وقتی دوستت نازی میشود
«گیرنده شناخته نشد» داستان جنگ نیست؛ داستان لحظهای است که جنگ پیش از آنکه با گلوله آغاز شود وارد ذهن آدمها میشود.
کاترین کرسمن تیلور، در این کتاب کمحجم، سرنوشت 2 دوست و شریک تجاری را در آلمان سالهای ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ روایت میکند که با یکدیگر شراکت دارند و در یک گالری در سانفرانسیسکو بهکار فروش آثار هنری مشغولند؛ مارتین شولزه که به کشورش بازمیگردد و مکس آیزنشتاین که ساکن آمریکاست. ارتباط آنها از طریق نامه ادامه دارد اما با قدرت گرفتن هیتلر چیزی در مارتین تغییر میکند. نامههای دوستانه بهتدریج رنگ ایدئولوژیک میگیرند و دوستی دیرینه زیر فشار ناسیونالسوسیالیسم ترک برمیدارد.
تیغ اصلی داستان همینجاست: تیلور نشان میدهد چگونه نفرت سیاسی میتواند به رابطهای کاملا شخصی نفوذ کند و آدمی را چنان تغییر دهد که دیگر برای نزدیکترین دوستش هم قابل شناسایی نباشد. نامهها کوتاه هستند اما هرکدام یک قدم بهسوی فاجعهاند.
«گیرنده شناخته نشد» نخستینبار سال ۱۹۳۸ در مجله Story منتشر و با استقبال چشمگیری روبهرو شد. کتاب سال ۱۹۳۹ انتشار یافت و در مدت کوتاهی حدود ۵۰هزار نسخه فروخت. کتاب در آلمان نازی ممنوع و بعدها به زبانهای متعدد ترجمه شد. منتقدان ایجاز و تأثیرگذاری آن را از مهمترین ویژگیهای اثر دانستهاند.
این داستان ۶۴صفحهای، امروز بیش از هر چیز درباره سازوکار خطرناک عادی شدن نفرت است؛ درباره اینکه شاید ترسناکترین تغییر، تغییر چهره دشمن نباشد، بلکه تغییر چهره دوست باشد. ترجمه بهمن دارالشفایی را از این کتاب نشر ماهی در قطع جیبی منتشر کرده؛ کتابی که اکنون با قیمت ۱۸۰ هزار تومان به چاپ شانزدهم رسیده است.
«گیرنده شناخته نشد» را میتوان در کمتر از یک ساعت خواند اما پرسشی که پس از پایانش باقی میماند خیلی بیشتر از یک ساعت ذهن را درگیر میکند: آدمها دقیقا از کجا دیگر شبیه گذشتهشان نیستند؟