• شنبه 17 مرداد 1405
  • ٢٤ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Aug 08
شنبه 17 مرداد 1405
کد مطلب : 279924
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/N9poN
+
-

روایت ‌خبر

ماجرای جذاب عمان
عمان تلاش داشت تا در جریان جنگ میان ایران و آمریکا، موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کند و حتی در این مسیر حاضر شد از بخشی از منافع خود در تنگه هرمز صرف‌نظر کند. با این حال، زمانی که آمریکا توافق را از مسیر عمان دور زد، ایران این اقدام را مغایر با مفهوم بی‌طرفی دانست و به عمان هشدار داد که چنین رویکردی را ادامه ندهد؛ با وجود این هشدار، این روند متوقف نشد.
در ادامه، ایران معادله را تغییر و برای نخستین‌بار عمان را هدف قرار داد؛ آن هم نه در نقطه‌ای معمولی، بلکه در بندر الدقم؛ بندری خارج از تنگه هرمز که عمان طی سال‌ها برای تبدیل آن به یکی از گره‌های مهم ترانزیتی منطقه روی آن سرمایه‌گذاری کرده است. پس از این تحول، عمان بیش از گذشته با واقعیت‌های جدید منطقه مواجه شده و در ادامه، بار دیگر به مسیر مذاکره بازگشته است.
در سوی دیگر، ایران نیز دریافت که در مناسبات منطقه‌ای، الزاماً نیازی به مواجهه مستقیم با آمریکا در همه عرصه‌ها وجود ندارد و همان‌گونه که می‌توان ظرفیت‌های آمریکا را در منطقه تحت فشار قرار داد، می‌توان مسیر مذاکرات را نیز از طریق کشورهای منطقه پیش برد.
براساس این روند، ایران و عمان در نهایت به یک جمع‌بندی مشترک رسیدند که سازوکاری برای جلوگیری از دور زدن توافق توسط آمریکا ایجاد شود. همچنین به‌گفته کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه، آمریکا پیام‌هایی ارسال کرده که نشان می‌دهد آمادگی دارد به تعهدات خود عمل کند.
شاید یکی از مهم‌ترین نتایج منطقه‌ای این جنگ، تغییر نگاه کشورهای عربی به ام‌الخبائث آمریکاست؛ به‌گونه‌ای که این کشورها بیش از گذشته ضرورت فاصله گرفتن از آمریکا و بازتعریف روابط خود را درک کنند و بپذیرند که ایران جدید باید در تمامی معادلات منطقه‌ای مورد محاسبه قرار گیرد.

کریدور ایران و عمان چگونه عامل پیروزی راهبردی ایران می‌شود؟
گاهی مهم‌ترین پیروزی‌ها با صدای انفجار شنیده نمی‌شوند‌ بلکه در تغییر قواعد بازی، خود را نشان می‌دهند. تفاهم جدید ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز، اگر اجرایی شود، تنها یک توافق دریایی نیست، بلکه می‌تواند نشانه تغییر معماری امنیتی مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان باشد.
اهمیت هرمز روشن است؛ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت و ۳۰ درصد نفت حمل‌شده از طریق دریا از این تنگه عبور می‌کند. همچنین نزدیک به یک‌سوم تجارت جهانی ال‌ان‌جی و بیش از ۸۰‌درصد نفت عبوری نیز راهی بازار آسیا می‌شود.
به همین دلیل، آمریکا دهه‌ها با استقرار ناوگان پنجم، ایجاد پایگاه‌های نظامی در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و تشکیل ائتلاف‌هایی مانند «سنتینل» تلاش کرد مدیریت امنیت هرمز را در اختیار داشته باشد. اما اکنون گزاره‌ای جدید در حال شکل‌گیری است؛ امنیت هرمز باید توسط 2 کشور ساحلی آن، یعنی ایران و عمان، طراحی شود. این تفاهم به‌معنای باز شدن تنگه نیست، بلکه به‌معنای طراحی مدل جدیدی برای مدیریت عبور و مرور کشتی‌هاست. در این مدل، مسیرهای موقت فعلی کنار گذاشته می‌شود و کریدور جدیدی شکل می‌گیرد که بخش مهمی از آن از آب‌های سرزمینی ایران و بخش دیگر از آب‌های عمان عبور می‌کند؛ تغییری که نسبت به ‌ترتیبات برقرار از سال ۱۹۶۸، جایگاه حقوقی و عملیاتی ایران را تقویت می‌کند. اهمیت این تحول زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم هیچ جایگزین واقعی برای تنگه هرمز وجود ندارد. خط لوله شرق به غرب عربستان با ظرفیت ۷ میلیون بشکه و خط لوله حبشان–فجیره امارات با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز نیز توان جایگزینی کامل این تنگه را ندارند. در نتیجه، اگر این تفاهم اجرایی شود، معنایش تنها تغییر یک مسیر دریایی نیست، بلکه انتقال تدریجی مدیریت امنیت هرمز از الگوی متکی بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای به الگویی است که ایران و عمان نقش اصلی را در طراحی آن دارند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید