهها، حاضر نشدند ساختار مالی خود را بشکنند. منطق بازار، رویای رامین برای یک معامله تاریخی را پس زد و او را با واقعیتی تلخ مواجه کرد؛ درخشش در 36سالگی، لزوما چک سفید امضا برایت نمیسازد.
اما درست در همین بنبست، اسم فولاد دوباره مثل یک منجی درخشش گرفت. اهواز برای رضاییان فقط یک مقصد جدید نیست؛ سرزمینی برای رستاخیز است. نیمفصل دوم سال گذشته، وقتی رامین در استقلال افت کرده و حاشیهنشین شده بود، همین فولاد و حمید مطهری بودند که او را احیا کردند. همان درخشش در اهواز بود که بلیت قطر را به او داد و ستاره جامجهانیاش کرد. بازگشت رامین به فولاد با رقمی منطقیتر، قبل از آنکه یک معامله فوتبالی باشد، یک تصمیم بر پایه قدرشناسی و البته واقعبینی است. رضاییان فهمید آرامش فنی و محبوبیتش در اهواز، فروشی نیست. مطهری مربیای است که رگ خواب او را میشناسد و هواداران اهوازی همان کسانی هستند که در فرودگاه با آغوش باز به استقبالش آمدند.
حالا رامین دوباره پیراهن سرخ به تن کرده، اما اینبار در کرانه کارون. او پرونده آبیها را با یک پیام محترمانه بست، اما تقویم لیگ خیلی زود درام جدیدی خواهد ساخت. هفته چهارم و تقابل فولاد با استقلال در اهواز، میدان نبرد نهایی اوست. رامین به اهواز برگشته تا ثابت کند گاهی عقبنشینی از ارقام نجومی، هوشمندانهترین پیروزی فوتبالی یک ستاره است.
