بفرمایید روضه
کتاب «بفرمایید روضه» مجموعهای از داستانهای کوتاه با موضوع فرهنگ عاشورا و ایثار و شهادت، به کوشش ابوالفضلدرخشنده توسط نشر سرو موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاعمقدس منتشر و روانه بازار کتاب شد. در این مجموعه، نویسندگان تلاش کردهاند با بهرهگیری از زبان هنر و داستان، مفاهیم عاشورا، آزادگی، ایثار، اخلاص و فرهنگ شهادت را برای مخاطب روایت کنند؛ روایتهایی که از دل باورها و ارزشهای عاشورایی شکل گرفته و میکوشد پیوندی میان ادبیات داستانی و فرهنگ مقاومت برقرار کند. «بفرمایید روضه» در ۱۸۲ صفحه و به بهای ۱۸۰ هزار تومان منتشر شده است.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
«صدای گریه جمعیت هر لحظه بالاتر میرفت و جمعیت عزادار محکمتر بر سینههایشان میزدند. پسر جوان ویلچر پدرش را به داخل حسینیه برد و سعی کرد تا از میان جمعیت راهی باز و ویلچر را به گوشهای هدایت کند. عباس شروع به سرفهکرد و چندین بار دستش را تکان داد و پسر بلافاصله اسپری تنفسی را به دستش رساند که با زدن چند پاف در دهانش نفسش دوباره جا آمد. سالها بود که بدون اکسیژن و اسپری، نفسکشیدن برایش تبدیل به عذابی بزرگ شده بود. مداح برای چندمین بار بود که تکرار میکرد: «امشب به صحرا بیکفن، جسم شهیدان است/ شام غریبان است...» و جمعیت بهصورت آهنگین تکرار میکردند. عباس بهآرامی شروع به سینهزدن کرد، درحالیکه احساس میکرد چشمانش از دیدن آن همه آدم سیاهی میرود و یادش افتاد که قبلاً هم این حس را تجربه کرده است. یاد توفان صحرا افتاد و روز بعد از عملیات، آن روز هم بهسختی لای پلکهایش را باز کرده بود، چشمانش از دیدن آنهمه جسد ریختهشده بر تن سوزان آن صحرای پهناور، سیاهی رفته بود. بهسختی تن نیمهجان و زخمیاش را روی زمین کشیده و بهدنبال یافتن نشانی از حسین میخواست کل صحرا را درنوردد. تازه داشت بهدرستی به یاد میآورد که چه بر سرشان آمده. آری، درست بود. شب گذشته، عملیات لو رفته بود. صدای مداح دوباره اوج گرفت: امشب به صحرا بیکفن....»