• پنج شنبه 15 مرداد 1405
  • ٢٢ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Aug 06
پنج شنبه 15 مرداد 1405
کد مطلب : 279838
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/5934q
+
-

پایان قصه رامین

مرثیه‌ای برای تعصب‌های میلیاردی؛ رضاییان و پایان یک نمایش پرهزینه

پایان قصه رامین

میثم کریمی

  «من از تمرین با این تیم عشق می‌کنم و تعصب استقلال را می‌کشم.» این جملات، نه دیالوگ‌های یک فیلم ملودرام‌ بلکه کلماتی است که روزگاری نه‌چندان دور از زبان رامین رضاییان در وصف حضورش در استقلال شنیده می‌شد. اما در فوتبال بی‌رحم و البته به‌شدت مادی‌گرای امروز، تاریخ‌مصرف عشق و تعصب ظاهرا به تعداد صفرهای رقم قرارداد گره خورده است. روز گذشته باشگاه استقلال با یک اطلاعیه رسمی، نقطه پایانی بر یکی از فرسایشی‌ترین و پرحاشیه‌ترین پرونده‌های نقل‌وانتقالاتی خود گذاشت؛ پایانی بر حکایت ستاره‌ای که پس از درخشش در جام‌جهانی و کسب عنوان بهترین بازیکن فصل فوتبال ایران، پیراهن آبی را نه به‌عنوان یک افتخار‌ بلکه به‌عنوان اهرمی برای چانه‌زنی‌های نجومی‌اش می‌دید.
  داستان جدایی رامین از استقلال، تنها قصه یک اختلاف‌سلیقه فنی یا تاکتیکی نیست؛ این یک تراژدی از جنس تورم واژه‌هاست. وقتی بازیکنی از عشق به پیراهن و تعصب به سکوها سخن می‌گوید، هوادار با تمام وجود آن را باور می‌کند و او را در قلب خود جای می‌دهد‌ اما پشت درهای بسته اتاق مدیریت و روی میز مذاکره، واقعیت دیگری در جریان است. اخبار موثق حکایت از آن دارد که اختلاف مالی میان ستاره ملی‌پوش و باشگاه به عدد حیرت‌انگیز ۱۰۰‌میلیارد تومان رسیده بود. حتی گفته شد که جناب رضاییان در یک ژست فداکارانه قید ۲۰‌میلیارد تومان را زده است‌ اما باشگاه به‌درستی زیر بار رقم نجومی و سرسام‌آور ۱۸۰‌میلیارد تومانی نرفت. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که باید یقه فوتبال ایران را گرفت و پرسید که قیمت واقعی تعصب چند است؟ آیا عشقی که با ۱۶۰‌میلیارد تومان هم راضی نمی‌شود، اصلا از ابتدا وجود خارجی داشته است؟ رامین رضاییان نشان داد که در بازار مکاره فوتبال امروز، تعصب تنها یک برچسب تبلیغاتی برای بالابردن قیمت در فصل نقل‌وانتقالات است. استقلال پیش از این نیز اسیر چنین بازی‌هایی شده بود‌ اما این‌بار مدیریت تصمیم گرفت دیگر صبر نکند و خط قرمزی بر نام ستاره‌ای بکشد که منافع و ارقام شخصی‌اش را فراتر از منطق باشگاه می‌دید.
  اگر به کارنامه فوتبالی رامین رضاییان نگاهی دقیق و تحلیلی بیندازیم، با الگویی تکرارشونده مواجه می‌شویم؛ بازیکنی با کیفیت فنی غیرقابل‌انکار، ارسال‌های طلایی و میل هجومی ویرانگر‌ اما به‌شدت ناآرام و بی‌قرار. رامین در پرسپولیس درخشید‌ اما حواشی او را به سمت درهای خروجی برد. در اروپا تلاش کرد اما دوام نیاورد. در سپاهان ستاره بود اما ماندگار نشد. به استقلال آمد، قلب هواداران را تسخیر کرد، سپس قرضی راهی فولاد شد و در آنجا دوباره اوج گرفت و حالا، دوباره در نقطه صفر ایستاده است؛ یک بازیکن آزاد بدون تیم. رامین همواره بازیکنی بوده که تکلیفش با خودش و تیم‌هایش مشخص نیست. او به‌جای آنکه به یک اسطوره ماندگار و یک لنگرگاه اطمینان‌بخش در یک باشگاه تبدیل شود، ترجیح داده نقش یک کوچ‌نشین موفق اما موقت را بازی کند؛ بازیکنی که هر جا می‌رود، می‌درخشد‌ اما بذر اختلاف، توقعات بی‌پایان و تنش را هم با خود به رختکن می‌برد.
  رامین رضاییان با تمام خاطرات تلخ و شیرینش، گل‌های حساسش و استارت‌های انفجاری‌اش، در استقلال به تاریخ پیوست. او با دست‌های خودش، پلی را که می‌توانست او را به یک چهره فراموش‌نشدنی در این باشگاه تبدیل کند، ویران کرد. درس بزرگ این جدایی برای فوتبال ایران روشن است؛ اصول مدیریتی و حفظ ساختار، بر هر نام پرآوازه‌ای ارجحیت دارد. رامین حالا می‌تواند با جایزه‌هایش در جام‌جهانی عکس یادگاری بگیرد و به‌دنبال تیمی باشد که حاضر باشد برای کلمه تعصب، ۱۸۰ میلیارد تومان پرداخت کند.

نقش سهراب 
نباید از نقش کلیدی سهراب بختیاری‌زاده در این قطع همکاری غافل شد. سهراب در دوراهی انتخاب میان کیفیت فنی یک ستاره و آرامش و یکدستی رختکن، دومی را انتخاب کرد. او به‌خوبی می‌دانست که بازگرداندن بازیکنی که هفته‌ها برای تیم ناز کرده و پیشنهادهای بین‌المللی خیالی یا واقعی‌اش را به رخ کشیده، چه ضربه مهلکی به اقتدار کادر فنی و هارمونی تیم وارد می‌کند. ماجرای آنفالو کردن یاسر آسانی در اینستاگرام پس از تمجید او از صالح حردانی، شاید در نگاه اول یک رفتار کودکانه مجازی به‌نظر برسد‌ اما در واقع نشان‌دهنده عمق شکاف در روابط رامین با سایر بازیکنان است. رضاییان بازیکنی نیست که به‌راحتی در تیم حل شود. او می‌خواهد خورشیدی باشد که همه سیاره‌ها دور او بچرخند و زمانی که این اتفاق نمی‌افتد، تنش آغاز می‌شود. سهراب بختیاری‌زاده، با الگوبرداری از تصمیم سال‌ها پیش برانکو ایوانکوویچ، نشان داد که هیچ نامی بزرگ‌تر از تیم نیست؛ تصمیمی پرخطر که از منظر مدیریت و اصول ورزشی، شجاعانه و قابل‌ستایش است.

سراب بازگشت
آقایان مدیر، پرسپولیس زنگ تفریح نیست!

این‌روزها در بازار مکاره نقل‌وانتقالات، نمایشی در حال اکران است که فیلمنامه‌اش برای سکوهای سرخ به‌شدت آشنا و البته آزاردهنده است. قهرمان این درام تکراری، ستاره‌ای است که پس از رسیدن به بن‌بست در اردوگاه رقیب، حالا فیلش یاد هندوستان کرده و اطرافیانش پالس‌های بازگشت به پرسپولیس را مخابره می‌کنند. اما آقایان مدیر در باشگاه پرسپولیس، لطفا و تحت هیچ شرایطی، زیر بار این بازی نروید! رامین رضاییان، بازیکنی که کیفیت فنی‌اش در جام‌جهانی غیرقابل انکار بود، درست در روزهایی که استقلال با یک تصمیم شجاعانه و مدیریتی قید ارقام نجومی و حواشی بی‌پایانش را زد، ناگهان به یاد پرسپولیس افتاده است‌ اما حافظه هوادار پرسپولیس، برخلاف حافظه کوتاه‌مدت فوتبال ایران، به این زودی‌ها پاک نمی‌شود. سکوهای سرخ هنوز فراموش نکرده‌اند روزهایی را که این بازیکن به رنگ پیراهن تیمش پشت کرد و با تعصب‌های نمایشی و بوسه بر لوگوی رقیب، برای آبی‌ها دلبری می‌کرد.
فوتبال امروز تجارت بی‌رحمی است‌ اما هنوز هم اصولی دارد که قداست و اتوریته یک باشگاه را حفظ می‌کند. استقلال سهراب بختیاری‌زاده، با تمام نیازهایش به یک ستاره، شجاعت به خرج داد و یک «نه» بزرگ به این زیاده‌خواهی گفت. حالا نوبت شماست. پرسپولیس نباید پناهگاه و گزینه دوم بازیکنی باشد که تیم‌های دیگر او را پس زده‌اند. خوشبختانه مهدی تارتار با یک نگاه هوشمندانه، پازل تیمش را بر مبنای جوانگرایی و آرامش رختکن چیده است. وقتی سرمربی تیم با درک درست از شرایط، قید نام ۳۶‌ساله رامین را می‌زند و ترجیح می‌دهد سرمایه باشگاه را روی استعدادهای زیر ۳۰‌سال هزینه کند، مدیریت هم باید با قاطعیت پشت این تصمیم بایستد.
آقایان تصمیم‌گیرنده! پیراهن پرسپولیس، راه فرار از یک بحران شخصی و بن‌بست نقل‌وانتقالاتی نیست. اجازه ندهید نام بزرگ این باشگاه، به ابزاری برای بازارگرمی یا تسویه‌حساب‌های رسانه‌ای تبدیل شود. درها را ببندید، به غرور جریحه‌دارشده هوادار احترام بگذارید و بگذارید رامین رضاییان، ماجراجویی‌های پرهزینه‌اش را کیلومترها دورتر از پیراهن سرخ دنبال کند. این بدون‌شک، حیاتی‌ترین تصمیم مدیریتی شما در این تابستان خواهد بود.

این خبر را به اشتراک بگذارید