• سه شنبه 27 مرداد 1405
  • ٥ ربيع الأول ١٤٤٨
  • 2026 Aug 18
سه شنبه 27 مرداد 1405
کد مطلب : 280273
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/VPlBX
+
-

ماجرای آقا‌رئیس لولهنگ‌دار

کنار قهوه‌خانه داش‌رجب پنجه، دوچرخه‌سازی آقا‌شیخ و انبوه تجارتخانه‌هایی که زیر سایه شمس‌العماره روزگار می‌گذراندند، زمینی خاکی بود که بعدها به «موال ناصری» معروف شد. اما آنچه این موال (در بافت تهران قدیم، موال به دستشویی عمومی یا مستراح عمومی گفته می‌شد) را در تاریخ شفاهی تهران قرار داد، نه معماری خاص آن بود و نه جایگاهش؛ داستان مردی بود که بر اثر خشم داروغه از کار بیکار شد و در دل ناخوشایندترین شغلِ شهر، برای خودش سلطنت ساخت.
رسول نجفیان به روایت‌هایی که در این‌باره گفته می‌شود، اشاره می‌کند: «می‌گویند جوانی در داروغه‌خانه کار می‌کرد که با خشم داروغه، از کار اخراج شد. او که تکیه‌گاهی نداشت، چند سالی نوکری خانه‌های اعیان و اشراف را کرد و وقتی توانست سرمایه‌ای روی هم بگذارد، سراغ همان زمین بی‌قیمت کنار شمس‌العماره رفت؛ زمینی خاکی و رها شده که کسی برایش ارزشی قائل نبود. او آنجا را خرید، مغنی آورد، کارگر گرفت و تصمیم گرفت کاری کند که شاید هیچ عقل سلیمی در آن دوران دنبالش نمی‌رفت: ساخت یک مستراح عمومی خصوصی.»
نجفیان ادامه می‌دهد: «ساختار معماری موال‌ها به این صورت بود که دور تا دور آن حجره‌های کوچک و تاریک مستراح و در وسط، حوضی بزرگ پر از آب قرار داشت. کنار حوض هم تختی مخصوص با عنوان سکوی فرماندهی قرار گرفته بود. درست همانجا بود که حکمرانی رئیسی که راز سلطنتش در «لولهنگ» (لولهنگ‌ها چیزی شبیه آفتابه‌های سفالی‌، با بدنه‌ای کشیده و گردنی بلند بودند. ابتدا سفالی و زودشکن بودند؛ بعدها فلزی شدند و حتی در دوره‌هایی که اسراف و تفاخر به اوج می‌رسید، نمونه‌های نقره و طلا هم ساخته شد.) بود، شکل گرفت. آقا‌رئیس روی سکوی مخصوص می‌نشست، چوب بلندی در دست داشت که سرش قلاب فلزی بود. قلاب را در حوض می‌انداخت، یکی از لولهنگ‌ها را پر از آب می‌کرد، برمی‌داشت و می‌گذاشت روی زمین. مشتری‌ها ــ گاه با اضطرار و گاه با خجالت ــ باید همان را برمی‌داشتند و پولش را می‌دادند.» 
نجفیان با اشاره به روایت‌های دیگر می‌گوید: «او تعیین می‌کرد هرکس به کدام مستراح برود. مردم از روی شوخی و البته کمی ترس، به او لقب «آقا‌رئیس» داده بودند؛ چون در لحظات اضطراری، همه مجبور بودند از دستوراتش اطاعت کنند. در طول سال‌ها، همین کسب‌وکار به ظاهر حقیر، آقا‌رئیس را چنان ثروتمند کرد که بعدها موال را اجاره داد و خودش صاحب چند ملک شد.»

این خبر را به اشتراک بگذارید