اعترافات به عددسازی
اظهارات تازه یک خواننده سلطنتطلب موجب مرور ادعاهای متناقض درباره جانباختگان دیماه و اعتراف به بازی خوردن از ترامپ شد
گروه گزارش
ماجرای آمار جانباختگان حوادث ۱۸ و ۱۹دیماه از همان روزهای نخست با اعداد متفاوتی ازسوی اپوزیسیون خارج از کشور روایت شد؛ اعدادی که در فاصلهای کوتاه از چندهزار نفر به دههاهزار نفر رسیدند. حالا اظهارات تازه «معراج»، خوانندهای که پیشتر از مداخله خارجی در ایران حمایت کرده بود، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که این اعداد چگونه ساخته و منتشر شدند و چه هدفی را دنبال میکردند. او در ویدئویی که در شبکه اجتماعی خود منتشر کرده، از «عددسازی» و تلاش برای افزایش شمار کشتهشدگان سخن گفته و تأکید کرده است که آمریکا و دیگر بازیگران خارجی دلسوز مردم ایران نبودهاند.
اعتراف خواننده سلطنتطلب
معراج یکی از چهرههایی است که بسیاری او را بهعنوان خواننده سلطنتطلب میشناسند. او زمانی با انتشار یک ویدئو خواهان حمله به ایران تحت عنوان کمک خارجی شده بود. او حالا یک ویدئوی متفاوت در شبکه اجتماعیاش منتشر کرده و بسیاری این ویدئو را با عنوان اعتراف معراج، بازنشر کردهاند: «بازیمون داده ترامپ، دو سه ماه پیش یکی از رفیقام به من این رو میگفت، من میگفتم نه، اینجوری نیست، ترامپ با جمهوری اسلامی مشکل داره. آقا! خداوکیلی اینا اصلا دلشون برای ما نسوخته. میگفتن بریزید توی خیابون، میخواستن مردم رو بکشن و تعداد کشتهشدهها رو ببرن بالا، اصلا به فکر ما نیستن. واقعا آمریکا به فکر مردم ایران نیست. 18 و 19دیماه کشتهسازی بود. من توش بودم. باید حقایق رو بگیم و تیکههای پازل رو به هم بچسبونیم.»
عددسازیهای دیماه؛ مجوز حمله به ایران
مراد ویسی در روزهای گذشته و در گفتوگو با صدای آمریکا درباره عددسازی در حوادث دیماه گفته بود: «من فکر میکنم که مسئله فراتر از اشتباه در آمار بود. من هم معتقدم دلیل اینکه عددسازی شد و از ۵۰، ۶۰هزار نفر و حتی 8۰، ۹۰هزار نفر حرف زده شد، نمیتونه صرفا اشتباه باشه و مشخصه که یک عددسازی انجام شد. اما به سود چهکسی بود؟ پاسخش این است که من حدس میزنم بخشی از اپوزیسیون ایرانی فکر میکرد که با این عددسازی میتوانست جنگ را به درون ایران بکشد. این افراد خواهان حمله نظامی به ایران بودند.» این نخستین بار نبود که مراد ویسی در مورد آمارسازی کشتهشدههای دیماه مجبور به موضعگیری خلاف صحبتهای گذشتهاش شد. او در یکی از برنامههای پخش زنده در صفحه شخصی خود در پاسخ به سؤال یکی از مخاطبانش درباره آمار کشتهشدگان دیماه گفت: «اونایی که ثبت شده و من دارم، ۳هزار و ۲۰۲نفر است. این چیزی است که شخصی، من خودم در یوتیوب پیگیری میکنم.» همین کلمات کافی بود تا بسیاری عددسازیهای این تحلیلگر ارشد شبکه ایراناینترنشنال را یادآوری کنند و از این بنویسند که امثال مراد ویسی و رسانههای معلومالحال در همان روزهای ابتدایی پس از ۱۸ و ۱۹دی ابتدا مدعی شدند ۶هزار نفر در این حوادث کشته شدهاند و بهمرور رقمهای ۱۲هزار نفر، ۳۶هزار نفر، ۴۰هزار نفر و ۴۵هزارنفر و ۵۰هزارنفر را مطرح کردند.
گردننگیری پهلوی
گردن نگرفتن فقط مخصوص چهرههای رسانهای اپوزیسیون نیست و تناقضگویی رضا پهلوی در رابطه با حمایت از حمله آمریکا به ایران را نیز میتوان در همین دسته قرار داد؛ موضوعی که رسانه فارسیزبان بیبیسی هم در گزارشی ویدئویی به آن پرداخت. در این ویدئوی چندثانیهای، تناقضگوییها و عقبنشینیهای رضا پهلوی نمایش داده شد: «درواقع همان موقع که اتفاقهای ۱۸و۱۹دی افتاد، از مردم خواستم که در خانه بمانند تا از خود محافظت کنند و اول و مهمتر از همه امنیت شخصیشان را اولویت قرار دهند.» در ادامه این ویدئو عنوان شد که کاربران دست به مرور گفتههای پهلوی در دیماه۱۴۰۴ زدهاند؛ زمانی که او اعلام کرده بود: «همچنین از همه شما میخواهم که امروز و فردا، ۲۰و۲۱دیماه، این بار از ساعت یک بعدازظهر به خیابان بیایید. هدف ما تسخیر شهرهاست. کمک در راه است.»
تعجب سالومه از باور حرفهایش
سالومه که بسیاری او را با عنوان مجری شبکه منوتو میشناسند، در یک صدای ضبطشده درباره اتفاقات دیماه گفته بود: «وقتی در مورد کشتهشدگان دیماه حرف میزنیم با پوریا زراعتی چقدر میخندیم. میگیم بابا اینا چقدر خرن که به حرف ما گوش میدن، خیلی خرن. من به همه میگم اگه پولم رو سر وقت ندید، توی اینستاگرام آبروتون رو میبرم. از اونور هم هی شاهزاده تجمع میذاره، کسی شرکت نمیکنه، بیشتر آبروریزی میشه.»
بازپسگیری گرینکارت به بهای وطنفروشی؟

نامه اخیر مریم طهماسبی، عروس معصومه ابتکار، سیاستمدار ایرانی طی روزهای گذشته در شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی داشته است. این نامه که برای نخستین بار در نشریه آمریکایی «نیشن» منتشر شده، شرحی از 4ماه بازداشت طهماسبی، همسرش عیسی هاشمی و پسر نوجوان آنهاست. در این نامه، نویسنده آمریکا را «کشور و خانه» خانواده خوانده و گفته فرزندشان فقط انگلیسی صحبت میکند. او همچنین نقش معصومه ابتکار در تسخیر سفارت آمریکا را به «مترجم» تقلیل داده است.
آنچه در نگارش این نامه سبب تعجب شده، اصرار به فاصلهگذاری عجیب نویسنده با ایران و تکرار کامل روایت رسمی آمریکا از موضوع تسخیر لانه جاسوسی این کشور در ایران است. در این نامه ایران فقط در قالب سابقهای دردسرساز ظاهر میشود که خانواده خانم ابتکار باید از آن اعلام برائت کند. در مقابل، آمریکا با وجود لغو گرینکارت و بازداشت این خانواده همچنان «وطن» خوانده میشود.
عجیبتر اینکه این نامه تنها چند هفته پس از دور تازه حملات آمریکا به خاک ایران و شهادت شماری از هموطنان نوشته شده است. در چنین شرایطی حداقل انتظار این است که یک شهروند ایرانی هنگام دادخواهی از دولت آمریکا دستکم هویت و نسبت خود با کشور زادگاهش را نادیده نگیرد و برای بازپسگیری گرینکارت، وطنش را وثیقه نکند. موضوع، اصل مهاجرت یا انتخاب محل زندگی نیست. میشد به رفتار دولت آمریکا اعتراض کرد و همزمان حرمت هویت ایرانی را نیز نگه داشت.
دولت آمریکا در فروردین امسال با دستور وزیر خارجه این کشور، مارکو روبیو اقامت دائم عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسرشان را لغو کرد. این خانواده از سال۱۳۹۳ در آمریکا زندگی میکردند و سال۱۳۹۵ گرینکارت گرفته بودند. پس از لغو اقامت، هرسه بازداشت شدند. طهماسبی و پسرش، چنانکه در متن نامه اخیر بیان شده، به یک مرکز مهاجرتی در تگزاس انتقال یافتهاند و عیسی هاشمی نیز جدا از آنان در بازداشتگاه دیگری نگهداری میشود.