بچههای ناو دنا افتخار آفریدند
تا ساعت 11صبح وسط اقیانوس بودیم. هر کشتی و ناوی که میآمد، ما را میدید و میرفت. هیچکدام کمک نمیکردند. بالاخره ناو سریلانکا آمد و ما را پیدا کرد. وقتی به قایقهای دیگر رسیدم دنبال دوستانم میگشتم. صدا میزدم نادر کجاست؟علیرضا کجاست؟ حسین پور؟ شاهرخ؟ بچهها زخمی بودند وصحنهها دلخراش و ناراحتکننده بود. مرور این خاطرات، سخت و آزاردهنده است اما من میگویم تا شما به گوش مردم برسانید؛ باید بدانند بچههای ناو دنا افتخار آفریدند و پرچم ایران را برافراشتند و غریبانه و بیدفاع به شهادت رسیدند؛ شهادتشان هم افتخار ماندگاری در تاریخ ایران است و رسوایی پاکنشدنی برای آمریکای جنایتکار.
وقتی به کشور برگشتم
136نفر بودیم. تنها 32نفر از ما زنده ماندند و 104نفربه شهادت رسیدند که از این شهدا 20نفرشان جاویدالاثر شدند و برای همیشه در آبهای اقیانوس هند ماندند. 40روز بعد از اینکه نجات پیدا کردیم به کشور برگشتیم اما حال هیچکدام از ما خوب نبود. زمان میبرد تا حال روحی ما بهتر شود. صحنهها و غربتی را که دیدیم، دوستانمان را دیدیم چطور به شهادت رسیدند، همه اینها قابل بیان نیست اما برای همیشه داغی است بر دل ما. خانواده وقتی شنیده بودند که ناو دنا هدف قرار گرفته و از من خبری نشده بود گفته بودند که شهید شدهام و خانه را سیاهپوش کرده بودند. مرا که دیدند باورشان نمیشد. این شوک برای خانواده من هنوز هم اثرات خود را نشان میدهد با وجود اینکه من برگشتهام. حالا فکر کنید خانواده شهدا و جاویدالاثرانی که پیکرشان برنگشته چه دردی میکشند.