• پنج شنبه 8 مرداد 1405
  • ١٥ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 30
پنج شنبه 8 مرداد 1405
کد مطلب : 279516
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/BLQXJ
+
-

روایت خبر

روایت خبر

رویترز چگونه پهلوی را رسوا کرد؟ 
خبرگزاری رویترز اخیراً گزارشی تحقیقی درباره رضا پهلوی و تلاش‌های بی‌فرجام او برای هدایت جریان برانداز تهیه کرده که حقیقتاً باید آن را رسواکننده دانست.
بخشی از گزارش رویترز مربوط به رابطه دولت ترامپ با پسر شاه است. رویترز می‌گوید که دولت ترامپ در عمل او را کنار گذاشته است. نشان به این نشان که مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، از احمد باطبی، از چهره‌های برانداز خواسته بود در سخنرانی خود در سازمان ملل نامی از رضا پهلوی نبرد.
اما یکی از بخش‌های مهم این گزارش، ناامیدی حامیان رضا پهلوی از اقدامات نسنجیده اوست. یکی از نقاط اصلی ناامیدی حامیان پهلوی، سکوت او در برابر اظهارات ترامپ مبنی بر «بازگرداندن ایران به عصر حجر» بود.
به‌گفته رویترز، این سکوت باعث سرخوردگی حامیان مالی‌ای شد که ۳ میلیون دلار به کارزار پهلوی کمک کرده بودند.
بخش دیگر گزارش رویترز، الگوی رفتار خشونت‌آمیز در میان طرفداران سلطنت‌طلبی است.
در این‌باره رویترز در گزارش خود، به ضرب و شتم مخالفان و ارعاب منتقدان پهلوی در شهرهایی چون لندن و وین و ادبیات تند نزدیکان پهلوی نظیر سعید قاسمی‌نژاد علیه مخالفین سلطنت پرداخته است.
درباره خوی وحشی پهلوی و طرفدارانش، رویترز به پرونده فردی به نام «مسعود مسجودی» دانشجوی ایرانی مقیم کانادا پرداخته است.
رویترز می‌گوید به ویدئویی از یک تماس تصویری ۱۸دقیقه‌ای بین پهلوی و مسجودی دسترسی پیدا کرده که ادعای پهلوی مبنی بر نشناختن مسجودی را اساساً زیر سؤال می‌برد.
اما زندگی رضا پهلوی ابهامات مالی جدی هم دارد. رویترز در توضیح این ابهام تصریح کرده که حامیان پولدار پهلوی تنها در یک فقره، 3میلیون دلار به او داده‌اند؛ پولی که معلوم نیست چگونه و در چه مسیری خرج شده است.
اما این «پیرکودک نچسب» (تعبیر عبدالکریم سروش از میراث‌خور پهلوی) مدت‌ها قبل یک ادعای بانمک درباره ارتباطش با نظامیان در داخل ایران مطرح کرده بود که خنده خیلی‌ها را بلند کرد.
مثلا در یک فقره گفته بود من با «بیش از هزار گروه» از هسته‌های مقاومت در داخل ایران ارتباط دارم. با این حال، رویترز اشاره می‌کند که این ادعاها براساس پیام‌های تأیید نشده در شبکه‌های اجتماعی است و او برخلاف رهبرانی مانند ماندلا، جنبش سازمان‌یافته‌ای در داخل کشور ندارد.

کارد میوه‌خوری در برابر قمه‌کش‌ها
 ‌صلح خوب است و حتما‌‌ جنگ و خونروزی امری مذموم، اما وقتی دشمن خنجر بر گلویت می‌گذارد و دار و ندارت را طلب می‌کند، دم‌زدن از صلح یعنی بی‌عقلی، یعنی بی‌شرافتی.‌این نسبت و تناسب ساده را بعضی اصلاح‌طلبان متوجه نیستند؛ نمی‌فهمند در اوج کارزار جنگ، سخن‌گفتن از صلح، دادن پالس ضعف به طرف مقابل و بازکردن درهای تسلیم برای راه‌دادن بیشتر به زیاده‌خواهی دشمن است. ‌روی صحبتمان با امثال آذر منصوری است. منصوری اخیرا‌ از 2صلح، یکی در داخل و دیگری با بیرون سخن گفته. داخل یعنی با مردم و بیرون یعنی با دنیا! ‌صلح در داخل، ترجمه به‌روزشده «آشتی ملی» است که 10سال پیش محمد خاتمی مطرحش کرد.‌رهبر شهیدمان، همان وقت در پاسخی بجا، این ایده را بی‌معنی خواندند و در رد آن این سؤال را طرح کردند: «مگر مردم با هم قهرند؟»‌اما صلح در خارج هم حرفی بیجاست چون ایران هیچ دعوایی با دنیا ندارد و اگر به جایی و به کسی، پاسخ موشکی و پهپادی می‌دهد، به‌خاطر دفاع از حیثیت و منافع ملی است، نه چیز دیگر.‌اما بیاییم صلح‌خواهی امثال منصوری و تقسیم صلح، به نوع داخلی و نوع خارجی را از زاویه‌ای دیگر ببینیم.‌ظاهر چنین صلح‌خواهی‌هایی مثبت است؛ اما در عمل با منافع ملی بلندمدت کشور همسو نیست. وقتی دشمن قمه دست گرفته و قصد گلوی ما را کرده، توصیه به کارد میوه‌خوری، یعنی به‌طمع‌انداختن بیشتر نظام سلطه.‌اما طراحی امثال منصوری، به ایجاد یک دوقطبی کاذب میان جنگ و صلح می‌انجامد. چنین دوقطبی‌هایی هم صلح را ضایع می‌کند و هم جنگ را. جنگ برای ایران عین صلح‌خواهی و ثبات است نه تمنا برای جهان‌گشایی.‌چنین دوقطبی‌هایی نه‌تنها صلح و جنگ را توامان ضایع می‌کند، وحدت و همبستگی ملی را نیز آب می‌کند و از بین می‌برد.‌
از سوی دیگر این را نیز باید مورد توجه قرار داد که یقینا‌ کارشناسان نظامی و سیاسی کشور با برنامه‌ریزی دقیق در حال مدیریت فضا برای ایجاد امنیت پایدار هستند و نباید با مواضع ناپخته، در مسیر این راهبرد اختلال ایجاد کرد.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید