• پنج شنبه 8 مرداد 1405
  • ١٥ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 30
پنج شنبه 8 مرداد 1405
کد مطلب : 279530
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/W7mKg
+
-

متهمان به بهانه آموزش زبان نقشه سرقت‌هایشان را عملی می‌‌کردند

شگرد عجیب دخترعموهای سارق

گزارش
شگرد عجیب دخترعموهای سارق

الهـه فراهانـی| روزنامه‌نـــگار

2دخترعمو به بهانه تدریس خصوصی زبان انگلیسی وارد خانه طعمه‌های خود می‌شدند و پس از بیهوش کردن آنها، نقشه سرقت را عملی می‌کردند.

به گزارش همشهری، همه‌‌چیز از انتشار کلیپ‌های آموزش زبان انگلیسی در شبکه اجتماعی یوتیوب شروع شد. دختری که خودش را مدرس زبان معرفی می‌کرد، مدعی بود که با شهریه کم حاضر است شاگرد خصوصی بگیرد و پسر جوانی که قصد یادگیری زبان داشت، با او تماس گرفت. دختر جوان که المیرا نام دارد برای تدریس زبان راهی خانه این پسر شد و این شروع ماجرایی بود که خیلی زود پای پلیس را به ماجرا باز کرد.
آن روز المیرا بی‌آنکه شاگردش متوجه شود، در لیوان آبمیوه او مقداری داروی خواب‌آور ریخت و پس از آنکه پسر جوان بیهوش شد، همه اموال باارزش خانه را جمع کرد و پا به فرار گذاشت.

ردپای 2ختر
با شکایت پسر جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی وارد عمل شدند. بازبینی دوربین‌های مداربسته ساختمان، فرضیه سرقت یک ‌نفره را رد کرد. تصاویر نشان می‌دادند که المیرا بلافاصله پس از بیهوش شدن طعمه‌اش، در ورودی ساختمان را باز کرده و دختر دیگری که نقاب به‌صورت داشت، وارد خانه شده است. آن دو با آرامش تمام طلاها، دلارها، سکه و وسایل قیمتی خانه را سرقت کرده و متواری شده بودند.

سرقت‌های سریالی
بررسی‌های بعدی پلیس نشان می‌داد که کارآگاهان با یک باند حرفه‌ای که دست به سرقت‌های سریالی می‌زنند روبه‌رو هستند؛ باندی 2نفره که یکی از آنها نقش استاد زبان انگلیسی را بازی می‌کرد و دیگری پس از بیهوش شدن طعمه، پا در خانه می‌گذاشت تا نقشه سرقت را عملی کنند. این دو کاملا حرفه‌ای عمل می‌کردند و در هر سرقت از خطوط تلفن بی‌نام ‌و نشان یا موقتی استفاده می‌کردند که عملا ردیابی آنها را غیرممکن می‌ساخت. در این شرایط، کارآگاهان تصمیم گرفتند از همان نقطه‌ای که سناریو آغاز شده بود، یعنی یوتیوب، به سراغ متهمان بروند. یکی از مأموران پلیس در نقش متقاضی کلاس خصوصی با المیرا تماس گرفت و قرار ملاقاتی برای تعیین سطح در یک کافه گذاشت. دختر جوان که گمان می‌کرد طعمه جدیدی شکار کرده است، سر قرار رفت اما دستگیر شد. او به سرقت‌های سریالی با همدستی دخترعمویش اعتراف کرد و با دستور بازپرس دادسرای سرقت، همدست او نیز دستگیر شد. تحقیقات از باند دخترعموها برای شناسایی مالباختگان احتمالی ادامه دارد.

گفت و گو
رؤیای مهاجرت 

المیرا 23ساله است و هیچ سابقه کیفری ندارد. او ‌می‌گوید: انگیزه وی و دخترعمویش از سرقت‌های سریالی، ‌مهاجرت به اروپا بوده است.
چه شد که از کلاس درس و آموزش زبان، سر از دادسرای سرقت درآوردی؟
همه‌‌اش به‌خاطر رویای مهاجرت بود! من و دخترعمویم از همان دوران دبیرستان تصمیم داشتیم به یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت کنیم. حتی رفتیم دانشگاه و زبان انگلیسی خواندیم تا در آنجا بتوانیم کار کنیم. اما هر چه دویدیم، دیدیم با حقوق‌ معمولی و تدریس خصوصی تا آخر عمر هم نمی‌توانیم پول بلیت و هزینه‌های اولیه را جور کنیم؛ برای همین تصمیم گرفتیم میان‌بر بزنیم.
و میان‌بر شما این بود که شاگردان‌تان را تا مرز مرگ ببرید؟
به خدا من خبر نداشتم ممکن است جان کسی به خطر بیفتد. ما در فیلم‌ها و اخبار دیده بودیم که بعضی زن‌ها به‌عنوان پرستار یا خدمتکار وارد خانه‌ها می‌شوند و با مسموم کردن صاحبخانه سرقت می‌کنند. سرچ کردم و دیدم به اندازه 2قاشق چایخوری برای بیهوش شدن یک نفر دارو لازم است. به دخترعمویم گفتم ما که زبان بلدیم، چرا از این هنر استفاده نکنیم؟ تبلیغات تدریس زبان با شهریه بسیار پایین دادیم. راستش طعمه‌ها هم طمع کردند؛ قیمت ما از پایین‌ترین آموزشگاه‌ها هم کمتر بود و آنها می‌خواستند از فرصت استفاده کنند و اصلا به این فکر نکردند که چرا باید شهریه ما آنقدر پایین باشد.
چه کسانی را هدف قرار می‌دادید؟
فرقی نمی‌کرد. مهم این بود طرف در خانه تنها باشد. اگر خانم‌ها هم درخواست می‌دادند قبول می‌کردیم.
اگر می‌رفتی و سوژه تنها نبود چه می‌کردی؟
خیلی ساده؛ فورا به دخترعمویم که بیرون منتظر بود پیام می‌دادم: سوژه سوخت! بعد هم به یک بهانه‌ای کلاس را تمام می‌کردم و دیگر جواب تماس‌هایشان را نمی‌دادم و کلاس‌های بعدی را لغو می‌کردم.
فکر نمی‌کردی دستگیر شوی، آن هم وقتی دوربین‌ها تصویرت را ثبت می‌کردند؟
ما کارهای مهاجرتمان را مو به مو انجام داده و حتی بلیت ترکیه را هم خریده بودیم. با خودمان حساب کرده بودیم در این شرایط کشور تا پلیس بخواهد ما را شناسایی کند و ردی به‌دست بیاورد، ما در اروپا هستیم و دستشان به ما نمی‌رسد. فکرش را نمی‌کردیم درست چند روز مانده به پرواز، مأمور پلیس در یوتیوب به‌عنوان شاگرد با من قرار بگذارد. الان هم گیر افتادیم و باید برویم زندان.


 

این خبر را به اشتراک بگذارید