• چهار شنبه 7 مرداد 1405
  • ١٤ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 29
چهار شنبه 7 مرداد 1405
کد مطلب : 279466
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/L8nBw
+
-

نقد خبر

فقر و التماس؛ پایان سلبریتی‌های بی‌وطن
«دارم له می‌شوم... دیگر چیزی نمانده که بفروشم؛ حتی ساعت هم دیگر ندارم.»
اگر این جمله را بدون دانستن گوینده‌اش بشنوید، احتمالا تصور می‌کنید با روایت یک تاجر ورشکسته یا فردی گرفتار اعتیاد روبه‌رو هستید‌  اما گوینده، اشکان خطیبی است؛ بازیگری که تا چند سال پیش روی صحنه تئاتر، مقابل دوربین سینما و تلویزیون ایران فعالیت می‌کرد و پس از آشوب‌های سال ۱۴۰۱، مسیر مهاجرت و تقابل با کشور را برگزید.
اکنون همان بازیگر، در ویدئویی از فشار مالی می‌گوید؛ از اینکه دیگر چیزی برای فروش باقی نمانده و حتی ساعت مچی‌اش را هم فروخته است. او برای تأمین هزینه‌هایش صندوقی برای دریافت کمک مالی راه‌اندازی کرده، التماس می‌کند که کمکش کنند و حتی به مخاطبانش هشدار می‌دهد که اگر کمک نکنند، نامشان را اعلام خواهد کرد.
این تنها یک روایت شخصی نیست، بلکه نمایی از واقعیتی است که برای شماری از چهره‌های مهاجر تکرار شده است.
او و دیگر سلبریتی‌های فراری تصور می‌کردند با خروج از ایران، غرب آغوش خود را به روی آنان باز خواهد کرد‌ اما واقعیت چیز دیگری بود. شهرتی که در ایران شکل گرفته بود، بیرون از مرزها مشتری نداشت و بسیاری از این چهره‌ها با کاهش شدید درآمد و محدودیت فرصت‌های کاری مواجه شدند.
نمونه دیگر، حمید فرخ‌نژاد است؛ بازیگری که پس از مهاجرت، بخش قابل توجهی از فعالیت رسانه‌ای خود را به تبلیغ کسب‌وکارهای کوچک، ازجمله رستوران‌ها، اختصاص داد؛ مسیری که تفاوت آشکاری با جایگاه حرفه‌ای سال‌های حضورش در سینمای ایران داشت.
پرستو صالحی نیز درباره اجرای برنامه «عشق ابدی» صریح بود. او اعلام کرد که پذیرش اجرای این برنامه، بیش از هر چیز ناشی از نیاز مالی بوده است؛ اعترافی که نشان می‌داد فشار اقتصادی، برخی انتخاب‌های حرفه‌ای را رقم زده است.
این پایان کسانی است که به‌دنبال سراب شهرت و ثروتی که سلطنت‌طلبان و براندازان برای آنها ترسیم کرده بودند دویدند و هر چه بیشتر کوشیدند، در فقر و بی‌آبرویی بیشتر فرو رفتند.

3اقدام ضدایرانی انگلیس
زیر ذره‌بین تهران
آنچه سال‌ها در سطح گمانه‌زنی‌ها و گزارش‌های غیررسمی مطرح می‌شد این بار با مواضع رسمی لندن رنگ واقعیت گرفت. تأیید استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی انگلیس در جریان تجاوز علیه ایران از نگاه تهران چیزی فراتر از همکاری نظامی است؛ اقدامی که به تعبیر سخنگوی وزارت امور خارجه، «اقرار و اعتراف به همدستی در ارتکاب یک عمل متخلفانه» محسوب می‌شود.
این تنها محور اختلاف 2 کشور نیست. همزمان با تأیید این همکاری، گزارش‌هایی از آمادگی انگلیس برای مشارکت در ائتلاف نظامی مرتبط با تنگه هرمز منتشر شد؛ موضوعی که تهران آن را عاملی برای پیچیده‌تر شدن شرایط منطقه می‌داند و تأکید می‌کند ریشه ناامنی‌های کنونی نه اقدامات ایران، بلکه تجاوز نظامی آمریکا‌ست.
در کنار این دو پرونده، قرار دادن نام سپاه پاسداران ذیل قانون امنیت ملی انگلیس نیز به سومین محور تنش تبدیل شده است؛ تصمیمی که ایران آن را اقدامی خصمانه، مغایر با حقوق بین‌الملل و مستوجب پاسخ متقابل می‌داند. وزارت امور خارجه نیز هشدار داده مسئولیت پیامدهای سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک این تصمیم بر عهده دولت انگلیس خواهد بود.
مجموعه این تحولات نشان می‌دهد روابط تهران و لندن وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است؛ مرحله‌ای که اختلاف‌ها دیگر صرفا در سطح مواضع سیاسی نیست‌ بلکه به حوزه امنیت، حقوق بین‌الملل و موازنه‌های راهبردی منطقه نیز کشیده شده است.

مرگ گراهام و تأثیرآن بر کاهش
نفوذ لابی اسرائیل در آمریکا 
مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور تندرو و ضد‌ایرانی جمهوری‌خواه ضربه‌ای سخت به لابی اسرائیل در آمریکا وارد آورده است.
روزنامه وال استریت ژورنال به این ضربه پرداخته و گفته گراهام به‌مدت ۲۳سال یکی از اصلی‌ترین و بانفوذترین حامیان اسرائیل در سنای آمریکا بود.
بنا به نوشته این روزنامه آمریکایی، مرگ او در زمانی رخ داده که نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده افول جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و رویگردانی بخش‌هایی از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات از سیاست‌های این رژیم است.
وال استریت ژورنال به نقش گراهام در تنش‌های منطقه‌ غرب آسیا هم پرداخته و تصریح کرده که وی از حامیان سرسخت جنگ با ایران بود و این جنگ را حاصل تلاش‌های خود می‌دانست.
براساس اسناد فاش‌شده، گراهام حتی پیشنهاد بمباران همزمان لبنان و ایران را مطرح کرده بود که در آن زمان با مخالفت نتانیاهو مواجه شده بود، چون نتانیاهو می‌خواست تمرکز روی مسئله ایران باشد.
جایگاه گراهام آنقدر برای اسرائیلی‌ها مهم بود که نتانیاهو مرگ او را یک «ضایعه عظیم» توصیف کرد.
گراهام تعهدات بی‌شائبه‌ای به صهیونیست‌ها داشت، ازجمله قول سفر 2هفته به تل‌آویو برای پیگیری مشکلات آنها.
بنابر اعلام وال استریت ژورنال، اگرچه لابی‌هایی مانند «آیپک» همچنان فعال هستند، اما مرگ مهره‌ای مانند گراهام می‌تواند شروع دورانی باشد که در آن نفوذ لابی اسرائیل در سیاست‌های کلان آمریکا به اندازه گذشته گسترده نباشد.‌

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :