دروازه تاریخ
آشنایی با برخی از دروازههای تاریخی ایران که همچنان پابرجا هستند
فاطمه عباسی| روزنامه نگار
شهر، پیش از آنکه با خانهها و کوچههایش شناخته شود با آغوش گشودهاش به یاد میماند؛ با همان نقطهای که غریبه را به آشنا بدل میکند و مسافر خسته را پناه میدهد. قرنها پیش، این آغوش بنایی باشکوه از سنگ و آجر بود: «دروازه». دروازهها تنها ورودی شهر نبودند، بلکه نبضسنج امنیت، ویترین فرهنگ و نخستین سلام یک تمدن به جهان بیرون بودند. کاروانها از زیر طاقهای بلندشان اماننامه میگرفتند، سپاهیان در سایهشان خبر فتح و شکست را میشنیدند و قصهگویان، افسانههای شهر را از همین آستانهها آغاز میکردند. امروز دیگر برج و بارویی نمانده و شهرها بیآنکه مرزی بشناسند تا بیکران پیش رفتهاند. اما در قلب همین کلانشهرهای مدرن و پرهیاهو، هنوز هم نگهبانان پیری ایستادهاند که روایتگر آن دوراناند. این دروازههای بازمانده یا بازسازیشده، دیگر جلوی کسی را نمیگیرند، بلکه پلی هستند میان امروز شتابزده و دیروز قصهگو. آنها یادگارهای سنگی هویتی هستند که به ما یادآوری میکنند هر شهری، داستانی برای ورود دارد؛ داستانی که از یک دروازه شروع میشود؛ جایی که شهر برای نخستین بار به غریبهای لبخند زد و او را «شهروند» نامید. در این گزارش، به دیدار این پیران استوار در سراسر ایران میرویم و به قصه سکوتشان گوش میسپاریم.
